یک صفحه احساس
قدیم به زر نویسان ادبیات پارسی

یک صفحه احساس

نویسنده : m_mahnik

چقدر راه‌ها طولانی است بین کویری که من هستم تا چراغ‌های شهر بارانی که تو هستی! شهر باران تو زیبا، اسم زیبای تو خوب، کاش به ترنّم تو روی ترک‌های کویر من امیدی بود!

ابرهای قصه تنهایی من سیاه! شبهای قصه تو چرا بی‌ستاره باشد خورشید؟ شما باید پناهگاه شاه‌بانوی نقره‌ای شب باشید! می‌شود که شما برگردی و پولک‌های آفتابت را بدون چشم داشت، به برگ‌های ناخوش من ببخشی؟

می‌شود برگردی خورشید؟

 

می‌شود که مهره مرا به جای مهره مارتان بگذاری؟ مهره من مرمرسیاه است، رنگ چشم‌هایم! من عاشقانه مهره‌های مهر تو را خریدارم.

من می‌شوم خاک، تو باد شو، بزن شبانه به گلبرگ‌های سرخ تا پرپرشان کنی روی تنم. بگذار وقت سحر که ستاره سوسو زنان برای وداع می‌آید، مست شود از عطر تنم، از عطر سرخ گل‌های پرپرم.

من رنگ می‌شوم تو دست باش! قلمی بزن به دلم، بکش به بوم جهان! سپید سپید، مجنون مجنون.

رنگ لیلایی‌تر از من؟

من قند می‌شوم تو شکر باش! می نشینیم کنار لب دوزهای لب‌سوز عصرگاهی، بخندیم به فرش‌های کوچکی که میان حیاط، کنار یک حوض هشت گوش پر از انعکاس نور خورشید و قطره‌های فواره!

من می شوم اشک، تو عشق بمان! اشک از نفس‌های عشق می‌بارد، عشق دم به دم از بغض اشک گرُ می‌گیرد!

من می‌شوم قلم، تو نویسنده باش! بگذار کلمه‌ها جاری شوند به شور خدا از نفس‌های من روی کاغذهایت.

من می‌شوم خدا، تو حافظِ دیوانی باش که «تو» در آن «منم».

تو خداحافظی کن و من پشت پرده‌های حسرتی همیشگی می‌مانم

 شعر از منصوره ل.طوسی

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
بسیار زیبا !
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
سلام:خیلی قشنگ بود متشکرم
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
خوب بود... موفق باشید
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٢٢
١
٠
اول فک کردم مال خودتونه ..... به هر حال خیلی قشنگ بود .ممنونم
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
بله من هم همین فکر را کردم... سپاسگذار. :))
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
به به خیلی هم عالی دستت درد نکنه
m_mahnik
m_mahnik
٩٣/٠٣/٢٤
١
٠
دوستان عزیز از ابراز نظرها واقعا ممنون اما واقعا مال خودمه.این قطعات مال خودمه و خودم سرودم
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
ببخشید. اشتباه شد. اسم کاربری تون با اسم خودتون متفاوته. فکر کردم شعر از خودتون نیست. خیلی زیبا و شاعرانه بود.
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٣/٢٧
٠
٠
اثر انگشت روی بال پروانه و رمان تو بهتری از نوشته های شماست ؟؟؟
m_mahnik
m_mahnik
٩٣/٠٤/٠٣
٠
٠
بله من نوشتم.اثر انگشت روی بال پروانه و تو بهتری به قلم منه.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
اگر سروده خودتون بود نظر میدادم
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات