دوستانی به اندازه یک مجلس ختم
شعری از یک مرده!

دوستانی به اندازه یک مجلس ختم

نویسنده : حاج احسان

چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز

بر شکوه سفر آخرتم، افزودند

اشک در چشم، کبابی خوردند

قبل نوشیدن چای،

همه از خوبی من می‌گفتند

ذکر اوصاف مرا،

که خودم هیچ نمی‌دانستم.

نگران بودم من،

که برادر به غذا میل نداشت

دست بر سینه دم در استاد و غذا هیچ نخورد

راستی هم که برادر خوب است

گر چه دیر است، ولی فهمیدم

که عزیز است برادر، اگر از دست رود

و سفر باید کرد،

تا بدانی که تو را می‌خواهند.

دست‌تان درد نکند،

ختم خوبی که به جا آوردید

اجرتان پیش خدا

عکس اعلامیه هم عالی بود،

کجی روبان هم،

ایده نابی بود

متن خوبی که حکایت می‌کرد

که منِ خوبِ عزیز

ناگهانی رفتم

و چه ناکام و نجیب

دعوت از اهل دلان،

که بیایند بدان مجلس سوگ

روح من شاد کنند و تسلی دل اهل حرم

ذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز

که بدانند همه،

ما چه فامیل عظیمی داریم.

رخصتی داد حبیب،

که بیایم آن‌جا

آمدم مجلس ترحیم خودم،

همه را می‌دیدم

همه آن‌هایی،

که در ایام حیات،

نمی‌دیدم‌شان

همه آن‌هایی که نمی‌دانستم،

عشق من در دلشان ناپیداست

واعظ از من می‌گفت،

حس کمیابی بود

از نجابت‌هایم،

و از همه خوبی‌هام

و به خانم‌ها گفت:

اندکی آهسته

تا که مجلس بشود سنگین‌تر

سینه‌اش صاف نمود

و به آواز بخواند:

«مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک، چند روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم»

راستی این همه اقوام و رفیق

من خجل از همه‌شان

من که یک عمر گمان می‌کردم تنهایم و نمی‌دانستم

من به اندازه یک مجلس ختم،

دوستانی دارم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سميرا بانو
سميرا بانو
٩٣/٠٣/١٥
١
٠
عاقبت همه‌ی ما زیر این خاک آرام خواهیم گرفت ما که روی آن دمی به همدیگر مجال آرامش ندادیم !
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
آری...! و افسوس که ما انسانها در این دنیا قدر یکدیگر را نمی دانیم...!
سميرا بانو
سميرا بانو
٩٣/٠٣/١٥
١
٠
به دنبال واحدی میگردم....؟! چوبی و تک نفره...! همسایه بالا و پایین و اطراف نداشته باشم....! فقط ، رفیقانی باشند که زیرش را بگیرند و بلند فریاد بزنند: "لا اله الا الله"
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
سلام:خیلی خوب بود بسیار متشکرم
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
سلام مرسی بابت حضورتون...!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
سلام: خواهش میکنم. ممنون
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
خوب و زیبا بود.
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
واقعا ممنون بابت حضورتون...!
faeze
faeze
٩٣/٠٣/١٥
١
٠
زنده را تا زنده است قدرش بدان/ور نه بر خاک مزارش آب پاشیدن چه سود!!....واقعا عالی بود،ممنونم:)
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
این بیت رو خیلی دوست دارم اما کیه ک بش عمل کنه...! مرسی از حضورتون...!
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
سلام ، خیلی زیبا بود . جالب :)
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
زیبا اما تلخ...! مرسی از حضورتون...!
سحر بانو
سحر بانو
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
خیلی جالب بود...طنز تلخی بود:)
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
آری... ممونم از شما...!
sorme
sorme
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
خیلی زیبا بود.ممنونم.
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
خواهش و ممنونم بابت حضورتون...!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
سلام
متشکرم موفق باشید
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
سلام ممنون همچنین...!
a_y
a_y
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
چه زود دیر میشود ... ناگهان بانگی برآمد.خواجه مرد ... بیا تاقدر یکدیگر بدانیم که تا ...
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
خیلی هم زیبا...! ممنون از حضورتون...!
neyosha
neyosha
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
خیلی هو خوب:) تشــکرات:))
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٥
٠
١
خواهش...! سپاس...!
سايه
سايه
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
كاش هميشه يادمون باشه كه مرگ هرلحظه ممكنه اتفاق بيفته... ممنون شعر بسيار زيبايى بود
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٦
٠
٠
ای کاش...! ممنونم از حضورتون...!
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/١٥
٠
٠
فووق العاده بود. زیبا طنز تلخ ... از خودتون بود؟
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٦
٠
٠
آری،طنزی تلخ...! نه والا،اسم شاعرش رو یادم نیست...! مرسی بابت حضورتون...!
a_bigham
a_bigham
٩٣/٠٣/١٦
٠
٠
سلام ممنون با این مطلبت منو یاد یه روزی که تنها خواهم شدمن هستمو یه قبر خالی انداختی خیلی ممنون
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٦
٠
٠
خواهش و سپاس...!
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٣/١٦
٠
٠
عاقبت خاک گل کوزه گران میگردیم ...
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٦
٠
٠
عاقبت... ممنونم از حضورتون...!
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٣/٢٣
٠
٠
^_*
سهره
سهره
٩٣/٠٣/١٦
٠
٠
خخخ آخییی!!
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٦
٠
٠
:( مرسی بابت حضورتون...!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/١٦
٠
٠
غمناک بود و خیلی زیبا بود ممنون دوست عزیز
حاج احسان
حاج احسان
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
زیبا اما تلخ...! ممنونم از حضورتون...!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/١٧
٠
٠
هییییی... تشکر
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠