سوت آخر...
شعری زیبا از محمد علی بهمنی

سوت آخر...

نویسنده : REZA_ZDR

با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو

باشد که خستگی بشود شرمسار تو

در دفتر همیشه من ثبت می‌شود

این لحظه‌ها عزیزترین یادگار تو

از هر طرف نرفته به بن بست می‌رسیم

نفرین به روزگار من و روزگار تو

تا دست هیچ‌کس نرسد تا ابد به من

می‌خواستم که گم بشوم در حصار تو

احساس می‌کنم که جدایم نموده‌اند

همچون شهاب سوخته‌ای از مدار تو

آن کوپه تهی منم آری که مانده‌ام

خالی‌تر از همیشه و در انتظار تو

این سوت آخر است و غریبانه می‌رود

تنهاترین مسافر تو از دیار تو

هر چند مثل آینه هر لحظه فاش‌تر

هشدار می‌دهد به خزانم بهار تو

اما در این زمانه عسرت، مس مرا

ترسم که اشتباه بسنجد عیار تو

(محمد علی بهمنی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٣/٢٨
١
٠
ممنونم زيبا بود
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
خواهش ....
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٨
١
٠
بسیار زیبا. ممنون از شما...
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
خواهش ....
admincheh
admincheh
٩٣/٠٣/٢٨
١
٠
از کتاب چتر برای چه؟خیال که خیس نمی شود :)
faeze
faeze
٩٣/٠٣/٢٨
١
٠
:)
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
ممنون از اطلاعات دقیقتون ... :d
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٨
١
٠
بسیار عالی ممنون دارید فعال میشید ادامه بده خخ
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
بسیار خواهش ... اگه یکی از مطالبم توی مجله چاپ بشه فعال تر میشم :D
faeze
faeze
٩٣/٠٣/٢٨
١
٠
خیلی خوب بود:)ممنونم
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٣/٠٣/٢٨
٠
٠
همچنین ممنون از شما!
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
اول بهمن ماه؛ زادروز فردوسی

شاهنامه چگونه شکل گرفت؟

٩٦/١١/٠٣