برای ظهور چکار می‌کنی؟!
گپ و گفتی با چند جوان درباره امام زمان‌مان

برای ظهور چکار می‌کنی؟!

نویسنده : محمد امین شرکت اول

ما ایرانی‌ها در طول تاریخ از جمله محبین اهل‌بیت بوده‌ایم و این یکی از ویژگی‌های این خاک و سرزمین به حساب بوده، هست و خواهد بود. هر وقت حرف از امام زمان به زبان می‌آید برای ظهور آقا دعا می‌کنیم، تک تک‌مان از ته قلب این را می‌خواهیم که ای کاش از یاران و ناصرین ایشان باشیم، ولی علاقه و خواستن خالی کافی است؟! ما بعضی مواقع هدف ظهور آقا را فراموش می‌کنیم. فردی دعا می‌کند که ای کاش آقا جان سریع‌تر بیایی ولی به این نکته توجه ندارد که آقا می‌آیند که امثال خودش که ربا خواری می‌کنند را از روی زمین بردارد! آقا می‌آیند امثال او که از انجام هر کاری ابایی ندارد را از بین ببرند.

به سراغ چند جوان رفتم تا بپرسم که چقدر دوست دارند که از یاران آقا باشند و برای رسیدن به این علاقه‌شان چه کار کرده‌اند.

شما هم از خودتان بپرسید...

 

با خداشونم مشکل دارم!

از درب چهار راه امامت پارک ملت شروع می‌کنم، به سمت وکیل آباد می‌روم و گه‌گاه به سراغ یک جوان می‌روم و از او سوالاتم را می‌پرسم، اولین نفری که سوال را برایش می‌گویم، جوابی می‌دهد که اصلاً انتظارش را نداشته‌ام، می‌گوید: «من با خداشونم مشکل دارم و یک چند وقتیه که با هم به هم زدیم و کاری به کار هم نداریم، چه برسه به اینا!» این را که می‌شنوم به صورتش لبخندی می‌زنم و بعد التماس دعا و خداحافظی. با خودم می‌گویم اگر او هم می‌خواست مثل تو که رهایش کردی، رهایت کند، حتی دمت باز دم نمی‌شد.

کمی جلوتر می‌روم، نفری بعدی یک خانم بیست و سه ساله است، می‌گوید: «صد در صد که دوست دارم.» وقتی می‌گویم خب برای این دوست داشتن تا به الان چه کاری انجام داده‌اید؛ کمی سکوت می‌کند و فکر، بعدش تکه‌تکه می‌گوید: «کاری که نکرده‌ام ولی سعیم را می‌کنم»، به او می‌گویم: «یعنی چه که سعیم را می‌کنم؟» می‌خندد و می‌گوید: «خب کاری به ذهنم نمی‌رسد.»

 

مقصر همه چیز مشکلات جامعه است!

از پسری بیست و یک ساله، سوال اولم را می‌پرسم، می‌گوید: «خیلی، به اندازه‌ای که نه می‌شود به عدد گفت و نه وصفش کرد.» جواب سوال بعدیم را این طور می‌دهد: «تا جایی که تونستم در اون روزهایی که گفتند برای امام زمان است برای ظهورش دعا کردم.» می‌گویم: «مگه چه روزهایی متعلق به امام زمان است؟» می‌گوید:« جمعه‌ها و روز تولدشان، می‌گویند دراین مواقع است که اگر دعا کنی بیشتر به گوش آقا می‌رسد و بیشتر با امام می‌توانی ارتباط برقرار کنی» از او می‌پرسم: «مگر امامی که حاضر است زمان خاصی برای خود دارد؟» می‌گوید: «امام که زمان خاصی ندارد و در آن زمان‌ها ما می‌توانیم برای‌شان دعا کنیم.» درگیرودار پرسیدن سوال بعدی بودم که متوجه شدم فکر و ذهنش به دنبال برخی افرادی است که در پارک قدم می‌زنند و من مزاحم پرداختن او به این افکار؛ سوال بعدی را نمی‌پرسم و رفع زحمت می‌کنم.

***

شاگرد یکی از بوتیک‌های همین حوالیست و بیست و سه سال سن دارد، راستش را بخواهید لباس‌هایش من را به او متوجه کرد.

+ چقدر دوست داری از یاران امام زمانت باشی؟

- تا حالا به اندازه‌اش فکر نکرده‌ام.

+ خب چرا تا حالا فکر نکردی؟

- شاید مشکلات جامعه و یا مشکلات زندگی نگذاشته که من به این موضوعات فکر کنم.

+ تا حالا چقدر در جهت این دوست داشتن‌ات پیش رفتی؟

- زیاد نبوده ولی من سعیم را کرده‌ام. برای مثال سال پیش کربلا رفتم یا این‌که روزهایی مثل عاشورا و یا شب‌های قدر مجلس‌های مذهبی می‌روم و امثال همین کارها.

+ به نظر خودت سعی و توان تو در همین حد بوده؟

- خب یک سری کارها هم در توانم هست ولی بنا به شرایط زندگی که دارم نمی‌تونم انجامشون بدم، مثل همین طرز لباس پوشیدنم و مدل مو و ریشم، من خودم هم حتی دوست دارم که ساده لباس بپوشم و مدل مو و ریشی ساده داشته باشم ولی من یک فروشنده بوتیک هستم و اگر بخواهم ساده لباس بپوشم به طبع در کارم ضعیف خواهم بود.

 

چشمم نیفتد نگاه نمی‌کنم!

نفر بعدی که با او حرف می‌زنم یک خانم بیست و پنج ساله است.

+ چقدر دوست دارید از یاران امام زمان باشید؟

- نمی‌دانم، من زیاد در مسائل دینی اطلاعاتی ندارم و به همین خاطر نه می‌توانم بگم دوست دارم و یا ندارم.

+ چرا به دنبال این نرفتید که اطلاعات بدست بیاورید؟

- چون علاقه‌ای نسبت به این موضوع در من ایجاد نشده، در خانواده‌ای که من بزرگ شده‌ام اصلاً چنین مسائلی اهمیتی نداشته است. من از حضرت مهدی همین قدر می‌دانم که بعد از ظهورشان همه چیز در دنیا خوب می‌شود و اگر واقعاً همین طوری باشد من هم دوست دارم، ولی مشکل این‌جاست که من شک دارم اینطوری باشد!

***

پسری هفده ساله است، می‌گوید بیشتر از آنی که فکر کنید دوست دارم. می‌پرسم برای رسیدن به این علاقه‌ات چه کارهایی انجام می‌دهی؟ می‌گوید: «نماز می‌خوانم و روزه می‌گیرم و همین طور کارها.» می‌پرسم چقدر چشمانت را کنترل می‌کنی؟ می‌گوید: «من تاجایی که در توانم هست سعی می‌کنم به نامحرم نگاه نکنم.» می‌گویم: «توانت در چه حد است؟» جواب می‌دهد: «تا حدی که چشمم به نامحرم نیافتد نگاه نمی‌کنم.» ، می‌گویم: «ولی اگر چشمت بیافتد کارت را ادامه می‌دهی؟» تنها جوابی که به من می‌دهد خنده است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
چه تلخ............البته واقعا در این زمینه کم کاری شده و تازگیا یه کم بیشتر به مسئله ظهور اهمیت میدن.....به نظر من تو عصر حاضر اهمیت به ظهور و امام زمان از عاشورا و تاسوعا مهم ترن....یعنی ما اول باید به امام زمان خودمون کمک کنیم و بار از رو دوششنو برداریم..........درمورد سوال اول که خب مسلما خیییییییییلی و در مورد سوال دوم هم اینکه در واقعا هیچی.........چون حتی منم که خانوادم در مذهب متوسط رو بالا ان، تازه با امام زمان خو گرفتم و دارم واسه ظهورشون دعا میکنم
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
اول اینکه مسئله امام حسین یک چیزیست که راه حل تمام مشکلال در اشک حسینه! حتی امام زمان اولین جمله ای که بعد از ظهور می گویند در باره آقا امام حسین است: الا یا اهل العالم، ان جدی الحسین قتلوه عطشانا ...
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
این دردسر های هر روز باعث شده کمتر به فکر دینمان باشیم .. البته برا بعضی ها
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
دردسرها بهونست!!!!! مشکل اینه که ما هدف زندگیمون رو فراموش کردیم...
v-qavam
v-qavam
٩٣/٠٣/٢٢
١
٠
محمد امین جان خب منطقه بدی رو برای گزارش در مورد این موضوع انتخاب کردی خخخخخ مثل این که بری سجاد در مورد فواید و آثار نماز جمعه بپرسی یا بری کال زرکش در مورد جدیدترین مدل های مد و آرایش و لباس بپرسی
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
فرقی نداره! همه جا همه جور آدم هست! تو فکر میکنی این همه جوون تو پار کلت همه شون مال اون محله ها هستن!؟ من به این خاطر اونجا رفتیم که تعداد جوونایی که اونجا هستند زیاده !!!!
v-qavam
v-qavam
٩٣/٠٣/٢٢
١
٠
ولی جدا از شوخی فکر نمی کردم این درصد از مصاحبه شونده ها اینقدر بی تفاوت باشن:(
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
تازه من خوباشو نوشتم!!!! اگه بدونی من چه چیزایی دیدم و شنیدم .....
ghazale
ghazale
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
تقریبا میشه گفت هیچکار نکردیم :( از کجا میشه شروع کرد خو ؟
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
(: ناراحتی نداره که! باید اول از خودمون شروع کنیم، از یه تصمیم گیری! از یه تعیین هدف زندگی! منتظر یه مطلب باشین....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٢
١
٠
سلام: امیدوارم که همه بتوانیم محب ومنتظر واقعی بودن را از خودمان شروع کنیم.متشکرم
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
خواهشـ(: ان شاء الله...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
سلام
كار بدي نميكنيم همين
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
همینشم واسه خودش کلـــــــــــی کاره (:
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
سلام بابت مطلبتونم ممنون موفق باشید عیدتونم مبارک (در انتظار ديدنت همه دلها بيقرارند ..... اي تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
خواهشـ(: عید شومام خوبـــ(: ممنون بابت شعر خوبتونـ(:
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
اگر این جوری نبودیم که امام زمان تا به حال ظهور کرده بودن.. تا وقتی ما نخواهیم امام نخواهد امد..
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
امام زمان هستند..... ماایم که نیستیم .... ما ایم که باید ظهور کنیم .... ، ان شاء الله که ظهور کنیم!
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
ما ایم که غائب شدیم ... مائیم که باید ظهور کنیم... ان شاء الله که ظهور کنیم ...
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
دقیقا منظورم همینه..
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/٢٣
٠
١
در ديار ما كه هر كالا به هرجا درهم است/خوب و بد،معيوب و سالم،زشت و زيبا در هم است.گر خريداري كند،كالاي خوب از بد جدا/باتشرگويد فروشنده:كه آقا درهم است....!/مهديا!...ياران خوبت را مكن از بد جدا/روسياه و روسفيدش،جان مولا درهم است..... ماكه فقط به همين اميديم.....
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
(: ممنون، شعر واقعاً عالی بود (: ممنون بابت این شعر به این خوبیــ(:
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
ممنون از مطلب تون.متاسفانه در این دوره و زمانه بیشتر مردم به همه چیز فکر می کنند به جز اصلی ترین و محوری ترین چیز! یعنی ظهور منجی.هر فردی هم در جایگاه خودش می تواند مقصر باشد،ولی باید فکری کرد و در این زمینه برنامه ریزی و کار کرد.خیلی خیلی ناراحت شدم که یک جوان شیعه اینطور درباره ی امام زمانش سخن می گوید و باز هم انتظار ظهور را دارد!واقعا گریه دار است! جمله ای را در جایی خواندم که خیلی نظرم را جلب کرد : ( ما به امام می گوییم : خدا کند که بیایید ، آن طرف امام به ما می گوید : خدا کند که بخواهید ... ) واقعا هم همینطور هست ، بیایید با هم ظهور را بخواهیم. ... ممنون :)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
جمله زیبا که نمیتوان گفت، جمله غم انگیزی بود ..... ):
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/٢٤
١
٠
منم کاری انجام ندادم بدبختی اینه که سعیم نکردم :(گاهی اوقات دلم خیلی از خودم میگیره از اینکه هیچ جوره نمیتونم مفید باشم
faride
faride
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
عزیزم کاری که ما میتونیم انجام بدیم و رهبر روش تاکید دارن " کار فرهنگیه" ...این کار فرهنگی میتونه برای امام زمان باشه!کاری نداره میتونی از الان شروع کنی:)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
ایده نو! به دنبال یک ایده نو و جذاب بگردین!!!!!!
faride
faride
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
وافعا مایه تاسفه که ما بچه شیعه ها امام زمانمون رو نشناسیم!وقتی ایشون رو بشناسیم مطمئنا برای ظهورشون دست به کار میشیم...امیدوارم همگی بتونیم زمینه ساز ظهور اقا باشیم...ولی جناب ماشا تازگیا یه حرکتایی شروع شده...کلاس های مهدویت و ... اگه همه گیر بشه خیلی عالیه!
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
خدا کنه این کلاسا دچار انحراف هایی که خیلی کلاسای اینجوری در طول تاریخ شدن نشه....
faride
faride
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
بله جناب واقعا درست میگین...خب شما که درس حوزوی میخونین و اساتید این کارو میشناسین میتونین معرفی کنین تو همین سایت:)
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
مرسی، باعث شدی منم برم دنبال جواب این سوال یا حداقل بهش فکر کنم.
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٤
١
٠
(: ممنون که رفتی دنبال جوابش...
saheb zaman
saheb zaman
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی... عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت ...............................
s_asadzadeh
s_asadzadeh
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
عمری است،که از حضور او جاماندیم در غربت سرد خویش تنها ماندیم او منتظر است تا که ما برگردیم ماییم، که در غیبت کبری ماندیم من هم تمام پنج شنبه و جمعه به این بیت فکر میکردم و به خیلی کارهای دیگه ...نمیدونم و نمیتونم شعار بدم چون خودمم هم جزو همون آدم های بی عمل می مونم :(
ف.ش
ف.ش
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
و من فکر میکنم شما قطعا چیزهای بدتر از این هم شنیدین... چون بعضی از جوونها و نوجوونها تو اصل این مساله هم گیر کردن... یعنی شک دارن درباره وجود امام زمان، چه برسه به انجام کاری برای ایشون / بهرحال تلفیق این دو مطلب اخیر که دو قطب متضاد بود جالب بود
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤