مدیون تو ام تمام زندگی‌ام را
یادداشت فراموشی...

مدیون تو ام تمام زندگی‌ام را

نویسنده : اسمارتیز:)

مدیون تو ام تمام زندگی‌ام را. همان وقتی که گفتی: بلند شو. باید به دنیا بروی. و من نالیدم و التماست کردم. اما تو گفتی: نه دنیا برای توست. تو باید بروی  و آن را بسازی. و من به آرامی، طوری که هیچ‌کس متوجه ورودم نشود، پا به دنیا نهادم.

اما نمی‌دانم چطور شد که همه فهمیدند من آمده‌ام. گریه می‌کردم و هر لحظه از تو می‌خواستم مرا برگردانی. می‌گفتم دلم برایت تنگ شده. اما تو تعجب می‌کردی و باز می‌گفتی: من در دلت هستم، چطور مرا نمی‌بینی؟

سال‌ها گذشت و من همچنان در جست‌وجو و تکاپو بودم. راستش می‌دانستم گمشده‌ای دارم. اما نمی‌دانستم او کیست و کجا باید دنبالش بگردم. تا این‌که آن روز، ناگهان تمام خاطرات‌مان را به یاد آوردم.

یادم آمد که چگونه به من یاد داده بودی هر موقع دلم برایت تنگ شد، گریه کنم. سرم را روی زانویم گذاشتم و گریستم. و تو... نمی‌دانم چگونه مرا دیدی و آمدی و در قلبم نشستی.

اما ای کاش زودتر فهمیده بودم باید فقط درِ قلبم را برایت باز کنم. کاش زودتر گفته بودی پشت درِ قلبم به انتظار نشسته‌ای. ببخشم اگر دیر به یادت افتادم و سال‌ها به دنبال تو که... نه، به دنبال هوسم می‌رفتم. اینک باز گشته‌ام. همه قلبم برای تو. برای تو ای خدای مهربانم که تمام زندگی‌ام را مدیون تو ام...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
seyed_mohammad
seyed_mohammad
٩٣/٠٣/٢٠
٠
٠
واقعا عالیه... تشکر :)
neyosha
neyosha
٩٣/٠٣/٢٠
٠
٠
همه قلبم برای تو. برای تو ای خدای مهربانم که تمام زندگی‌ام را مدیون تو ام...عااااااااااااااااااااااالی بود:)))))تشکـــرات:))
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٢٠
٠
٠
خدا رو شکر ممنون واقعا زیبا !
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٢٠
٠
٠
واقعا حیف این مطلب بود که حذف بشه ..خیلی قشنگ بود میتونم بگم عالیییییییییییییییییییییییی دستت طلا ابجی
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/٢٠
٠
٠
خیلی قشنگ نوشته شده بود افرین
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٢٠
٠
٠
مدیون تو ام تمام زندگی‌ام را... | خیلی زیبا نوشته بودید ، تشکر
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٢٠
٠
٠
سلام:بسیار خوب بود.متشکرم
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٣/٢٠
٠
٠
سنی ندارد عاشقی کردن فرقی ندارد کودکی پیری هر وقت زانو را بغل کردی یعنی تو هم با عشق درگیری
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات