ای آزادی
درد و دلی با مردمان از جان عزیز تر کشورم

ای آزادی

نویسنده : شاهدخت

ای آزادی....

تو به سرزمین من آمدی!

وقتی به سرزمین من آمدی در دستهایی پیرمردی بودی با ریش سپید و عبایی سپید و قلبی سپید که چشمان پرنورش امید را در دل جوانان کشورم شعله ور کرد....

وقتی به سرزمین من آمدی با حیا و عفت و نجابت آمدی ، با رقص و موسیقی و آواز نیامدی

با تقوا و شهادت و چادر سیاه آمدی ، با بی بندوباری و هرزگی و ناموس فروشی نیامدی

وقتی به سرزمین من آمدی با آگاهی آمدی ؛ آگاهی برای مردانمان که چشمان خود را در صحرای بی آب و علف گناه نچرانند و آگاهی برای زنانمان که خود را برده ی نگاه های آلوده نامردان و نامردمان نسازند...

ای آزادی ! در سرزمین من بمان و خوش بمان که من هویتم را ، شرافتم را و همه آرمانهایم را بعد از خداوند از تو دارم...

پی نوشت: نظرات مخالف پذیرفته نمی شود !! حتی شما دوست عزیز!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
مهر این مطلب رو گذاشتی و هیچ کی از اون موقع تا الان که فروردینه نظر نداده...
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
چه فرقی داره
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
نظرات مخالف پذیرفته نمی شود!!!!!!!آدم باید انتقاد پذیر باشه واسه همینه که هیچ نظری ندادن دیگه....البته من نظر و انتقادی ندارم
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
حرف حق جواب نداره خدایی
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات