يك شَمّ اقتصادی توپ
اقتصاد خانواده را به زن‌ها بسپارید!

يك شَمّ اقتصادی توپ

نویسنده : مریم غلامزاده

زن: بعضي وقت‌ها از خودم خوشم مي‌آيد!

مرد: چرا!؟

زن: چون افكار اقتصادي توپي دارم، شايد اگر كمي خدا پيغمبر نمي‌شناختم، براي خودم يك پا بابك زنجاني مي‌شدم! رسيدن به موقعيت‌هاي مناسب يك كم ريسك مي‌خواهد، يك كم جرات، كلي توكل ...

اگر قصدت از انجام كار، واقعا خير و براي خدا باشد و براي رسيدن به هدفت تمام تلاشت را بكار ببندي شك نكن خدا با توست ...

آن هفت تومن پولي كه سهام شهر رويايي خريديم! كه يك تومنش پس اندازم بود، سه تومنش رهن خانه، بقيه‌اش وام! الان شده بيست و يك تومان!

مرد: خوب حالا مي‌خواهي با آن چكار كني؟

زن: توي 285 واحدي ما كه تا سوپري سر كوچه كمي بيشتر از حوصله اعضا راه است، داشتن يك سوپر ماركت تقريبا متوسط مي‌تواند خيلي پرسود باشد!

مرد: خوب سوپر داشتن، كار سختي است احتياج به يك آدم قابل اعتماد داريم.

زن: خدا را چه ديدي، شايد يك روز تو را با در بوقي از سر كارت بيرون كردند، دو تايي آواره و مستاجر و بدبخت شديم، افتاديم توي جوب آب، كارتن خواب شديم، از گشنگي نان خشك سق زديم، شهرداري آمد و جمع‌مان كرد، بعد از بيچارگي آمدي در آن كار كردي يك دفعه كارمان گرفت، پولدار شديم، يك مغازه‌مان شد دو تا، دوتاي‌مان شد سه تا، سه تاي‌مان شد چار تا...

بعد رفتيم چند تا خانه و ملك و كلي سهام شهر رويايي  خريديم، بعد شانسی يكي از خودروهاي راناي پروما (اون آلبالوييه) به ما افتاد، بعد از زور خوشحالي دوتايي سكته كرديم افتاديم مرديم...

زن :)

مرد :|

 رازهای موفقیت =O

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٥
٠
٠
سهام رو که منم خریدم اما میخوام تو تاجیکستان بانک تاسیس کنم!!!!!!!!!!! خخخخخخ
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
چرا تو تاجيكستان
vesal
vesal
٩٣/٠٣/٢٥
٠
٠
واقعا احسنت به این شم اقتصادی :))))
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
:))))))))
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٣/٢٥
٠
٠
خخخخخ....عالی بود ینی...خدا موجودات گل و دوست داشتنی و بافکری چون زنان رو از رو زمین کم نکنه..:=))
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
الااااااااااااااااااهي آمين!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
سلام: جالب بود.متشکرم
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
خواهشناكم
MILAD
MILAD
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
من میتونم توی زمینه سوپر داری کمکتون کنما، خودم یه سوپر مارکت دارم، :-)
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
خخخخخخخخخ ممنون دستتون لا در گير نكنه
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
:)))..............خخخخخخخخخخخخخخخخ ! ! !!ا هیچی دیگه ، همیشه پای یک زن در مردن یک مرد ! در میان است ! اصلا تو همه چی پای یک زن در میان است :)
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
ديگه همينه كه هست مسخواين بخواين نميخواينم بازم بخواين
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخ همی فکرای اقتصادی شوما خانوماس که ما رو اثیر این زمین مزخرف کرد دیه !!!!!!!!!!!!! والا خـــآنم !!!! :/
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
شما كه هنوز از افكار اقتصادي خانوما بهره اي نبردين حالا بزار ايشالله يك خوش زبون چلچلي گيرتون بياد اونوقت از خداتونه روزي شونصد بار براتون اُرد ناشتا بده شمام با كمال ميل بفرماييد چشششششششششششششششم!:)))))) ها والام
admin
admin
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
منم مامانم سهام شهر رویایی خریده :)) می خواد باهاش مگان بخره خخخخ
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
هعي يعني آدم پنجاه تومن داشته باشه بزاره دوماهه تقريبا 60 تومنشو بر ميداره به جون خودم تبليغ نيست ها ولي از هر سهامي بهتره
admincheh
admincheh
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
:دی؛ نتیجه:پولتونو به خانما بسپارید/:دی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
دقیقا
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
صد البته!!!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
خخخخخخخخخ بسیار عالی دستت طلا ابجی
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
خواهشمندم عزيزم قربانت
maryam_sadat salmani
maryam_sadat salmani
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
باحال بود شدید
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
باحالي از خودتونه!!!!1:))))))
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
عجب !!! خخخ
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
:))))
غ-مریم
غ-مریم
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
:)
f_karimi
f_karimi
٩٣/٠٤/٠٨
٠
٠
مامان مممممممممممن خب............نه من خودم میگم:آدم یاپول داره شم اقتصادی نداره یا شم داره پول نداره. البته دقیق نمیدونم. شایدم این جمله مال کس دیگه ای باشه پس فردابرگه شکایت از دادگاه نیادآ.
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات