شاهکار های دیدنی روی دست
نقاشی های هنرمندانه

شاهکار های دیدنی روی دست

نویسنده : mahshid2

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/١١
٥
١
بسیار زیبا بود.تشکر
parisa
parisa
٩١/١٠/١١
٤
٠
وووووووووووووووووووووووووووووووووووو..... محشر بود...... خیلی خیلی خوشگل بود...
Rahil.m.k
Rahil.m.k
٩١/١٠/١١
٠
٠
باتشکر هنرمندانه وقشنگ بودند.
bye
bye
٩١/١٠/١٢
٤
٠
مهی جون مثل همیشه سنگ تموم گذاشتی !!! مرسی عزیز
iMAN-HKT
iMAN-HKT
٩١/١٠/١٢
١
٠
زیبا بود ... سر شما درد نکنه ...!
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٢
١
٠
ممنون از نظرات
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/١٢
١
٠
عالی بود مهی جون.کارت درسته ها.بابا مطلب درآر،بابا مطلب باحال درآر،بابا ایول
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٢
٢
٠
دفعه ی قبلی چاکرت بودیم حالا مخلصتیم داش!!!!!!!
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/١٢
٢
٠
ما بیشتر...چاکر دا دا!اَه مهشید حالم بهم خورد چه طرز حرف زدنه شدیم عین این ل.
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٣
١
٠
تو هم شدی عین پ.
bye
bye
٩١/١٠/١٣
٤
٠
شما هم نه دعواتون معلومه نه خندتون !!! امیدوارم همیشه لبتون همینطور خندون بمونه معی جون و مهی جون D:
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/١٣
٠
٠
مهی دیگه طاقت ندارم،بی خیال ناراحتی.نمیشود با یک دوست صمیمی قهر کرد.بعد این کلمه ای که گفتی پ دوتا معنی میده،کدومشه؟
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٣
٠
٠
فعلا که با هم قهریم به دلایلی نا معلوم!!!!!!!!!
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٣
١
٠
معی میگم بیا یک کتاب که توش درباره ی مخفف نویسی ها باشه بنویسیم
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٠/١٣
١
٠
ای بابا بی خیال.دنیا ارزش قهر نداره.باهم دوست باشین.
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١٤
١
٠
خوشبختانه معی جان دیشب منو باز هم به دلایلی نامعلوم بخشید!
bye
bye
٩١/١٠/١٤
٤
١
این دعوا ها نمک دوستی !
f-oskoueian
f-oskoueian
٩١/١٠/١٤
٤
١
واقا جالب بود...
غزاله
غزاله
٩١/١٠/١٥
٣
١
سلام خيلي خوب بووووووووووووووود
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢