با جان و دل دوست دارمت
شعری سروده خودم

با جان و دل دوست دارمت

نویسنده : اکرم انتصاری

گفتم که سرشار از توام و دوست دارمت؟

آن‌قدر که در پناه «وان یکاد» می‌سپارمت؟

کافر شدم تو را به سیاهی چشم مومنت

در شک و یقینم کدامین رکعت سلام دادمت

تب می‌کند نگاه به پای لرز واژه‌ات

این‌جا پس از باران، در خیال می‌کارمت

بعد از «اگر»، ای کاش‌ها به عقل آمدند

با خواهش دلم؛ در قاب عکس می‌گنجانمت

خواب از خیال می‌دزدد رد پای تو

عادت شده، ندیده روی چشم بنشانمت

شاعر به شعرم بدهکار ماند با رفتنت

طوفان شد و به جعل «آرامش» خواندمت

پاییزم و تقویم به اشتباه بهار نامیده‌ات

وقتی تو را به امانت در دلش جا می‌گذارمت

============

این روزها 21 برای نگاهم هراس انگیز شده‌اند، وقتی یک گام به یک سالگی نبودنت نزدیک می‌شوم، ای کاش‌هایم قد می‌کشند در قاب نبودنت؛ تقدیم به کسی که وجودم سایه سار لطفش بود و هست، پدرم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
سلام:شعرتون بار معنائی خوبی دارد ولی در وزن بعضی از ابیات مشکل دارنداگر کمی بیشتر دقت میکردید شعر بسیار بهتری میشد.ولی بطور کلی خوب بود سپاسگزارم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
سلامی دوباره:یادم رفت اگر پدر بزرگوارتان به رحمت خدا رفته اند خداوند متعال ایشان وتمام رفتگان را غرق رحمت واسعۀ خودش بگرداندمتشکرم
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
بسیار زیبا !
MILAD
MILAD
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
خدا پدرتونو بیامرزه توی این شب های عزیز
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
آقا شعر محشر بود! عالی محشر بیست!!!! جداً خیلی عادی بود! اصلن نمیتونم حالمو وصف کنم! در ضمن، به یاد پدرتون هستم...
آسمانه
آسمانه
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
پاییز جان تسلیت میگم.. ان شا لله خدا پدرت رو رحمت کنه..شعرت مفاهیم زیبایی داشت ولی فقط کمی از لحاظ وزن مشکل داره که اگر رفع بشه شعرات عالی میشن:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
خدا بیامرزتشون :| ... پاییز بانو یه خورده تو وزن شعر دقت کنید عالی میشه چون معنی زیبایی داشت شعرتون :)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
پاییز عزیز... پدرت حتما در بهشت جای دارن، این رو از شناختی که توی این مدت کوتاه از خودت به دست آوردم میگم. ایشون که فرزندانی به این پاک سرشتی تربیت کردن بدون شک خودشون دارای طبعی فوق العاده بودن. :)
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
تسلیت میگـــــــ:ـــ(ـــــم و ممنونم از شعر زیباتون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/٢١
١
٠
روحشون رو قرين رحمت و آرامش ... خيلييييييييييييييييييييييي قشنگ بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود :)))))
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠٣/٢١
١
٠
روحشون شاد عزیزم ... شعر فوق العاده ای بود :) موفق باشی
سايه
سايه
٩٣/٠٣/٢٢
١
٠
ممنون از شعر زيباتون و خدا رحمت كنه پدرتون رو
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٢
١
٠
پدر ان تیشه که بر خاک تو زد دست عجل / تیشه ایی بود که شد باعث ویرانیه من / یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند / مرگ گرگ تو شد ای یوسف کنعانی من... < امیدوارم حافظه درست یاری کرده باشه واسه این شعر خانوم پروین اعتصامی> کلام نمیتونه حال شما رو وصف کنه یا مقداری از غمتون رو کم کنه. پس کلام کوتاه... خدا بهتون صبر بده...
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
بسیار زیبا خدا رحمت کنه پدرتونو
F-jafari
F-jafari
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
ممنون زیبا بود خدا رحمت کنه پدرتون رو.
t_gh
t_gh
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
خدا رحمت کندتمامی اموات رو مخصوصا پدر بزرگوارتون.ممنون.
Paeez
Paeez
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
ممنون از تمام دوستان به خاطر ابراز همدردی ؛ سایه عزیزانتون مستدام
m_mahnik
m_mahnik
٩٣/٠٣/٢٤
٠
٠
سلامشعر خیلی زیبایی بود ببخشید یک سوال دارم.البته شاید اینجا جاش نباشه اما می خوام بدونم تفاوت یادداشت نویسنده ها و یادداشت کاربران چیه؟اگه یکی راهنمایی کنه ممنون می شم
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٥
٠
٠
نویسنده ها کسانی هستن که برای هفته نامه جیم که ضمیمه ی 5شنبه های روزنامه ی خراسان هستش مطلب مینویسن و کارمندای جیم هستن. کاربران هم که ما هستیم
m_mahnik
m_mahnik
٩٣/٠٣/٢٥
٠
٠
آهااااان! حالا ببخشید یک سوال دیگه! اونها چه طوری کارمند جیم شدن؟یعنی برای اینکه جزو نویسنده های روزنامه باشیم باید چه جور خصوصیاتی داشته باشیم و چه اقداماتی انجام بدیم؟
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٥
٢
٠
والا اینکه چطور کارمند شدن که باید از خودشون سوال بشه. اما یکی از راهاش الان اینه که تو سایت مطالب خوب بذارید اگه از خودتون باشه بهتره. اما مطالب قوی دیگه... البته تو سایت همه ی مطالب قوی و همه ی دوستان دست به قلم هستن. شما هم شروع کنید ایشالا دیده میشید... پله پله...
admin
admin
٩٣/٠٣/٢٦
٠
٠
خدا انشاء الله پدر گرامی رو رحمت کنند و با رسول الله محشور
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣