10 هزار تومان برای امام زمان(عج)
کاری عاشقانه برای امام

10 هزار تومان برای امام زمان(عج)

نویسنده : محمد امین شرکت اول

بعد از ظهر پنج شنبه بود، داشتم بر می‌گشتم خانه، آن‌قدر اتوبوس شلوغ بود که دیگر صبرم لبزیر شده بود و صابون کمی پیاده‌روی را به تنم مالیدم و دو ایستگاه زودتر پیاده شدم، در پیاده رو راه می‌رفتم که چشمم به سه پسر افتاد که در حاشیه خیابان ایستاده بودند، خیلی جالب بود.

چون قدش کوتاه بود به خوبی بر روی شیشه عقب ماشین تسلط نداشت و به همین خاطر از چهارپایه‌ کمک می‌گرفت. ایستادم تا کارشان تمام شود، چند لحظه بعد به سمت‌شان رفتم و چند شکلاتی که ساعتی قبل از آقایی در خیابان گرفته بودم، به‌ آن‌ها دادم و بعد از خدا قوت شروع به صحبت کردن کردیم.

محمدرضا و حسین هر دو کلاس ششم دبستان هستند ولی محمدرضا چند ماهی بزرگ‌تر است. علیرضا، برادر کوچک‌تر محمدرضا چهارم دبستان است. علیرضا چون قدش کوتاه‌تر است، وقتی ماشینی می‌آید با دستمال شیشه را تمیز می‌کند و بعد از آن محمدرضا یا حسین شابلونی که رویش ذکر مقدس «یا مهدی ادرکنی» بریده شده است را روی شیشه نگه می‌دارد و نفر دیگر با تکه ابری که به رنگ آغشته شده است روی آن می‌کشد و در نهایت آن ذکر را روی شیشه ماشینی نقش می‌کنند. محمدرضا می‌گوید: «از روز ولادت امام علی (علیه السلام) من و حسین با هم تصمیم گرفتیم که برای ولادت امام زمان (عج الله تعالی فرجه) کاری بکنیم و این را هم گفتیم که هرکاری که خواستیم انجام بدهیم، فقط با پول‌های خودمان باشد، خیلی کارها به ذهن‌مان رسید، از خرید شکلات و پخش کردن آن بین مردم در خیابان گرفته تا پخش کردن شیرینی دم در مسجد بعد از نماز، ولی چون پول‌مان کم بود نمی‌شد درست این کارها را انجام داد و پول کم می‌آوردیم.

یک روز حسین آمد و به من گفت که مادرش چنین پیشنهادی داده است و من هم خوشم آمد و قبول کردم، پنج هزار تومان پول شابلون شد و پنج هزار تومان هم هزینه رنگ و مابقی وسایل. برادر کوچک من هم خیلی اصرار داشت که به ما کمک کند و به همین خاطر او را هم با خودمان آوردیم. دو روزی هست که همین کنار خیابان ایستاده‌ایم و پشت ماشین‌ها این ذکر را می‌نویسیم.»

تمامی هزینه‌های این کار را از جمع کردن پول تو جیبی‌های‌شان پرداخت کرده‌اند، با خودم می‌گویم: «حتی پول یک پیتزا هم نمی‌شود! پول یک شب بیرون رفتن با دوستانم هم نمی‌شود! و ...»

حسرت این را می‌خوردم که حتی برای لحظه‌ای هم که شده به جای آن‌ها باشم. آن‌قدر با شوق و ذوق کار می‌کردند که انگار آقا کنارشان ایستاده و دارد نگاه‌شان می‌کنم، انگار دارد دست بر سر هر سه تای آن‌ها می‌کشد و تشویق‌شان می‌کند. نگاه کردن لبخندهای‌شان زیباترین حسی بود که می‌توانستم در آن لحظه تجربه کنم.

یاد افرادی که برای گزارش قبلی‌ام باهاشان صحبت کرده بودم، افتادم. هر کسی یک عذر و بهانه‌ای داشت برای بی‌کار نشستن، درست مثل خودم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
ما مردمی هستیم که همیشه بهانه در چنته داریم!! آقای ماشا، چقدر به دلم نشست. چقدر حسین و علی رضا و محمدرضا رو دوست دارم....
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
خودمونو تو عذر و بهانه هامون غرق کردیم! دوستای امام زمان همشون دوس داشتنی اند!!!!
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
نمیدونم بخندم یا گریه کنم.........فقط اینکه خود امام زمان نگهدار یه همچین آدمایی ، بزرگ و کوچیکش فری نداره
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
الهی آمین، امام زمان خودش مراقب عاشقاش هست...
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
آخی !چه بچه های با احساسی، چه کار قشنگی انجام دادند(*_*)
لبخند انار
لبخند انار
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
مطلب عالی بود .خوش به حالشون .ممنونم
ghazale
ghazale
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
آخی .. چقد دلشون پاکه ..
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٥
٠
٠
این همونی بود که گفتم در جواب کامنتتون تو مطلب قبلیم! هر کس می تونه کار کنه! فقط باید بخاد!!!! واقعن بخاد!!!!
ghazale
ghazale
٩٣/٠٣/٢٥
٠
٠
بله متوجه شدم :))
admincheh
admincheh
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
دل این بچه ها خیلی پاک تر از اونی که هست که بشه خودمون رو جاشون بذاریم ؛ خودمو میگم ..
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٥
٠
٠
من هم هو ...
hamta
hamta
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
این بچه ها همونایی هستن که وقتی بزرگ میشن هم کارهای خارق العاده می کنن ... مثل من و امثال من بی فایده نمی مونن .... درود بر شما بابت این گزارش تاثیر گذار :)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
ان شاء الله ما ها هم بتونیم مثل اینا باشیم، خوب و تأثیر گذار!
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
خوش به حالشون ....
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٣/٢٥
١
٠
چقد بچگی خوبه...تو دنیاشون جز سفیدی و پاکی چیزی ندارن...دلاشون اونقدر مهربونه که اینجوری کار میکنن...کاشکی بزرگ هم که بشن...همینطوری بمونن...تا جامعه هم سفید بشه....شاید که بشه گفت اینا یکی از 313 نفر هستن......خیلی ممنونم واسه این گزارش سفیدتون...(:
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٥
٠
٠
الانم دنیا پره سفیدی و خوبیهـــ(: فقط باس پیداشون کنیمـ(: خواهش خانمـــ(:
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٣/٢٦
١
٠
انگار وقتی کوچیکتریم بیشتر دلمون می تپه برای ... / این مطلب بغض داشت... بغض.
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
وقتی کوچیکتریم، چون خودمون کوچیکیم چیزای بزرگو واقعن بزرگ میدونیم؛ ولی وقتی بزرگ میشیم اون چیزا هم برامون کوچیک میشن....
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
مطلب قبلی تون کجاست؟ من نخوندم
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
http://www.jeem.ir/pagetwo.php?print=2&type=1&id=14028
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
مطلب قبلی تون کجاست؟ من نخوندم
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
واقعا با این دوتا مطلبی که گذاشتین به نظرم یه خورده از دینتونو به امام زمان ادا کردین :)بسیار قشنگ بود کاش این بچه ها بزرگم که که میشن همنطور بمونن
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
خدا کنه واقعاً همین طور باشه؛ انشالا که این طوری باشه!!!!! ممنونـ(:
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
اصلا کارشون خیلی درسته خخ بابت مطلب خوبتون ممنون
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
آخی .... واقعا هم ! کـآش منم مثه اون بچه ها بودم.اجرشون با امام زمان (عج) / ممنون آقای شرکت :)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
ایشالا/ خواهش خانمـــ(:
tanha
tanha
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
خدا كنه ما هم بتونيم مسير زندگيمونو هم جهت امام زمانمون كنيم! محمدامين عزيز ممنون از گزارش عالي :)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
ایشالا(: خواهش داداشـ(:
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣