تصادف خاطره ها
وقتی می زنی به یک اتوبوس مست!

تصادف خاطره ها

نویسنده : saiideh70

حال آدم که دست خودش نیست

عکسی می بیند

ترانه‌ای می شنود

خطی می‌خواند

اصلا هیچی هم نشده

یکهو دلش ریش می شود.

***

حالا بیا وُ درستش کن

آدمِ دلگیر

منطق سرش نمی شود

برای آن ها که رفته اند

آن ها که نیستند، می گرید

دلتنگ می شود

حتی برای آنها که هنوز نیامده اند.

***

دل که بلرزد

دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست

این وقت ها

انگار کنار خیابانی پر تردد ایستاده‌ای

تا مجال عبور پیدا کنی

هم صبوری می خواهد هم آرامش

که هیچکدام نیست

آدم تصادف می کند،

با یک اتوبوس خاطره های مست...

 

شهریار بهروز

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
:))))))))).............دستتون متشکرم!!!!!!............قبولکنید که دیگه نمی تونم نظر خاصی بدم
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
ممنون همین حضور یه دنیا کافیست !
بریاتا
بریاتا
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
قشنگ بود. ممنون از مطلبتون
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
خواهش...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
:))))))))))مرسی
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
تشکر فراوان :)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
جالبناک بود ، مرسی .
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
ممنون از شما :)
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
خواهش میشه ^_^
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
:)))) خیلی تشکر
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
سپاسگذارم :)
a_bigham
a_bigham
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
سلام مطلب تون قشنگ بود ممنون
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
علیک سلام بنده نیز از شما متشکرم :)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
وقتی می زنی به یک اتوبوس مست! اینو که دیدم فکر کردم داستانه .........جالب بود تشکر فراوان
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
سپاس :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
سلام:انتخابی زیبا.ممنون
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
ممنون استاد عزیز :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
سلام:خواهش میکنم.
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
فک کردم خودتون نوشتید. جالب بود گاهی بی بهانه حتی با یه اهنگ -حتی با دیدن یه صحنه لاو دو نفر غریبه دلت میگیره
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
دل که بلرزد دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست //// عالی سعیده خانومـــــــــ:ــ)ــــ
MILAD
MILAD
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
قشنگ بید :-)
hamid_kh
hamid_kh
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
دل که بلرزد دیگر هیچ چیز سر جای درستش نیست :| ممنون زیبا بود ...
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
تشکر حمید خان
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
مثل همیشه خوب.... گاهی بی صدا نگاهت میکنم … مرا ببخش برای این نگاه های پنهانی شاید اگر بغضم فرو نشیند صدایت کنم …
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
:)
m_sadeghiyan
m_sadeghiyan
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
جالب برانگیز بود
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
موافقم !
r_reiHaaN
r_reiHaaN
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
عالی بود... نمیدونم چرا امروز اینقدر این نوشته به چشمم میخوره!!! :)))) چهارمین دفعه س
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
بله...
a_zabbah
a_zabbah
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
خیلی زیبا بود...ممنون از شما(:
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
تشکر فراوان:)
admincheh
admincheh
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
حالا بیا وُ درستش کن آدمِ دلگیر منطق سرش نمی شود:)
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
واقعانم (-_-) وبدا به حال اونايي كه بد تصادف ميكنن... زماني كه نبايد...جايي كه جاش نيست....با خاطره اي كه بايد از درجه اعتبار ساقط بشه....مرسي از شما جذاب بودو قشنــــگ.
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
خواهش میکنم بله همیشه خاطرات زمانی میاد که وقتش نیست
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠