جیک جیک مستون!
یک خاطره خنده دار

جیک جیک مستون!

نویسنده : r_roshnavand

ایام عید رفتم دیدن دوستی که دو، سه سالی است ازدواج نموده و این دوست ما دست به خرجش عالی است. اتفاقا همان روز رفته بود پشت بام بلوک و دیده بود قفل خراب شده است و قفلی خریده بود و هنگامی که رسیدیم زن و شوهر سر قفل با هم کل‌کل می‌کردند.

خانمش می‌گفت آخر چرا تو باید  قفل را بخری، هیچ‌کس پولش را نخواهد داد و مدیر ساختمان باید از پول شارژ این چیزها را بخرد. و دوستم هم چون حرف همسرش را قانع کننده دید، مانده بود که چکار کند.

می‌خواستم لحظاتی خوشی داشته باشم به ناچار گفتم من قفل نیاز دارم و قفل را از این دوست گرامی خریدم و هفت هزار تومان را تقدیم کردم. بعد از عید دیدنی خداحافظی کردیم و جلوی در به دوستم و خانمش گفتم اگر پشیمان شدید، قفل را هفتاد هزار تومان می‌فروشم. و آن دو به اتفاق همسرم خندیدند و من در جواب خنده آن‌ها گفتم الان وقت جیک جیک مستون شماست.

آن عید دیدنی بخیر گذشت و من ماندم و همسرم که شاکی شد چرا این قفل را که لازم نداشتی خریدی و اجازه نداد آن را بیاورم خانه و هنگامی که می‌خواستم بگذارم داخل صندوق عقب، دیدم رویش نوشته است «آقا رضا زمستون شما را هم می‌بینیم.»

جمعه گذشته به اتفاق همسرم رفتیم منزل دوست عزیز تا احوالش را بپرسیم. هنگامی که رسیدیم منزل نبود و همسرش گفت: موتور کولر را دزدیده‌اند رفته است موتوری برای کولر بخرد.

با شنیدن موضوع شروع به خندیدن کردم و در جواب اخم همسرم یواشکی به دور از چشم صاحب خانه گفتم ظاهرا زمستان است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
:)......................جالب بوووووود:)))))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
سلام
از ابراز نظر گرامی شما بسیار سپاسگذارم.
m_mousavi
m_mousavi
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
تشکر جالب بود...:))
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
جالب بود
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
:))..... زیبا بود آقای روشناوند
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
سر یک قفل دعوا میکنند. O_o
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
سلام
چینگ چینگ که دعوا نیست
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
چینگ چینگ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
جالب بود، متشکرمــــــــــ:ــ)ـــ
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
بسیار جالب بود دستتون درد نکنه :)
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
جالب بود :) ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
جالب بود ممنون ازشما
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
:خخخخخ آخ این مورد خیلی پیش میاد تو آپارتمان ها :دی خیلی کمم پیدا میشن کسانی که برای رضای خدا یک کاری رو برای بقیه بکنند! اتفاقا اکثرا هم میگن چرا ما از جیبمون بدیم فقط!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
سلام:خیلی خوب بود ممنون
t_gh
t_gh
٩٣/٠٣/١٧
١
٠
جالب بود.ممنون
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/١٨
١
٠
:)
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/١٨
١
٠
ماجرای جالبی بود،شماهم ک نقش فردین رو داشتین:-) ممنون.
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٨
١
٠
:)))) خخخخ جالب بود
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣