تو كه ماه بلند آسمونى...
عجب عمو هنرمندی داشتم من

تو كه ماه بلند آسمونى...

نویسنده : Negar_s

وقتى بچه بودم عمویم من را مي‌گذاشت روی پایش، پایش را بالا و پايين مي‌كرد و بشكن مي‌زد (عجب عمو هنرمندي داشتم من!) و اين شعر را که ممكن است خيلي‌ها شنيده باشيد برایم مي‌خواند. شايد كوتاه باشد ولى فراموش نشدني است؛ تو كه ماه بلند آسموني، منم ستاره مي‌شم دورت مي‌گردم! تو كه ستاره بشي دورم بگردي، منم ابر مي‌شم رو تو مي‌گيرم! تو كه ابر بشي رومو بگيري، منم بارون مي‌شم نم‌نم مي‌بارم! تو كه بارون بشي نم‌نم بباري، منم سبزه مي‌شم سر در ميارم! تو سبزه بشي سر در بياري، منم گلي مي‌شم پهلوت مي‌شينم! تو كه گل بشي پهلوم بشيني، منم بلبل مي‌شم چهچه مي‌خونم! تو كه بلبل بشي چهچه بخوني، منم مهتاب مي‌شم بهت مي‌تابم! تو كه مهتاب بشي بر من بتابي، منم ستاره مي‌شم دورت مي‌گردم! تو كه ستاره بشي دورم بگردي، منم... 

=========

پ.ن: هر چي تلاش كردم ولى اسم شاعر را پيدا نكردم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
چه عموی خوب و بچه ی برادر دوستی.... :)))
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
بچه بودم خوب بود الان فيلم ميگيره همه جا پخش ميكنه سكه يه پولم ميكنه!:(
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
ممنون عزیزم
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
خواهش ميكنم دوستم!؛)
آبان
آبان
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
منو بغل میکردن واسه این که از جام،جم نخورم شر بازی در نیارم :(
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
بعععله يك نوع صدا خفه كن! خخخخخ
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
عموی هنرمند هم نعمتی است !!! ممنون ، زیبا بود :)
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
همچين كه شما ميگين هم نيست!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
من که کلا با دایی هام بودم، همشم کشتی می گرفتیم با هم :خخخخخخخ | یادش بخیر دوران شیرینی بود...
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
ما كارتون از كشتي گذشته!
z-dadras
z-dadras
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
خدا از این عموها زیاد بده !قشنگ بود.
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
ايشاا... بگو آمين!
t_gh
t_gh
٩٣/٠٣/١٧
٢
٠
خدا عمو ها ودایی ها و خاله ها وعمه ها وپدر ومادرها و پدر بزرگ ومادر بزرگ ها وفرزند ها وعروس ها و دامادها و اقوام نزدیک ودور را حفظ کند.:))
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/١٨
١
٠
ایشالا
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/١٨
١
٠
مادر زن،پدر زن،مادرشوهر،پدرشوهر،خواهرزن،خواهرشوهر و...هم فراموش نشود.
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٨
٠
١
خواهر شوهر پسر خاله خواهر أقدس خانم فراموش نشه!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١٧
٠
١
سلام:خیلی جالب بود سپاسگزارم.
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٨
٠
١
خواهش ميكنم ممنون از شما كه مطلب ما رو خوندين استاااااااد! :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
سلام:سلامت وموفق باشید.ممنون
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
ممنون.............عموی خوبیه ها!من 11 تا دارم هیچ کار نکردن ولی1 دونه عمم خیلی خوب بود!
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
اين عمو ما خيلي هنرمنده خخخ والا خب!!! كار هاى دگ هم بلده انجام بده ولي رو نميكنه كه!! نميدونه يه برادر زاده داره كه ازش تعريف ميكنه!؛)
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
من که دفعه ی اوله که این شعر رو میشنویم با اینکه عمو هم دارم ! یه سوال در تمام مدت خوندن شعر شما رو بالا و پایین میکردن؟ !!!!! تمرین بدن سازی هم بوده همزمان!!!!! جالب بود . موفق باشید.
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
بالا پايين ميكردن بشكن ميزدم دور خونه راه ميرفتن!! منو ساكت ميكردن!!! اين بين يك ليوان ابى هم نوش جان ميكردن!! خخخخخ
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
چه شعر قشنگیه :)
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
اره خيلي دوسش دارم!! بازم دارم ولي اونا يكم طنز هستن!!
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
من یادم نمیاد این شعر رو شنیده باشم.ظاهرا در بچگی کسی منو دوست نداشته ک برام بخونه :-)
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
وا؟!؟!؟ اين شعره در حد يك توپ دارم قل قليه ست!
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
یه توپ دارم قل قلیه کدومه باز؟ معما دوتا شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
خخخخخخخخ
سهره
سهره
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
شعرش توی یکی از کتابای یچگیم بود اگه پیداش کردم می گم اسم شاعرشو ....
سهره
سهره
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
ممنون که مارو یاد دوران بچگی هامون انداختید ..دی:
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
خواهش ميكنم هنوز كلي ديگه بلدم ولي خب بعضي هاش كوتاه هستش دو سه تاش بلند و چاپ ميشه وگرنه اوني دگ نميشه!:(
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
از خدا كه پنهون نيست از شما چه پنهون ما مدل : اگه مهتاب بشی به من بتابی منم رخت سیامو در میارم اگه بارون بشی نم نم بباری منم یادم میره که شوره زارم ش.....رو شنيديم ('^_^)
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/١٣
٠
٠
وا؟! اينى كه من خوندم شعر سنتى بود نه شعر با خوانندههههه
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات