گم شدن میان خاطرات سیاه و سفید
آدم‌ها هزار گوشه دارند

گم شدن میان خاطرات سیاه و سفید

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

آدم در میان شهر گم نمی‌شود. در میان خیابان‌ها و کوچه‌ها هر چقدر هم که پیچ در پیچ باشند، گم نمی‌شود. هر جا که باشی می‌شود پرس‌وجو کرد و پیدا شد. می‌شود شناخت و پیدا کرد. می‌شود اسم‌ها را به خاطر سپرد، چونان که راه‌ها را و خیالت راحت باشد که به مقصد خواهی رسید، اگر چه کمی دیرتر.

ولی آدم میان آدم‌ها گم می‌شود. آدم هر کار هم که بکند باز آدم‌ها را نمی‌شناسد. وقتی می‌خواهی یک آدم را بشناسی آن‌قدر ناشناخته‌ها هست که هر چه‌قدر هم به عمق بروی باز هم به آخر نمی‌رسی.

آدم‌ها هزار گوشه دارند و هزار راه، هر بار که مسیری را بر می‌گزینی تا که به آن‌ها برسی، می‌بینی که از جای دیگری سر درآورده‌ای. در میان هزارتوی‌شان سر در گریبان و بی‌چاره می‌مانی و نمی‌دانی بروی یا بمانی، برگردی یا صبر کنی.

آدم‌ها از دور ساده‌اند و دست یافتنی ولی نزدیک‌شان که می‌شوی دورند و پر از علامت‌های خاص تعجب و سوال و کلی هم بن بست که نمی‌توانی از آن‌ها عبور کنی.

آخرش هم به این نتیجه می‌رسی که چقدر نمی‌شناسی! چقدر نمی‌دانی. نهایتش هم یاد می‌گیری که خودت مثل آن‌ها گنگ و نامعلوم شوی.

این وسط آدم اگر دلش برای کوچه‌ها و خیابان‌ها تنگ شود، همیشه برقرارند. ولی وقتی دلش برای آدم‌ها تنگ شود می‌بینی گم شده‌اند و تو را هم برده‌اند میان خاطرات سیاه و سفیدشان گم کرده‌اند!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
آخرش هم به این نتیجه می‌رسی که چقدر نمی‌شناسی! چقدر نمی‌دانی. نهایتش هم یاد می‌گیری که خودت مثل آن‌ها گنگ و نامعلوم شوی...خیلی هم زیبا..
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
این وسط آدم اگر دلش برای کوچه‌ها و خیابان‌ها تنگ شود، همیشه برقرارند. ولی وقتی دلش برای آدم‌ها تنگ شود می‌بینی گم شده‌اند و تو را هم برده‌اند میان خاطرات سیاه و سفیدشان گم کرده‌اند! مثل همیشه عالی
ghazale
ghazale
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
آدم ها هزار گوشه دارند و هزار راه :) هرکاریم بکنی کامل نمیشناسیشون .. قشنگ بود :)))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
سلام :خیلی خوب بود.ازشما سپاسگزارم. راستی شما را کمتر میبینیم؟
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
خیلی هم عالی ممنون
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
بله.یه بنده خدا بود که به نظرم نسبت به دیگران ساده بود تا اینکه دیدم نه این طور نیست ـ انگار نه تنها ساده نیست بدجوری ام حسوده.دیگه برای او گم شدم اما بازم شکر خدا.به خاطر مطلبتون متشکرم آسمانه خانوم :)
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٠٨
٠
١
گاهی باید نبود و امیدوار به این که... باشد که نباشم و بدانند که بودیم...
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنونم.
s-mahsa
s-mahsa
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود مرسی اسمانه جون:)
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٣/٠٩
١
٠
ادما از دور ساده اند ....... واقعا چرا؟
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
مثل شما که در عکس بسیار ساده و مظلومید اما در واقعیت ......سلام
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
اولا هیچوقت از روی عکس کسی قضاوت نکنید…دوما مگه شما واقعیت منو دیدید که میگید فرق داره؟؟
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
اولا شما هیچوقت در مورد ادما از روی عکس شون قضاوت نکن بعدم مگه شما واقعیت منو دیدید که میگید تفاوت داره؟؟
a_bigham
a_bigham
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
اره داداش من دیدمت اصلا بچه خوبی نیستی خودت که میدونی چطور بچه ی هستی خود خودتو میشناسی ناقولا
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
از اون مطلبای قاب تأمل ......من تازگیا به جای ترسیدن از جن و پری و این حرفا از آدما میترسم...........عجیبیم.....عجیبو دست نیافتنی........موفق باشی نعیمه خانوم که همش منو با شما اشتباه میگرن:)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود و البته واقعیت.منکه حتی خودمم نمیشناسم.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
خيلــــــــــــــــــــــــي هم زيبـــــــــــــا (^_^) لذت برديم....تشكرات..... آدما از همديگه زود سير ميشن/آدما توي دروغ اسير ميشن/آدما از عشق هم بي خبرن/توشادي هاي هم بي اثرن/آدما يك دل آشفته دارن/آخه يه عالمه ناگفته دارن......
Am-SpringSell
Am-SpringSell
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
زیبا بود و قابل تامل.خیلی وقت است که سادگی و یک رنگی از میان مردم رخت بسته و رفته ، متاسفانه :(
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
آدم تا آدم داریم....ممنون
m_sadeghiyan
m_sadeghiyan
٩٣/٠٣/١١
٠
٠
واااااااااااااااای چه قشنگ.. ممنوووووووووووووووون
سايه
سايه
٩٣/٠٣/١١
٠
٠
واقعأ زيبا نوشتين ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات