مشاعره با باران
از باران نوشته‌هايم...

مشاعره با باران

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

من از دلتنگي مي‌‌گويم وآسمان دلش مي‌گيرد، من بغض مي‌كنم و آسمان تيره مي‌شود، بغض من مي‌تركد و آسمان مي‌بارد.

بي‌خودي شلوغش نكن، باران بهاري كدام است؛ اين‌ها همه از دلتنگي‌هاي من براي توست!

من حرف مي‌زنم و آسمان گوش مي‌كند، من نگرانم و آسمان سكوت مي‌كند، من آه ميكشم و آسمان ابري مي‌شود، من قدم مي‌زنم و آسمان پا به پايم مي‌آيد، من تو را مرور مي‌كنم و باران مي‌آيد، من درد مي‌كشم و باران روحم را نوازش مي‌كند، من دلم مي‌گيرد و باران شديدتر مي‌شود، من دلتنگم و باران بند نمي‌آيد، من قدم بر مي‌دارم و باران از شرم، اين رد پاهاي تنها را از زمين پاك مي‌كند...

من اشك مي‌ريزم و باران اشك‌هايم را از ديد همه پنهان مي‌كند، من از تو حرف مي‌زنم و غريبانه‌تر مي‌بارد. من از تو مي‌گويم و بند آمدنش را به تعويق مي‌اندازد.

مي‌داني ...

باران هم حرف تو را كه مي‌شنود، قند در دلش آب مي‌شود!

من شعر مي‌خوانم و باران چيك چيك، ملودي‌اش را تركيب مي‌كند، من از تو مي‌خوانم و اشتياق باريدنش دو چندان مي‌شود. من از تو مي‌خوانم و همچنان مي‌بارد...

من از تو مي‌خوانم و طاقتش طاق مي‌شود...

من باز هم از تو مي‌خوانم و ديگر ناي باريدن ندارد...

من همچنان از تو مي‌خوانم و مي‌بارم...

با اين همه از تو گفتن‌هايم، باران هم كم مي‌آورد!

من از تو ميخوانم و باران ماموريتش را به چشمانم محول مي‌كند، باران هم از اين همه از «تو» خواندن كم مي‌آورد! اما اين حقيقت دارد كه من، مي‌توانم با شعرهاي تو با باران مشاعره كنم و بند نيايم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سهره
سهره
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
خیلی خیلی قشنگ بود.. به خصوص قسمت اولش....
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
خيلي ممنونم سهره :)
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
سلام زیبا بود ممنون.
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
خواهش ميكنم سپاس
سايه
سايه
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
خيلى قشنگ و بااحساس بود ممنون:)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
مرسي از توجهت :)
ati
ati
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
به به بسیار زیبا ..ازت بعیده .خخخخخخخخخخخخخ..شوخی کردم حال ازکی میگی
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
خخخخ مرسي :) نميدونم دقيقا شما ها اگه پيداش كردين به منم بگيد :دي
hamta
hamta
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
قشنگ بود :))
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
سپاس :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٣/١٨
٠
٠
(:
a_zabbah
a_zabbah
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
من همچنان از تو مي‌خوانم و مي‌بارم.../بسیار زیبا و دلنشین بود.ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
ممنون از توجهتون
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
کلمات در وصف زیبایی این دلنوشته کم میارن. فوق العاده بود....... <باران که میبارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که من تنها نیستم... تنها منتظرم... تنها............
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
ممنون بابت جمله زيباتون . شما لطف داريد اميدوارم اين طور كه ميگيد باشه :)
javad agha
javad agha
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
خخخخ
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
هاااا !!!؟؟؟ خخخخ
amin20
amin20
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
بسیار زیبا بود !
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
خيلي ممنون :)
amin20
amin20
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
بسیار زیبا بود !
F-jafari
F-jafari
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
مرسی زیباترین متنی بود که تاحالا خوندم.
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
اووو مرسي از تعريفتون :) بسيار ممنونم
admincheh
admincheh
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
ديشب باران قرار با پنجره داشت/ روبوسي آبدار با پنجره داشت/ يکريز به گـــوش پنجره پچ پچ کرد //چک چک، چک چک... چکار با پنجره داشت؟ :)قیصر امین پور
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
خيليييييي ممنون پايييييز :)))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
بهله :) باز باران/بی ترانه/گریه های بی بهانه/می خورد بر سقف قلبم/باورت شاید نباشد/خسته است این قلب تنگم ..... مرسي از شما لذت برديم :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
خوشحالم كه خوشت اومده مرسي از توجهت :)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
خیلی هم عالی ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
سپاس گلپري :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
خوشمل بود خعلییییییی
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
ممنونم خيلييييييي :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١٩
٠
٠
سلام: بسیار زیبا بود سپاسگزارم
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
خیلی ممنون ازلطف و توجهتون
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٢٠
٠
٠
خیلی زیبا بود :)))) عالی...
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/٢١
٠
٠
خيليييي ممنون كه خونديد :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨