به دنبال یک همراه...
راهنمای جامع دزدیده شدن گوشی!

به دنبال یک همراه...

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

وقتی در خیالات خودت بالا و پایین می‌پری و شرق و غرب عالم را به هم متصل می‌کنی، یادت باشد که شاید یک نفر حواسش به تو هست؛ که حواست نیست و از میان تمام وسایل داخل کیف‌ات ممکن است به بعضی از آن‌ها احتیاج داشته باشد و ایضا به خاطر رعایت حال‌ات و مکدر نشدن خاطرت به تو نمی‌گوید و جنس مورد نظر را از کیف مبارک بی آن‌که بفهمی؛ بیرون می‌کشد!

در این میان وسیله‌ای که ممکن است زیادی مورد علاقه سارقان باشد، گوشی موبایل است که گم کردنش برای شما دردسرهای خاص خودش را دارد!

 

از اول

این قسمت از ماجرا شاید به نظر طنز بیاید ولی باید سریع به110 اطلاع بدهید تا بیایند و صورت جلسه کنند به طور مثال  اگر در اتوبوس کیفت را زده‌اند باید کمی گانگستر بازی بلد باشید و با 110تماس بگیرید! متهمین پرونده یا همان مسافران و اتوبوس را نگه دارید تا بیایند صورت جلسه تنظیم کنند و گزارش سرقت بدهند!

ولی اگر خجالتی هستید یا همان موقع متوجه نشدید و تازه در منزل فهمیدید جا تر است و بچه نیست، راهی که ما رفته‌ایم شما هم بروید!

 

بفرمایید کلانتری محله!

مراجعه به کلانتری تنها این حسن را دارد که یک کلانتری را می‌توانید از نزدیک مشاهده کنید و آدرس دادگاهی را که باید به آن مراجعه نمایید بگیرید و  در موارد خاص کمی هم به شما دلداری بدهند که ان شا لله چند ماه دیگر پیدا می‌شود!

 

اینجا دادگستری است!

صبح علی الطلوع بهترین وقت برای مراجعه به دادگاه است! کار اداری است و هزار پیچ و خم. در این مراجعه کارتن گوشی مفقودی و کارت شناسایی خودتان را باید همراه  داشته باشید.

وارد که می‌شوید بازرسی می‌شوید! اجازه بردن گوشی به داخل را ندارید! یک عدد کارتن گوشی همراهتان است که بازرس با دیدن آن متوجه می‌شود برای چه آمده‌اید!

راهنمایی‌تان می‌کند که اول باید عریضه بنویسید و اگر بلد نیستید بهتر است بدهید بیرون برایتان بنویسند. آن هم به مبلغ سه هزارتومان. و راهنمایی‌ات می‌کند که باید شماره سریال گوشی و مدل آن و محل سرقت حتما ذکر شود و تو را به اتاق الصاق تمبر راهنمایی می‌کنند و آن‌جا درخواست می‌دهی که برایت تمبر بچسباند! 5000 تومانی آب می‌خورد تا تمبر الصاق شود و راهنمایی‌ات می‌کند به اتاق ارجاع!

دادگاه اصلا حس خوشایندی ندارد. یک سالن عریض و طویل با اتاق‌های زیاد؛ هر کسی را هم که می‌بینی گرفتار است. یا شاکی است یا متشاکی ...

 

اتاق ارجاع و کلی مال باخته!

برای این‌که مراجعه چند باره به اتاق ارجاع نداشته باشید باید از کارت شناسایی خودتان و شماره سریال گوشی کپی بگیرید! در این میان فردی دارد از مسئول کپی شماره سریال گوشی را می‌پرسد تا در برگه‌اش بنویسد! گویا اهل مازندران است و در سفر مشهد گوشی‌اش را زده‌اند و در مراجعه به دادگاه شهرشان گفته‌اند باید بروی همان مشهد شکایت کنی.

روی در نوشته بدون هماهنگی وارد نشوید! جلوی در شلوغ است و تمام نمیکت‌های منتهی به اتاق ارجاع پر است. مدارک را به سربازی که دم در ایستاده می‌دهی و منتظر می‌شوی! در این میان متهمانی که گاها دست بند و پابند دارند و موقع راه رفتن صدای‌شان حواست را به سوی خودشان می‌کشاند می‌بینی. آدم‌های دور و برت همه در خودشان فرو رفته‌اند و یا دارند برای بغل دستی‌شان  ماجرای‌شان را توضیح می‌دهند.

اولین کسی که با او لب به سخن باز می‌کنی برای دزدی چک‌اش آمده است. موضوعش جالب است ولی ربطی به گزارش‌ات ندارد. در اولین فرصت جابه‌جا می‌شوی و کنار خانمی که کارتن گوشی دستش است می‌نشینی و شروع به صحبت می‌کنی. اسمش آذر است و گوشی‌اش را یک سال پیش دزدیده‌اند. حالا بعد از یک سال با او تماس گرفته‌اند که گوشیت پیدا شده است!

می‌گوید پارسال وقتی رهسپار منزل بوده است یک موتورسیکلت از کنارش رد می‌شود و کیفش را می‌زند و ایضا گوشی‌اش را! گوشی‌ش نوکیا لمسی است که حدودا 200 فی می‌خورد.

از مراحل شکایتش می‌گوید که باید اول از دادگاه معرفی نامه بگیری و معرفی نامه را ببری خدمات ارتباطات سیار مرکزی و ایرانسل مرکزی تا به محض روشن شدن گوشی آن را ردیابی کنند و آن جا نیز نامه‌ات را ثبت می‌کنند و یک رسید دریافت می‌کنی و بعد می‌روی خانه می‌نشینی به انتظار پیدا شدن! 

آذر می‌گفت گوشی برادرزاده‌اش که سرقت شده بعد از چند ماه در اصفهان پیدا شده و او عطای گوشی را به لقایش بخشیده!

یا از دوستش که دو نفر به قول خودش خفتش کرده‌اند و با چاقو تهدید شده؛ تعریف کرد که گوشی‌اش را زورگیری کرده‌اند. و گوشی‌اش هنوز هم پیدا نشده است.

در این میان افراد دیگری هم می‌آیند که کارتن گوشی به دست‌شان است و می‌شود مدل گوشی‌های‌شان را از تصویر روی کارتن تشخیص داد. در این میان یک اس.فور سامسونگ روی دست همه بلند شده است! یا آن آقایی که دو تا کارتن گوشی به دستش است، جلب توجه می‌کند؛ گویا ماشین و گوشی‌هایش را با هم برده‌اند که یکی متعلق به خانمش است و دیگری مربوط به خودش. انگار چند وقتی هم با سارق در تماس تلفنی بوده است تا قضیه را حل کند!

یک آقای دیگر می‌گوید که گوشی‌اش را از داخل ماشینش برده‌اند و شخص مسئول می‌گوید که باید صورت جلسه داشته باشد! و از او می‌پرسد چرا با 110 تماس نگرفتی که برایت صورت جلسه کنند؟ بیچاره مرد که رفته است پمپ بنزین و موقع پرداخت متوجه نبود کیف و گوشی‌اش شده؛ مستاصل است که چه بگوید!

مسئول اتاق ارجاع جلسه دارد و تمام این‌هایی که نشسته‌اند کارشان یک جورهایی گره خورده است به حضور ایشان. با حضور مسئول در پشت میز؛ کار افراد یک به یک راه می‌افتد ولی این میان چیزی که متوجه می‌شوم این است که منطقه گم شدن گوشی مهم است و مسیر اتوبوس مورد نظر به چهار تا کلانتری مربوط می‌شود که هرکدام به یک دادگاه خاص مربوط می‌شود! بحث و جدل فایده ندارد! مسئول در جواب زحمت بکشید؛ می‌فرماید زحمتی نیست، باید به دادگاه دیگری مراجعه شود. 

مغموم و مقهور از دادگستری خارج می‌شوم! افرادی که بیرون دادگاه نشسته‌اند نسبت به صبح بیشتر به چشم می‌آیند! قیافه‌های خسته و ناراحتی دارند. یک جورهایی می‌دانی همه‌شان گرفتار راهروهای دادگاه هستند و شاید حالا حالاها باید بیایند و بروند...

 

گام آخر!

به دادگستری دیگر؛ مراجعه می‌کنم. درجواب می‌گویند که همان دادگاه اول باید کارت را انجام می‌داده است. در این میان متوجه می‌شوم که ای دل غافل انگار تشخیص دادگستری مورد نظر از روی آدرس، یک کار تخصصی است که حتی خودشان هم از این امر عاجزند! علی ای الحال دل‌شان می‌سوزد و کار را به سرانجام می‌رسانند.

و معرفی نامه‌ها را از دادگاه دریافت میکنم و به دو مرکز ایرانسل و همراه اول مراجعه می‌کنم و فعلا داستان به پایان می‌رسد تا چهار ماه دیگر..

 

خوش شانس‌ها!

اگر خوش شانس باشید گوشی‌تان پیدا می‌شود، با شما تماس گرفته می‌شود و آدرس صاحب جدید گوشی را به شما می‌دهند ولی قبل از هر اقدامی باید از دادگاه معرفی نامه بگیرید برای کلانتری محل! تا با مامور بروند سراغ آن قانون نشناس؛ گوشی بدون کارتن بخر!

ولی آن طور که فهمیدم خیلی از گوشی‌ها هیچ وقت پیدا نمی‌شود. گوشی برادرزاده آذر بعد از چند ماه سر از اصفهان در آورده بود که عطایش را به لقایش بخشیده بود پس گوشی‌تان دور از دسترس گوشی لازمان باشد!

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
اولین گوشی برادر منم از تهران سر درآورد و نرفتیم دنبالش! دومین گوشیش هم پیدا نشد!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
تا سه نشه بازی نشه
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٠٨
١
٠
ممنون از این همه ابراز همدردی! :دی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
چه جلب...........
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
واسه ما که اتفاق نیوفتاده
admincheh
admincheh
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
پیچ و خم زیادی داره امااگه شانس باهات یار باشه و دزد کمی ناشی گوشیت برمی گرده؛گوشی برادرزاده ی مــــــن بعد از پنج مـاه پیدا شد و خوشبختانه مشهد بود !:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٠٨
١
٠
سلام:اینکه هزینه اش بیشتر از قیمت گوشی میشود.ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
اتفاقا چند ماه پیش گوشی یکی از اقوام مارو هم اشتباهی دزدیده بدند، گوشی هم گرون قیمت بود و این بده خدا هم با پیگیری که کرد ( میگفت هر 45 روز 2باره میرفته و درخاست جسنجوی مجدد میداده چون انگار بعد 45 روز اگر گوشی روشن نشه دیگه جستجو نمیکنن مگر 2باره درخواست بدی) همین چند ماه قبل بود که پیدا شد گوشی | اگر پیگیر باشیم پیدا میشه اما جدیدا میگن گوشی های دزدی رو میفرستن کشورهای دوست و همسایه به خاطر همین امکان پیدا شدنش خیلی کم میشه و یک چیز دیگه فکنم گوشی زیر 200 تومن ارزش دوندگی های بعد 45 روز اول رو نداشته باشه! | خیلی ممنونم گزارش مفیدی بود :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
درخواست*
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
منم سال پیش تو دانشگاه یه بنده خدایی که قطعا گوشی دوست میداشته گوشی نو نو من رو برداشت بود ...ولی من حوصله این همه کار نداشتم ولی هنوز خیلی غصه دارم چون دوست میداشتم گوشیم رو خیلی:(
faride
faride
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
گوشی داداش منم زدن ، آقا دزدِ پیدا شد اما گوشیش نه!خیلی بعیدِ گوشی پیدا شه!اما انشاا... که مال شما پیدا شه:)))
ghazale
ghazale
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
ایشالا پیدا می شه :))) گوشی خاله مو زدن چون خیلی گرون نبود فک کنم دنبالشو نگرفتن .. یادم نمیاد درست خخ حوصله میخاد این کارا
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
نه بابا دزد کجا بود ..اگرم باشه ادب میشه خخخ
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
خدا رو هزاران مرتبه شکر که تاحالا واس ما اتفاق نیوفتاده اگرکم بیوفته حوصله ندارم این همه راهو برم واسش .....
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
من که گوشی ندارم !×!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
خخخ کلا یاد گوشیتون میفتم خندم میگیره دخترعمو خخخ///راه رفتن تو دادگاه اعصااااااااااب میخواد ها.پارسال یکی از بچه ها داشته با گوشیش حرف میزده یه موتوری اومده از تو دستش گوشی رو زده بود خخ وقتی پیداش کردن با مامور رفته بودن دم در خونه طرفی که گوشی رو خریده بود وضع زندگیشونو دیده بود دلش سوخته بود کارتن گوشیرم داده بود بهش خخخ//انشاالله که گوشی شمام پیدا میشه.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
گوشي مارو كه اگه دزد ببره پدر مادرامون در حقشون دعاي خير هم ميكنن ;)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨