روانکاوی دوستانه!
من، دوستم؛ دفتر مرموز و دیگر هیچ!

روانکاوی دوستانه!

نویسنده : Negar_s

يك روز كه بعد از امتحان در حياط با دوستان گل مشغول حرف زدن بوديم يكي از بچه ها آمد گفت: «اين يك دفتره توش كلى سوال نوشته براى هر كدوم يه خط جواب بده!»

تو بهترین دوست منی و من می خواهم تو را بهتر بشناسم و از این حرف‌ها... و تأكيد كرد فقط يک خط!

این روایت دوست من سؤالات خلاقانه‌اش است (فقط به من نخندید!):

(١-عشق چه رنگيه؟) يعنى دهنم نيم متر باز شد دروغ نگفتم! اولش با خودم گفتم چه معنى ميدهد دختر به اين سن بداند اصلا ع-ش-ق چي هست؟! بعد با خودم گفتم: «وا ؟! عشق مگه رنگ داره. مگه رو تختى هستش كه رنگی باشه. مگه عشق نامرئي نبود؟ عشق مگه پتوئه كه بشه ببينيش؟! خلاصه در جوابش نوشتم عشق رنگ نداره :|»

(٢- زندگي چه رنگيه؟) اى بابا مسخره كرده ما را؛ دفتر يا جعبه مداد رنگي!؟

(٣-به چه كسي اعتماد دارى؟!) منم نوشتم والدين گرامى!:|

(٤-مگس...!؟) وا؟ اين چه سوالي است؟! الان مگس چيست؟ جمله بسازم؟ حسم را نسبت بهش بگویم؟! مترادف بنويسم؟! بهش زنگ زدم ( كه الو سلام خوبي؟ خوبم! مگس  رو چيكار كنم؟! خنديد و گفت حست نسبت به مگس!) من هم جاى شما خالى حساب كفرى شدم! در جواب نوشتم: «به تو چه روابط خصوصي بين منو مگس به كسي ربط نداره!»

(٥- دريا-آسمان/ طلوع-غروب/ ساحل) خوب الان من اين را چيكار كنم؟! دوباره؛ (الوووو.. سلام خوبي؟ خوبم سوال ٥ يعنى چي؟! با هاشون جمله بساز) اى بابا سال تحصيلي تموم شد به خدا دبير ادبيات معانى کلمات را ول كرد شماها چسبيديد بهش؟! هر چى به مخم فشار آوردم (البته حوصله نداشتم) اصلا رو به روى سوال با سه نقطه پر كردم!

(٦-بستنى روي دندون..!) آخر اين چه وضعیه؟! اصلا حس قنديل بستن خوب شد؟! راحت شدي؟ ضايع شدن من را ديدي؟! بسسسسه :|

(٧-وقتي يه بچه رو دعوا ميكني و اون لب ميچينه) خب كه چي! حس پشيماني دیگه! نه مي‌خواهى خوشحال باشم؛ بشكن بزنم برقصم؟! كه بعد يک بنده خدايي از من بدبخت فيلم بگيرد روی فیس بووق بگذارد؟ آقا جان ما نخواستيم اصلا جواب بدهيم!

(٨- وقتى گل را مي‌بويي) اخيييش يک سوال عين آدم پيدا شد! حس گل فروش‌هاي سر چهار راه :)

(٩- يه اسم پسر- يك اسم دختر) آخر مگر من ... كه اسم بچه انتخاب كنم! لا الله الا الله

(١٠-نظرت درباره من..!) من هم كه حسابى عصبي بودم كرم خودم را ريختم! «آدم بيخودى هستى!»

( و پايان... ) من هم صفحه بعدش يک شكلك گنده كشيدم زيرش هم نوشتم از كرم ريختن لذت مي‌برم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
مام زمان راهنمایی از این دفدرا داشتیم انقد تو کلاس می خندیدم که بالاخره دبیر هنر مارو برد دفتر ناظم اونجا دیگه تنبیه ها.......:)))
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
بعد كه دفتر رو تحويل اين دوست بيچاره داديم!!! انقد با دوست ديگم مسخرش كردييييم كه نگو بعدم يه سيلي از طرف همون دوست نوش جان كرديم(البته به شوخي دست رو من بلند كرد وگرنه دستشو قلم ميكردم)
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
حالا اون دستایی که قلم کردیو بزار کنار واسه اش بقیه پیش کش خخخخخخخخخخ
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
چشم!:)))))
سهره
سهره
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
چه چیزا .. چه حرفا
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
ادم شاخ در مياره...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
چه کارا1چه سوسول بازیا!ایششششششششششششششششششششش
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
والا خب اصلا اين سوالا به كار ما نمياد همون كتك كارى بهتره!!!
neyosha
neyosha
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
حالا بعد چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
دگ بنده خدا اين دوست ما عين لبو( البته از اعصبانيت) قرمز شد!!!:)
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
دوران پر احساس و پر تلاطم نو جوانی است دیگر...
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
ميخام پر تلاطم نباشه !!! احساس كيلو چنده!!!
مهسـآ
مهسـآ
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
چی خشن برخورد کردی...........سوالات به این باحالی^_^من که یادداشتشوت کردم واسه دفتر خاطراتم بنویسم^_^
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
اي بابا خب ادم يهو هول ميكنه اين همه سوال بي مورد تازه من نصف سوال هارو نوشتم از بقيه نگم بهتره!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
سلام: خسته نباشید ممنون
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
سلام: خواهش ميكنم. من از شما ممنونم اقا حسني!:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١٤
٠
٠
سلام: موفق وسلامت باشید.متشکرم
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٣/١٣
٠
١
توی دخترا از لوس بازیا زیاده..... چه دوران بدی بود خوب شد تموم شد.
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
بد كه نيس اگه اين كارا بين همكلاسي ها بورسه منو دوستام هنوز درگيره اون درخت شاتوته هستيم!!!
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
راستي دخترا كنار هم ژست بگيريم يه عكس بگيرم!!!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/١٤
٠
٠
من:ژست.........بالای سرم 2تا شاخ با صورت خندون.....خخخخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/١٤
٠
٠
:)))))))))))) يادش بخير همش از رو حرص براي همديگه مينوشتيم گل سرخ وسفيد لوله لوله / فراموشم نكن فلاني كوتوله :))))))) دوران مدرسه هم عالمي بود برا خودش ها ;)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/١٤
١
٠
اگه من بودم کلی حرف های قشنگ قشنگ مینوشتم خخ ممنون بابت مطلبت
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٤
٠
٠
اخه به كي اعتماد داري!!!! اين سؤاله خب!!!! حتما به بغال؟!:|
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٣/١٤
٢
٠
یا امام جمعه ی موقت ! چه چیزا که آدم نمی بینه ^_^
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨