این روزها مواظب بمباران هوایی درختان مشهد باشید
فصلی که در آن مردم مشهد سربه هوا می‌شوند!

این روزها مواظب بمباران هوایی درختان مشهد باشید

نویسنده : یونس طاهریان

این روزها اگر در خیابان‌های شهر گذر کنید یک درخت را می‌بینیدکه از چند نفر آویزان شده است! و سعی دارد از میوه‌های گرانب‌های آنها، خود را سیر کند! به نظرمن توت خوری در مشهد را باید در صحن علنی مجلس مطرح کرد تا درباره آن قوانینی وضع شود! نباید این مسئله را کم اهمیت جلوه داد زیرا یکی از علل بلندی قد مردم مشهد همین درختان توت است! چرا؟! چون مشهدی‌ها از بچگی خود را کش داده تا بتوانند یک عدد توت را از شاخه بالای درخت بکنند و به همین دلیل قد آن‌ها هم بلند و بلندتر می‌شود!

البته توت خوری آداب دیگری هم دارد، مثلا در این فصل، در یک راسته خیابان، که تعداد زیادی مغازه وجود دارد، یک نفر چادری کهنه و ترجیحا پاره (که ابتدا بر روی اتومبیل خود می‌کشیده است) را در خدمت چند نفر که وظیفه گرفتن آن را در زیر درخت دارند، قرارمی‌دهد و آن افراد یک نفر را توسط نبردبان به بالای درخت می‌فرستند و او را مجبور می‌کنند آن چنان درخت را بتکاند که نه تنها توت‌های رسیده در آن سال، بلکه توت‌های 5 سال آینده هم از درخت بریزد!

البته فردی که در بالای درخت قرار دارد بعضی وقت‌ها زیرآبی می‌رود و توت‌های رسیده و درشت و البته آب‌دار را همان بالانوش جان کرده و اجازه سقوط آن‌ها را بر روی چادر نمی‌دهد! بعد از این‌که توت‌ها ریخت و چادر پر شد معمولا مردم از دو چیز یادشان می‌رود، یکی فردی که بالای درخت است! که در این مواقع فرد خود را به تنهایی از نردبان پایین آورده و تمام توت‌هایی که آن بالا میل کرده بود را از ترس در جا هضم می‌کند! و دوم، توت‌هایی که بر روی زمین ریخته شده‌اند وباعث کثیف شدن آن محل می‌شود!

از این‌که بگذریم اوج فاجعه آن‌جایی است که یک درخت صنوبر در کنار چند درخت توت قرار گرفته است و معمولا وقتی مدارس تعطیل می‌شود دانش آموزان نه تنها از خجالت درخت توت در می‌آیند، بلکه با آن درخت صنوبر کاری کرده که ازسال آینده تغییرکاربری داده و به درخت توت در خواهد آمد!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
بهله بهله !!!!! پس نگارش درست واژه نگران بها این (گرانب ها) بوده و ما نمی دونستیم؟!!؟ :دییییییی /// یونس جان مث همیشه عالیـ(: قلمتون مستدام
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
از سوتی های جیم کاغذی که بدتر نیست! شماره ی پیش کلی غلط داشت!
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
مرسی از دقتتون سپاس گذارم
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
تیتر مطلب خیلی جالب بود اصلا نتونستم حدس بزنم مطلب درباره ی چی می تونه باشه! دانشگاه هم عجب درختای توتی داره! هرچی به بچه ها گفتم بیاین چادر بگیریم یکی از این پسرای کلاسو بفرستیم بالا هیچکی گوش نداد! :دی بعدم الان همه ی توت هاش می ریزه به خورد زمین میره! :دی ولی جدی ما این فصل که میشه همیشه توی ماشینمون یک عدد پارچه ی بزرگ ملقب به "شال توتی" داریم! ( حالا بماند که این شال توتی پرده ی جهاز مامانم بوده!!!) :))
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
آره خیلی نگران بودم عکس مطلب،ماهیت مطلب رو لو بده!که فکرمیکنم این اتفاق نیوفتاد ازاینکه مطلب من رو خوندید ممنون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
خب راستش من اصلا عکس رو ندیدم! :))
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
توت خیلی عالیه !! حالا مگه چی میشه !! اگه توت نخوریم میریزه رو زمین حیف و میل میشه !!
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
آره بخوریم اصلا یه قرار بذاریم همه دسته جمعی بریم
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
چقد من سر خم شدن و شکستن شاخه ها توی این فصل حرص می خورم :| // ممنون :)
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
اوهوم من هم متاسف میشم!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
سلام:خیلی جالب بود متشکرم
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
خوشحالم که چنین نظری دارید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
سلام: خواهش میکنم.ممنون
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
جالب بود
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
ازوقتی که گذاشتید ممنون
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
خخخخخخ خیلی جالب بود .
یونس طاهریان
یونس طاهریان
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
تشکر بابت نظرتون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٢
٠
٠
خخخ چی بگم شیطون گولشون میزنه میگه توت توت خخخ
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
هه جالب بود ولی من تاحالا ندیدم
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات