مائده های زمینی
معرفی کتاب

مائده های زمینی

نویسنده : سحر نیکو عقیده

نام کتاب: مائده‌های زمینی

نویسنده: آندره ژید

به نظر من خط به خط این کتاب پر است از آرامشی مبهم. آندره ژید در این کتاب خواننده‌ی خود را ناتانائیل خطاب می‌کند و ناتانائیل ما انسان‌ها هستیم. انسانهایی که فرسنگ‌ها از اصل خود دور شده اند. او بی پرده و مانند یک دوست صمیمی با تو سخن می‌گوید و تو را با خود در سفری رویایی همراه می‌سازد. بخش هایی از کتاب:

 1) ای ناتانائیل برای من کافی نیست که بخوانم شن‌های ساحل نرم است. میخواهم با پای برهنه آن را حس کنم. هر معرفتی که پیش از آن احساسی وجود نداشته باشد برایم بیهوده است. هرگز چیزی زیبا و ملایم در این دنیا ندیده‌ام مگر آنکه بی درنگ دلم خواسته باشد که محبتم در برش بگیرد. ای زیبایی عشق آمیز زمین، شکفتگی پهنه‌ات معجزآساست.

 2) بدا به حال تو اگر بگویی که خوشبختی‌ات مرده، زیرا که تو آن خوشبختی را که اکنون داری حتی در خواب هم ندیده ای... ای جلوه‌ی حسی ذات، کاش آن ارزش را که انتظار نزدیک مرگ به لحظات می بخشد می دانستی... ناتانائیل! من برای خویشتن، خدا را به نام همه ی چیزهایی خوانده ام که دوست می دارم و همه ی چیزهایی که می خواسته ام دوست بدارم... ناتانائیل! به هیچ یک از شادی‌هایت تظاهر مکن... ناتانائیل! خدا را با خوشبختی ات مسنج... ناتانائیل! هر چیزی به هنگام خویش درخواهد رسید... ناتانائیل ؟ آیا آنچنان که باید، درد گفته های مرا در می‌یابی؟...

 3) ناتانائیل، آرزو مکن که خدا را جز در همه جا بیابی. هر آفریده‌ای نشانه‌ی اوست اما او را نشان نمی‌دهد. همین که آفریده‌ای نگاهمان را به خویش معطوف کند ما را از راه آفریدگار باز می‌دارد. ناتانائیل همچنان که می‌گذری، به همه چیز نگاه کن و در هیچ جا درنگ نکن. به خود بگو تنها خداست که گذرا نیست.

4) ناتانائیل! ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری!

 

 حتما این کتاب را بخوانید..واقعا زیباست

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/١٥
٠
٠
ممنون از معرفیت...
sahar
sahar
٩١/١٠/١٦
٠
٠
خواهش می کنم دوست عزیزم
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٠/١٦
٠
٠
من تا حدی با این کتاب آشنا هستم واقعا به دل میشینه......اگه وقت داشتید بخونیدش
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١٠/١٨
٠
٠
مارو که یاد مدرسه انداختی و درس مائده های زمینی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات