تورّم گزینشی
یک خاطره و یک سؤال از خودم یا شما

تورّم گزینشی

نویسنده : اکرم انتصاری

خب بعد از چند روز امتحان دادن و درس خواندن تو فاصله تعطیلی امتحان میان‌ترم و پایان ترم برای رفرش و روحیه گرفتن با دوستم رفتیم بیرون یکم گشت وگذار و حرف زدن !

گفتم الان که اومدم بیرون، برم مغازه ای که همیشه ازش خرید می‌کنم، خلاصه ما رفتیم و من به فروشنده گفتم یک ادکلن «چی چی صورتی» و اسپری‌اش و یک شامپو هد بدین  و ایشون لطف کردند و گذاشتند تو نایلون. من گفتم چه قدر شد؟ گفتند:47 تومن!

منو میگی انگار برق سه فاز از سرم پرید! تمام نورونهای سلولهای خاکستری مغزم به جنبش و تکاپو افتادن یعنی؟

گفتم: «مگه چه خبره این همه تغییر قیمت!» گفتن: «خانوم دلار رفته بالا اینا هم تحریم بودن تازه از تحریم در اومده»

کلی فکر کردیم و مجبور شدم بین ادکلن و اسپری، اسپری آن را انتخاب کنم، در مسیر برگشتن هم کلی فکر کردیم چرا همه چی تورم پیدا می‌کند جز این پول تو جیبی ما؟

اصلا چرا نمی گذارند بروم سر کار تا طعم مستقل بودن را تجربه کنم، هرچند الان روزهای جمعه یک کار کوچولو می‌کنم، یعنی مراقبت در آزمون‌های آزمایشی ارشد، اما پدرجانمان با همین هم مخالفند! چرا؟

مستقل شدن ایرادی دارد؟ شما بگین؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
parisa
parisa
٩١/١٠/١٧
٠
٠
چی بگم والا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
kavir
kavir
٩١/١٠/١٧
١
٠
حرف دل منو زدی هروقت می خوام پیشرفت کنم اسم مستقل بودن میارم همه با پتک میزننم نمیدونم چرا اقایون با کار ما مشکل دارن در صورتی که نصف جامعه رو ما می چرخه
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/١٧
١
٠
درسته بانو!چرا مستقل بودنو نمی ذارن تجربه کنیم،من خیلی دوست دارم دستم تو جیب خودم باشه خب.
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/١٧
١
٠
من کاملا موافقم.اصلا استقلال باید باشه.
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/١٧
١
٠
منم موافقم اما باباجون عزیزم مخالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــفه!
٩١/١٠/١٧
٠
١
زنا جنبه کار کردن ندارن
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/١٠/١٧
١
٠
لطف دارید.اونوقت چرا؟؟؟؟؟؟؟
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/١٨
٠
٠
ما اصولا جنبه داریم فراواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/١٨
٠
٠
این ک چیزی نیس من رفتم تخمه آفتاب گردون بخرم یاره 3 برابر قبل حساب کرد گفتم چرا گف چون دلار رفته بالا من هیچی نمیگم و از کادر خارج میشم
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/١٨
٠
٠
واقعا؟(مدل خانوم شیرزاد بخونین اینو)
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات