عجیب می‌ترسند از این عقل!

عجیب می‌ترسند از این عقل!

نویسنده : مریم نیک‌پور
نویسنده‌ها یک متن‌هایی می‌نویسند به گمانم می‌گویند دل نوشته!
هنوز مانده‌ام در خود این کلمه. دل می‌نویسد؟ یا بر نوشته از دل است؟ یا...
نمی‌دانم دقیق. هر چه هست خوب می‌دانم سخن دل است!
ولی برای تو نه نیازی به دل‌نوشته دارم، نه کاغذ، نه قلم. تو فقط کافیست نگاهم را ببینی همین خودش می‌شود دنیایی از دل گفته‌ها!
اما چه کنم که همین نگاه را هم می‌گیرم. نه خودم بگیرم‌ها! عقلم می‌گیرد!
بین خودمان باشد ولی هر گاه دل گفته‌ها می‌خواهند راوی سخن دل شوند، هر بار شاخه انار می‌شود تازیانیشان! عقل رخصت نمی‌دهد!
اصلا نمی‌دانی عجیب می‌ترسند از این عقل!
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/١٠
١
٠
عجیب میترسند از این عقل : زیبا ، پر محتوا ، با معنی ... عالی ممنون از نوشتت
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/١٠
١
٠
ذوق مرگ شدم!! خواهش!!
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/١٠
٠
٠
قلم زیبایی دارید ! تبریک میگم بهتون چند خریدید حالا :)))
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/١٠
٠
٠
اوهههه دوست جان ! یعنی الان اینقد تعریف کردی که ما آدرسش را لو بدهیم! حداقل میگذاشتی یکمی این ذوق مرگیمان تداوم داشته باشد! نیگا تو را خدا توی روز روشن میخواد آدرس از زیر زبانمان بکشد!حتما دو روز دیگر هم مقممان را)کاربراول بودن(قصب میکنی!! اوههه چقد خطرناکی!
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/١٠
١
٠
زیبا بود عزیزم ممنون
m-nik110
m-nik110
٩١/١٠/١٠
٠
١
خواهش! فقط برفایید چای پسرخاله!
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١٠/١٠
٠
٠
جوابتون از متن زیباتر
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/١٠
٠
٠
عقل وعشق تضاد فعلا این روزها عقلمان بر احساسمان می چربد حسابی ...........
mahshid
mahshid
٩١/١٠/١١
٠
٠
زیبا بود.............
sahar
sahar
٩١/١٠/١١
٠
٠
خییییییییییییییییلی قشنگ بود..واقعا لذت بردم
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/١١
٠
٠
خیلی قشنگ بود دوست عزیز
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
من کلا از اسمش خوشم نیومده.
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات