لبان ترک خورده تو
هر سال ماه رمضان که می‌شود یاد تو می‌افتم

لبان ترک خورده تو

نویسنده : نیلوفر عیدی

هر سال ماه رمضان که می‌شود یاد با تو بودن‌هایم می‌افتم. یاد همان شب‌هایی که سر سفره افطار به تو خیره می‌شدم و تو عاشقانه‌ترین لبخندهای پدرانه‌ات را هدیه نگاه دخترانه‌ام می‌کردی. یاد آن روزها و شب‌هایی که به فکر جدایی نبودیم، شاید هم تو بودی و من فکرش را نمی‌کردم

یاد آن لحظه‌ها که روشن‌تر از همیشه بود، من روزه گرفتن را نمی‌دانستم اما می‌فهمیدم تشنگی لبان ترک خورده از تشنگی‌ات را! سحرها را یادت هست؟! نمی‌خواستی بیدارم کنی اما دستم را که رها می‌کردی از خواب می‌پریدم! حالا من روزه گرفتن را می‌دانم، تشنگی لبان ترک خوردت اما سال‌هاست که دیگر نیست...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٤/٠٢
٠
٠
خدايا دلم آغوش گرم پدرانه را ميخواهد...
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
ممنون از وقتی که گذاشتید!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/٠٢
١
٠
سلام
ياد و خاطره عزيزان بخير.
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٣
١
٠
ممنون از ابراز نظرتون!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٠٢
٠
٠
سلام: پدر پشت وپناهِ آدمیزاد // هزاران فاتحه بر روحِ او باد //خدا تمام درگذشتگان را رحمت کند.سپاسگزارم
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
انشا اللله ممنون از شعر زیبا تون!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
سلام:خواهش میکنم.ممنون
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/٠٢
٠
٠
یادشون بخیر . تاثیر گذار بود ...
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
ممنون!
Paeez
Paeez
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
من هم لبخند ترک خورده ی پدرم سر سفره افطار رو می خوام ..
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
و همچنین من...
m_soltani
m_soltani
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
و گاهی روزه ی دل به غیر چشیدن طعم همان لبخند ترک خورده باز نمی شود که نمی شود ...
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
nice : m_soltani
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
ادم اینجور وقتا نمیدونه چی بگه که ذره ایی از غمتون کم بشه اما واقعا این کم اوردن کلمات الکی نیست و واژه ایی نیست که تسلای دل شما باشه. فقط امیدوارم خدا صبر بده بهتون. خیلی زیبا نوشتید
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
ممنون از لطفتون!
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
:'(
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
مرسی بسیار زیبا بود...
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
ممنون!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
خدا رحمتشون کنه ...
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
وهمچنین رفتگان شمارو...
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
خوب بود
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
متشکرم!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
تشکر فراوان
n_eidi
n_eidi
٩٣/٠٤/٠٤
٠
٠
خواهش میشه!!!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات