مشکلات ناچیز، زندگی از دروغ لبریز
خط خطی‌های یک ذهن فراری

مشکلات ناچیز، زندگی از دروغ لبریز

نویسنده : امیر حسین

طرح5، مجتمع مسکونی، پلان‌ها، فضای سبز و جزئیات شکل نگرفته از بین می‌روند. زندگی و فکرم مثل همین پلان‌های زیر دستم مغشوش شده. ساعت 6 نیست. شاید ساعت اتاقم به وقت اروپا تنظیم شده!

نه این‌که فقط از بی‌مهری‌ها و بی عاطفه‌ای‌ها گریزانم؛ اروپا هم بی‌روح است. از دورویی‌ها، دو رنگی‌ها، دروغ و دغل‌های گربه، فراری و بیزارم تا دلیلی باشد بر تنبلی مفرط ساعتم.

دیگر کاغذی زیر دستم نیست، لپ تاپم را بوسیدم تا برای کنار گذاشته شدنش بر من خرده نگیرد. بی‌خیال پلان‌ها شده‌ام. امواج رادیو را می‌کاوم. حرکت فرهنگی هم بد نیست.

- این‌جا تهران است، مشکلات بیکاری و اعتراض کارگران فرانسه و مشکلات اتحادیه اروپا...

قطعا کلمات مناسبی برای توصیف این‌جا نبوده. اعتراضات در اسپانیا، مشکلات اقتصادی انگلیس، خوب خوشبختانه این‌جا مشکلی نیست.

ساعتم را 8 ساعت جلو می‌کشم. توکیو، ژاپن، تورم منفی. حرکت فرهنگی به دورترین زاویه ممکن از اتاق پرتاب شده است.

 

با دوستم قرار دارم. می‌رم ببینمش. دروغ و دغل هم مسری شده. همچون آنفولانزای فصلی و آتشی در خرمن افتاده. من هم به آن مبتلا شده‌ام. بی‌هدف، تنها قدم می‌زنم. دوستی در کار نیست و دروغ جواب خود را داده است.

بهترین دوست اوقات تنهایی‌ام را از جیبم بیرون آورده و هدفونش را در گوشم فرو می‌کنم. امشب راجر واترز هم با من هم فاز شده است.

Hey you out there in the cold getting lonely getting old.can you feel me

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sorme
sorme
٩٣/٠٣/٢٦
١
٠
ای دل غم دیده حالت به شود دل بد نکن...
امیر حسین
امیر حسین
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
انشاالله همه روزهای بهتری رو شاهد باشیم.
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٣/٢٦
١
٠
very nice / big Like / mer30
امیر حسین
امیر حسین
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
ممنون. خواهش می کنم.
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٧
١
٠
واقعا خوب بود...
امیر حسین
امیر حسین
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
لطف دارید.
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٧
١
٠
تشکر فراوان
امیر حسین
امیر حسین
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
سپاس .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٧
١
٠
سلام: متشکرم
امیر حسین
امیر حسین
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
با سپاس از شما.
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٢٠
٠
٠
راجرزواترز اشناس؛قضیشون چی بوده؟
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨