کوری...
معرفی کتاب

کوری...

نویسنده : sjalal

«کوری» نوشته «ژوزه ساراماگو» و البته از مشهورترین و بهترین آثار اوست و تاکنون بارها تجدید چاپ شده و به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. مهم‌ترین خصوصیت این رمان استفاده از رموز به جای شخصیت‌هاست. به عبارت بهتر به جای نام از نقش‌های اجتماعی استفاده شده. به عنوان مثال: راننده اتومبیل و پزشک. مقصود ساراماگو از کوری، کوری معنوی است که مردم کشوری با نام قرنطینه به تدریج دچار آن می‌شوند.

داستان از کور شدن یک راننده اتومبیل در پشت چراغ قرمز آغاز می‌شود. قهرمان داستان همسر چشم پزشک است که با اوباش کشور می‌جنگد و مردم را نجات می‌دهد. این رمان جنبه انتقادی هم دارد. انتقاد از شرایط جامعه، مردمی که به ظاهر بینا هستند اما هیچ نمی‌بینند و در حقیقت دچار کوری عقل شده‌اند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/٠١
٠
٠
ممنون. عالیه. عادل هم گفت در موردش
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/٠١
٢
٠
نویسندش میگه: این کوری واقعی نیست، تمثیلی است. کور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسان ها عقل داریم و عاقلانه رفتار نمی کنیم…
mahsa-s
mahsa-s
٩٣/٠٤/٠١
٠
٠
چقدرقشنگ....
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/٠١
٠
٠
راستی عکس انگار هستا ولی نیست
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٤/٠١
٠
٠
ممنون از معرفی کتاب...مرسی
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/٠١
٠
٠
تشکرات(:
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/٠٢
٠
٠
سلام: خیلی متشکرم
amin20
amin20
٩٣/٠٤/٠٢
٠
٠
بسیار متشکر !!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/٠٢
٠
٠
تشکر فراوان
صبا
صبا
٩٣/٠٤/١٩
٠
٠
من چندبار خوندمش تا درکش کردم احساس کردم منم کورم......
پربازدیدتریـــن ها
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

وقتی که دلت...

٩٦/٠٤/٣١
از حسرت هایمان می نویسم

نامه هایی به همسرم / قسمت اول

٩٦/٠٥/٠١

چه حسی تو عمق موهامون!

٩٦/٠٥/٠٢
از قیمت پیاز تا ژن خوب

اونایی که ژن خوب ندارن نیان پیج من، مرسی اه!

٩٦/٠٥/٠٤
امان از روزی که دلمان یخ بزند

سرد نباشیم

٩٦/٠٤/٣١
قول بده جز من نخواهی

ما مردها از یک بیماری رنج می بریم

٩٦/٠٥/٠٤
همه خوبن، دولت بده

رابطه دولت و کودک آزاری چیست؟

٩٦/٠٤/٢٩
رابطه های نیمه تمام

ترس از تنهایی

٩٦/٠٤/٣١
چقدر به هم می آمدیم

شال گردن

٩٦/٠٥/٠١
روز آف؛ بهترین روز هفته

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت هفتم

٩٦/٠٤/٣١
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

یهو یک عده دختر آفریدند

٩٦/٠٥/٠٤
شعری سروده خودم

نو به بازار آمده...

٩٦/٠٤/٢٩
می گذارم همه چیز از دست برود

ترس از دست دادن

٩٦/٠٤/٣١
در حسرت زندگی بنجامین باتن!

معضلی به نام چاقی

٩٦/٠٥/٠٣
اصیل و گس

خرمالوی من

٩٦/٠٥/٠٤
راز قدرت پدرها

در پیرژامه پدری

٩٦/٠٥/٠١
با حوصله و امید

مرداد را باید سرفرصت زندگی کرد

٩٦/٠٥/٠٣
ترس متفاوت من

دختری که دیوانه وار از پروانه می ترسد

٩٦/٠٥/٠٣
تبلیغات