مردم را دزد نبینیم
این‌جا ایران است؛ عجب شیر

مردم را دزد نبینیم

نویسنده : radyab0

این‌جا عجب شیر است؛ بله این‌جا آذربایجان است. امروز رفته بودم نان بگیرم که دیدم نانوایی بسته است و این جمله را روی یک کاغذ نوشته و چسبانده روی شیشه: درصورت بسته بودن هر بسته ۳۰۰۰ تومان؛ از بالا بندازید داخل، از پنجره بالایی مغازه.

۳۰۰۰ تومن انداختم داخل و یک بسته نان برداشتم و احساس غرور کردم که در کنار چنین مردمی زندگی می‌کنم و با چنین فرهنگی بزرگ شده‌ام!

آخر خود این نانوا آدم درستی است. درست فکر می‌کند و درست عمل می‌کند. برای همین است که دیگران را دزد نمی‌بیند و کسی هم از او دزدی نمی‌کند.

دلیل دارم برایش. به عکس خوب دقت کنید. اون دزد نیست. از مردم نمی‌دزدد. کم فروشی نمی‌کند. به ترازوی داخل نانوایی دقت کنید؟ چندتا نانوایی می‌شناسید که ترازوی دیجیتالی دارند؟ که کم فروشی نکنند؟ آفرین به این نانوا و غیرتش و این‌که از مردم دزدی نمی‌کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
افرین به اون نونوا :)
radyab0
radyab0
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
آفرین به نونوا
korosh
korosh
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
احسنت !!!! واقعا باعث افتخاره :))))))))))))
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
احسنت یاشاسین اذربایجان ...بابت مطلب خوبتون ممنون
radyab0
radyab0
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
مرسی قابلی ناشت
sorme
sorme
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
من کلا علاقه ی خاصی به آذربایجانیا دارم.
vesal
vesal
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
اخی چقد خوب !!!!!!!عاشق اینجور ادمام که ملت و دزد نمیدونن!!!!!مرسی واقعا ممنون:)
radyab0
radyab0
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
من هم ممنونم
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
آفرین !! واقعا آفرین !!
radyab0
radyab0
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
من هم ممنونمواقعا هم آفرین دارند
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠