تو خیلی خوشبختی
به یاد ته دیگ سیب زمینی مامان :)

تو خیلی خوشبختی

نویسنده : ایران

وقتی ناشکر میشوی و می‌توپی به در خانه‌ی خدا، وقتی ناراحتی از این که لوکس ترین ماشین‌های دنیا زیر پات نیست، یا هر اعتراض و شکایت دیگر، مامانت را می‌بینی که از نظر تو با جمله‌های کلیشه‌ای سعی دارد بی پولی شوهرش را توجیه کند و تو انگار یک گوشت در و یکی دروازه، توی این وقت‌ها فقط کافیه بروی و آرام کنج خلوت اتاقت، خوشبختی‌هایت را بنویسی!

جدای سلامتی، خانواده‌ی خوب،...که همان حرف‌های همیشگی‌ مامان است؛ می‌بینی خوشبخت نیستی، خیییییییییییلی خوشبختی! اینکه مرده‌ی خواب باشی و صبح سراسیمه پاشی و ببینی هنوز دو ساعت تا کلاست مانده! اینکه فکر کنی کلی تنهایی و یکهو یادت بیاد اینجا کلی رفیق جوان و پایه کنارت هست. اینکه می‌توانی شکوفه‌‌ها را ببینی،

باران را لمس کنی، اینکه دیر برسی سر سفره و ببینی هنوز یک ته دیگ سیب زمینی مانده؛ یا اینکه یک دکمه‌ی ضروری(!) لباست بیفته و ببینی یک سنجاق زاپاس ته کیفت داری یا...

همه این‌ها یعنی تو خییییلی خوشبختی! میتوانی چند تا از این خوشبختی‌های روزانه‌ات را بگویی؟!

راستی، قدر این خوشبختی‌های قشنگت را بدان! چون بعضی‌هایش مثل ته دیگ سیب زمینی مامان از هزارتا ماشین لوکس، شیرین‌تره!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
میشه من به جای ته دیگ سیب زمینی همون ماشین لوکس رو داشته باشم؟:))
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
اره چرا نمیشه ادرس بده
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
درسته خیلی ها پایین تر از ما هستن ولی خیلی ها هم بالاترن خب ما دلمون میخواد خخخ بابت مطلبتون ممنون شوخی کردم
نگارا
نگارا
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
نمیدونم نمیتونم بگم اینا خوشبختی نیست...ماشین لوکسم خوشبختی نیست...نمیدونم تعریفی از خوش بختی ندارم :صاف
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٩
٠
٠
تمام خوشبختیا واسه دوستام من همون ماشین لوکس رو با تمام بدبختیاش میپذیرم!!!خخخخ. من یکی از مواقعی که احساس خوشبختی میکنم وقتیه که جمعه ساعت 12 ظهر از خواب بیدار شم اولین چیزی که توجه ام رو جلب کنه بوی قورمه سبزی باشه... ممنون از مطلبتون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

درد شادی

٩٦/٠٣/٠١
تبلیغات
تبلیغات