یک عذر خواهی ساده
فقط آمده‌ام یک عذرخواهی بکنم و بروم

یک عذر خواهی ساده

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

«من الان کاری ندارم با تو، فقط آمده‌ام یک عذرخواهی بکنم و بروم»

لحنش جوری نبود که پشیمان نباشد؛ بود ولی جوری هم نبود که مخاطبش باور کند که دیگر تکرار نمی‌شود. بارها این اتفاقات افتاده بود و او هر بار عذرخواهی کرده بود ولی بار آخرش نبود!

صدا ادامه داد: «می‌دانم که خیلی وقت‌ها کارهایی می‌کنم که تو را آزار می‌دهم؛ من خوب نیستم ولی سعی‌ام را می‌کنم که خوب بشوم، تو همیشه تحمل می‌کنی و هیچ نمی‌گویی...»

جملاتش را پی‌در‌پی نمی‌گفت. این‌قدر شرمنده بود که نتواند تمام حواسش را به حرف زدنش جمع کند. شرمندگی چیز کمی نبود در برابر کسی که همیشه دوستش داشته و همیشه آماده شنیدن بوده است. قول و قرارها را همیشه او بوده که زیر پا می‌گذاشته است. همیشه او بوده که یادش می‌رفته و این بار هم مثل همیشه اشتباه کرده بود! خودش می‌دانست مثل همیشه قصور از طرف اوست ولی هنوز هم به دنبال توجیه کارهایش می‌گشت! و این بار هم...

به این‌جا رسید؛ تاملی کرد و دوباره ادامه داد: «روزهایی که تو نباشی برایم روز نمی‌شود، وقتی که احساس می‌کنم تو را آزرده‌ام؛ دلم آرامشش را میان اتفاقات جا می‌گذارد، وقتی که احساس می‌کنم تو راضی هستی آرام می‌شوم و امروز که باز از قرار با تو جا ماندم دلم قرار ندارد.. »

شرمنده‌تر شد، وقتی خواست این را بگوید سرش را پایین انداخت و گفت:

«ببخش که تو امروز سر قرار حاضر شدی ولی من نیامدم، ببخش که من امروز، نماز صبحم را خواب ماندم»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_homauni
m_homauni
٩٣/٠٤/١٤
٢
٠
ببخش...
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
خیلی زیبا بود.ممنون
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
خیلی زیبا حق گفتین، ما بندگی نمیکنیم...
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
اى خــــــــــــدا جون! ممنون خيلي زيبا بود خعلى! ميــــــــــــسى
neyosha
neyosha
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
خدایا شرمنده :(................///خیلی قشنگ بود... تشکرات(:
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
کاش بمونیم پای این عذرخواهی ها! خیلی خوب بود...
amin20
amin20
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
بله بسیار زببا !!
f_vatani
f_vatani
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
خیلی زیبا بود .ممنون خانم آسمانه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
سلام: زیبا بود.ممنون
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
خوب بود . تنکس
blue girl
blue girl
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
مرسی از شما....واقعا بندگی نمیکنیم
t_gh
t_gh
٩٣/٠٤/١٤
١
٠
خدا ان حس زیبایی است که در تاریکی صحرا ،زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را،کسی همچون نسیم دشت اهسته می گوید کنارت هستم ای تنها.ممنون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
یک تلنگر در لباس پایانی غیر منتظره!
maedeh_s
maedeh_s
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
عاااااالی بود..خدا ببخشه مارو:)
m_arefi
m_arefi
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
اخرش تکون دهنده بود و غیر منتظره .ممنون
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٤/١٥
٢
٣
ii ببین ما بنده ها چقد بد شدیم که شما مجبور شدی حرفتونو در غالب یه دوست داشتن زمینی بیان کنی و همه جذب بشن و اخرش بگید که اینو واسه خدا نوشتم. حتما شما هم متوجه شدید بچه ها اکثر متنای مذهبی رو نمی خونن و مجبور شدید اینجوری بنویسید. ممنون جالب بود
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٤/١٥
٢
٢
جای بقیه فکرنکنین... شما از کجا میدونین که ما همچین چیزی تو ذهنمونه؟؟؟؟؟واسه این طرز تفکرتون متاسفم!!!!!!
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٤/١٥
٢
١
باشه متاسف باشید.ممنون
s_sali
s_sali
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
پایان متنتون غافلگیریه زیبایی داشت... خدایا ببخش... عالی بود. پایدار باشید
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
خیلی عالی بود! خیلی خوب:)
e_z
e_z
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
دلم ارامش میخواهد رامشی ازجنس خودت!
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
ایول عالی بود :)
vesal
vesal
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
خیلی عالی بود....مرسی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
سورپرایز شدم ممنون زیبا و جالب بود
bahareh22
bahareh22
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
عالی:)نوشتت عالی بود:)یه تلنگر قشنگ:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٤/١٥
٢
٠
سلام نميدونستم خدا سر قرار منتظر ماست
a_zabbah
a_zabbah
٩٣/٠٤/١٥
١
٠
پایانش عالی بود ممنون/اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا..........
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٤/١٦
١
٠
بله.. همه اميد ما به لطف وبخشش بيكرانش وگرنه كه....مرسي از شما قشنگ بود.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣