آن که مرا آرزوست...
شعری زیبا از سعدی شیرازی

آن که مرا آرزوست...

نویسنده : saheb zaman

آن که مرا آرزوست دیر میسر شود

وین چه مرا در سر است عمر در این سر شود

تا تو نیایی به فضل، رفتن ما باطلست

ور به مثل پای سعی در طلبت سر شود

برق جمالی بجست، خرمن خلقی بسوخت

زان همه آتش نگفت دود دلی برشود

ای نظر آفتاب هیچ زیان داردت

 گر در و دیوار ما از تو منور شود

گر نگهی دوست وار بر طرف ما کنی

حقه همان کیمیاست وین مس ما زر شود

هوش خردمند را عشق به تاراج برد

من نشنیدم که باز صید کبوتر شود

گر تو چنین خوبروی بار دگر بگذری

 سنت پرهیزگار دین قلندر شود

هر که به گل دربماند تا بنگیرند دست

هر چه کند جهد بیش پای فروتر شود

چون متصور شود در دل ما نقش دوست

همچو بتش بشکنیم هر چه مصور شود

پرتو خورشید عشق بر همه افتد ولیک

 سنگ به یک نوع نیست تا همه گوهر شود

(سعدی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sorme
sorme
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
دستتون درد نکنه :)
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
خیلی قشنگ بود .
hamta
hamta
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
خوشمان آمد مرسی:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
سلام: متشکرم خیلی قشنگ بود
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
سعدی آدم با سوادی بوده
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
بسیار زیبا !!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
بسیار عالی خیلی هم زیبا بود
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
بسیار هم خوب:)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
حواستان باشد

آدم های آرام

٩٦/١٠/٢٨