ابدال...
ماجرای یکی از یاران خاص آقا

ابدال...

نویسنده : saheb zaman

آیت الله بهجت(ره) و آیت الله وحید نقل کردند که:

شخصی به نام شیخ غلامرضا کسائی، خادم مدرسه‌ای بود در تبریز، و دارای اخلاقی بسیار نیک نسبت به طلاب بود. (انسان وارسته‌ای بود و خدمتگذاری صادق برای سربازان امام عصر(عج)) یکی از طلبه‌ها می‌گوید:

شبی از اتاق بیرون آمدم، دیدم اتاق کوچک این خادم نوری دارد که روشنایی آن غیر از نور مدرسه است. جلو رفتم و فهمیدم با شخصی حرف می‌زند. صدای خادم را می‌شنیدم ولی صدای طرف مقابل را نمی‌شنیدم. بعد از مدتی نور تمام شد. من جلو رفتم و در زدم. پرسید: چه کار داری؟ گفتم: چه کسی این‌جا بود؟ چیزی نگفت. گفتم: یا بگو و یا فریاد می‌زنم و همه طلبه‌ها را جمع می‌کنم! کمی فکر کرد و با این‌که خیلی کم حرف بود گفت: می‌گویم ولی قول بده که تا روز جمعه به کسی نگویی. قول دادم. او گفت: یکی از ابدال در روز جمعه می‌میرد و ایشان به من فرمود که: می‌خواهیم تو را به جای او قرار دهیم؛ روز جمعه آماده باش. (توضیح نداد که حضرت خودشان آمدند و فرمودند یا واسطه‌ای فرستادند)

این طلبه می‌گوید: آن شب، شب چهارشنبه بود. روز چهارشنبه و پنج شنبه مراقبش بودم، دیدم خیلی عادی رفتار کرد تا روز جمعه شد. از فجر جمعه به طور جدی مراقبش بودم. دیدم کارهایش معمولی است. ساعت ده صبح لباس‌ها و کفش‌هایش را شست، سپس وضو گرفت. نزدیک ظهر دفعتا غیب شد! من ناگهان داد زدم و همه طلبه‌ها جمع شدند. گفتم: شیخ غلامرضا چه شد؟ گفتند: حتما بیرون رفته و بر می‌گردد. گفتم: نه، او رفت که رفت؛ و سپس ماجرا را تعریف کردم.

(حدیث وصال، صفحه 120/ به نقل از: فصلنامه انتظار، جلد 2 صفحه 64)

 

از روایات و کلام علما استفاده می‌شود که 30 تن از یاران خاص حضرت مهدی (عج) هستند که همواره در خدمت آن حضرت به سر می‌برند. هر یک از آنان که از دنیا برود، فرد شایسته دیگری جانشین او می‌شود. امام صادق(ع) فرمودند:

«به ناچار صاحب این امر غیبت می‌کند؛ و به ناچار در زمان غیبتش گوشه‌گیری می‌کند؛ و چه خوب جایگاهی است مدینه (گویا آن حضرت در ایام غیبت غالبا در مدینه و اطراف آن می‌باشد) و با وجود 30 نفر هیچ گونه وحشتی نخواهد بود»

(اصول کافی، کتاب الحجه، باب: در امر غیبت، حدیث 16) 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
چ جالب!...............ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
سلام:خیلی جالب وآموزنده بود.کاش همه ما فقط بتوانیم شیعه مولا باشیم.همین.متشکرم
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
کوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز / کار و بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز یک نفر فردا زمین را نور باران می کند / «مهدی» ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز . . . اللهم العجل الولیک الفرج / بابت مطلبتون ممنون عالی بود
باران
باران
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
خوشا به سعادتشون ....
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
سلام خیلی زیبا بود من که تنم به لرزه افتاد انشاا...که حداق جز افرادی باشیم که امام زمان مارو شفاعت کند
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
من یه سوال میپرسم بهم نخندین!ابدال یعنی چی؟اون اقاجزء 30نفربود؟ولی ممنون مطلبتون قشنگ بود
saheb zaman
saheb zaman
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
خاصان و مردان خدا...
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
امسال سال فرج است اگر بخواهیم.....
saheb zaman
saheb zaman
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
احسنت...
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
چه قدر جالب خوش بحالشون
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
:(........
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
نه شبیهم به هر مسلمانی، نه نماز درست و درمانی/چه بگویم خودت که می دانی، من چه اندازه خام منتظرم/تو کجا؟ من کجا؟ چقدر سراب؟ ساقی سال های قحط شراب /من ولی با همین وجود خراب، دست در دست جام منتظرم/زود تا محتسب خبر نشده، ریشه ی تاک ها تبر نشده /کار من تا خراب تر نشده، تا همین جا تمام، منتظرم/بی جواب از تو بر نمی گردد گریه های سلام هیچ کسی/السّلام عـلیـک یا موعــود، ــ و عـلیـک السّلام منتظرم......
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
ممنون :)
m_moradian
m_moradian
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
:'(
admincheh
admincheh
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
جزو ابدال بودن چه لیاقت زیادی می خواد؛ کاش منتظر باشیم..
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠