جام جهانی و چند داستان دیگر
برای یار دوازدهم...

جام جهانی و چند داستان دیگر

نویسنده : h-hidarpoor

اول//

جام جهانی شروع شده. خیابان‌ها شلوغ است. ذهن‌ها هم... بچه‌های ایران 2 ساعتی توی ترافیک گیر کرده‌اند. اعصاب‌شان به هم ریخته! شب نیمه شعبان است. جام جهانی شروع شده. جشن یک ماهه توپ و تور. اسم توپ‌شان را هم برازوکا گذاشته‌اند، یعنی مردم برزیل.

و مردم برزیل جایی پشت درهای ورزشگاه‌ها سنگ شوت می‌کنند سمت پلیس! و گاز اشک‌آور می‌خوردند و باتوم و کتک. توپ قشنگ و باکلاسی هم هست انصافاً! می‌گویند 6 پنل مخصوص دارد، جوری که کروی بودن و وزن خودش را موقع شوت زدن از دست نمی‌دهد، تازه در چند رنگ مختلف هم درست کرده‌اند که خدای نکرده برای بازیکنان تکراری نشود!

این طرف‌تر اما جایی توی آسیا، چند روز قبل جام جهانی - همان وقتی که شعبان به نیمه نرسیده بود- داعشی‌ها هم جام‌شان را شروع کردند. جام جنگی! دو تیم هم بیشتر ندارد، این جام. مردم عراق- داعشی‌ها ؛ همان‌ها که ادعا می‌کنند دولت اسلامی عراق و شام هستند؛ اسم توپ‌شان را هم انتخاب کرده‌اند، «سر شیعیان عراق»!

 نیمه شب هم در مراسم افتتاحیه رفته‌اند سراغ یک پلیس عراقی و سر بریده‌اند  و «این توپ ماست، از پوست ساخته شده!». جشن چند ماهه توپ و سر شروع شده!  حتما هم توپ شان گرد است و وزن‌اش را از دست نمی‌دهد، اما یک رنگ بیش‌تر ندارد، قرمز خونی ...

خوب وقتی هم انصافا جام‌شان را شروع کرده‌اند، که خبرنگاری وقت و حوصله‌اش را نداشته باشد که کشته شدن 1700 سرباز شیعه را گزارش کند، یا از این‌که مردی همسر و خواهرش را که تهدید به جهاد نکاح شده بودند کشته است، گزارش تهیه کند. خوب وقتی شروع کرده‌اند که خبرنگارها مشغول جام جهانی باشند، جام بیستم، از ورزشگاه‌ها بنویسند، از شروع خوب برزیل، از اشتباهات داوری، از انتقام سخت هلند از اسپانیا.

شب نیمه شعبان است، داعشی‌ها جام دوم را بعد سوریه در خوب روزهایی شروع کرده‌اند، آقا...

 

دوم//

100 هزار نیروی پلیس گذاشته‌اند، 57 هزار هم نیروی نظامی گذاشته‌اند برای حفاظت از استادیوم‌ها، هتل‌ها، برای 600 هزار طرفدار فوتبال، برای 600 هزار آدمی که خودشان را رنگی می‌کنند، رنگ پرچم کشورشان و یک ماه جشن می‌گیرند، بوق می‌زنند و درد ندارند.

در موصل عراق اما داعش داخل شهر شده آقا، کشته، تجاوز کرده و دارد پیش روی می‌کند. این‌جا اما خبری از نیروی پلیس نیست، از نیروی نظامی هم، که حفاظت کند از انسان‌ها، همان‌ها که رنگ کشورشان خیلی وقت است قرمز شده، قرمز خونی...

فحشا هم که از سال 2000 در برزیل قانونی شده! و حالا دور تا دور استادیوم‌ها پر است از کودکان 10 ساله‌ای که روسپی‌گری می‌کنند! همان‌ها که به زور مجبور به فحشا در خیابان‌های ریودوژانیرو و سائوپائولو و ... می‌شوند تا بلکم درآمدی کسب کنند. می‌گویند یک میلیون کارگر جنسی در برزیل زبان انگلیسی یاد گرفته‌اند که ...

در عراق اما، 4 زن موصلی پس از تجاوز داعشی‌ها خودکشی کرده‌اند! جهاد نکاح را هم راه انداخته‌اند که جام‌شان چیزی از جام جهانی کم نداشته باشد، آقا... راستی عراق همین جاست، همسایه دیوار به دیوار ایران...

 

آخر//

شب نیمه شعبان است، جام دومِ داعش هم شروع شده، مصدوم و محروم هم ندارند داعشی‌ها! هم «دد منشی»‌شان هست، هم رفقای فابریکشان آمریکا و اسرائیل، هم عربستان و هم «شرارت»شان...

شب نیمه شعبان است، عراقی‌ها دفاع می‌کنند، مصدوم و محروم که چه عرض کنم، کشته دارند، خیلی ...

یک گل به خودی هم زده‌اند و موصل رفته است فعلا! ولی جانانه دفاع می‌کنند آقا، فقط یک و نیم میلیون نفر در سامرا داوطلب شده‌اند که بروند برای دفاع، راستی آقا سامرا همان جای «سرداب مقدسه‌تان» است دیگر... اللهم عجل لولیک الفرج...

شب نیمه شعبان است، جام بیستم شروع شده، تیم‌ها همه 11 نفره بازی می‌کنند، انگار آن‌جا هم یک یار کم دارند آقا، تیم‌ها همه 11 نفره‌اند و می‌خواهند صعود کنند از گروه‌شان آقا... می‌خواهند بروند مرحله بعد، حیف که نمی‌دانند فوتبال «حال»اش از «بال»اش ضعیف‌تر است و همین است که آدم را پرواز نمی‌دهد! که به مرحله بعد نمی‌برد!

==================

پ.ن: همه فکر می‌کنند تماشاگران «یار دوازدهم» هستند و چه اشتباه فکر می‌کنند همه، آقا...

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
خیلی جالب بود..و جالب تر مفاهیمش شبیه به مطلب من بور که امروز گذاشتن رو سایت..اگر چه قلم شما یک چیزه دیگه ست..االهم عجل لولیک الفرج..التماس دعا..
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام بزرگوار/ آره درسته... مطلب شما خیلی خوب بود... خدا قوت
seyed_mohammad
seyed_mohammad
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
اللهم عجل ولیک الفرج...وقتشه که بیای آقـــــــا...ممنون بابت مطلبتون
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام بزرگوار/الهی آمین.. ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
سلام: مایۀ تأسف است امید که آقا خودش بیادو دنیا روشن کند.انشاءا.. متشکرم
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام بزرگوار/ ان شا الله... سپاس ویژه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام:خواهش میکنم وممنون
rdsma
rdsma
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
بسی تاثیرگذار :) ممنون
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام بزرگوار/ بسی ممنون!!!
hamta
hamta
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
خیلی قشنگ بود ... واقعا...واقعا .. واقعا ممنون... همه چیزهایی که تو ذهن من و خیلی ها بود و قدرت بیانش نبودو گفتین... خدا الهی همه شونو لعنت کنه.
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام بزرگوار/ ممنون از لطف تون... اگر قابل هدایت نیستند نابودشان کنه...
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
من یه جورایی یاد این شعر افتادم... پس از آفرینش آدم…خدا گفت به او… نازنینم آدم… با تو رازی دارم!… اندکی پیشتر آی… آدم آرام و نجیب..آمد پیش!!. زیر چشمی به خدا می نگریست!… محو لبخند غم آلود خدا!…دلش انگار گریست… نازنینم آدم!!!قطره ی اشک ز چشمان خداوند چکید… یاد من باش…که بس تنهایم!!! بغض آدم ترکید..گونه هایش لرزید…! به خدا گفت… من به اندازه.. من به اندازه گل های بهشت……نه… به اندازه عرش…نه…نه من به اندازه تنهاییت…ای هستی من دوستدارت هستم آدم..کوله اش را برداشت خسته و سخت قدم برمی داشت!.. راهی ظلمت پرشور زمین… طفلکی بنده غمگین.. آدم در میان لحظه ای جانکاه.. زیر لبهای خدا باز شنید نازنینم آدم!..نه به اندازه تنهایی من.. نه به اندازه عرش..نه به اندازه گل های بهشت که به اندازه یک دانه گندم..تو فقط یادم باش نازنینم آدم نبری از یادم…
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام بزرگوار/ ممنون از نظرتون... شعر زیبایی بود
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
اللهم عجل ولیک الفرج
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام بزرگوار/ الهی آمین...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
هيــــــــــــــــــــع...... شیعیان ما همواره در غم و اندوه خواهند بود تا آنگاه که فرزندم مهدی ظهور کند....(امام حسن عسکری)..... اي آقا : تو هم یک گوشه چشمی به ما کن/نگاهی هم به این بیچاره ها کن/بلای هجر، ما را مبتلا کرد/عنایت کن ز ما دفع بلا کن.....
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
همه فکر می‌کنند تماشاگران «یار دوازدهم» هستند و چه اشتباه فکر می‌کنند همه، آقا..... بابت مطلبتون ممنون
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
خدا لعنت کند حامیان ، سائیان و بانیان این جنایت ها را ! براستی مطلب شایسته ای بود
Niva
Niva
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
ممنون واقعا مطلب زیبا و به جایی بود.... این روزها خیلی چیزهای مهم هست که داره توی حاشیه ها گم میشه و ما همچنان تماشاگریم :) .. به امید رسیدن ظهور
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
انشالله حل بشه ... نگرانی هامونم تموم بشه! خیلی عالی بود ... مث همیشه!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥