می‌شکنیم همه چیز را...

می‌شکنیم همه چیز را...

نویسنده : maryam
دلمان خوش است که می‌نویسیم و دیگران می‌خوانند وعده‌ای می‌گویند
آه چه زیبا، و بعضی اشک می‌ریزند و بعضی می‌خندند
دلمان خوش است به لذت‌های کوتاه، به دروغ‌هایی که از راست بودن قشنگترند،
به این‌که کسی برای‌مان دل بسوزاند یا کسی عاشق‌مان شود
با شاخه گلی دل می‌بندیم و با جمله‌ای دل می‌کنیم
و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد می‌زنیم
و چه ساده
می‌شکنیم همه چیز را...
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میثم
میثم
٩١/١٠/١١
٠
٠
اگه نوشته، نوشته خود آدم باشه که بد نیست دیگران هم بخونن و گاهی هم شاد و گاهی هم اشک بریزن اما قبول دارم که خیلی از این حسها زودگر هستند...
maryam
maryam
٩١/١٠/١١
١
٠
كاش هميشه حس هاي بد زود گذر باشند وحس هاي خوب هميشه همراهت...
mahshid
mahshid
٩١/١٠/١١
٠
٠
میشکنیم همه چیز را...................
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/١١
٢
٠
پس نباید به لذت های زود گذر و کوتاه دل خوش کرد.
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١١
٢
٠
مرسی!
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/١١
٠
٠
خب شکستن راحت ترین کاریه که میشه کرد.......در اینجور مواقع
f.qabel
f.qabel
٩١/١٠/١١
٠
٠
آه....راجو....
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/١١
١
٠
و چ ساده میشکنند ما را...
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/١١
٠
٠
هعییییی روزگار.... ! :(((( وقتی چیزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد می‌زنیم و چه ساده می‌شکنیم همه چیز را... !!!!
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
دلمان خوش است به اینکه کسی عاشقمان بشود تا ابدیت _ خدا...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤