مرگ تدریجی یک استاد
نگاهی به «متروپل»؛ آخرین ساخته مسعود کیمیایی

مرگ تدریجی یک استاد

نویسنده : علیرضا گرانپایه

ایام جشنواره فیلم فجر که پیگیر اخبار بودم، همیشه یک خبر اذیتم می‌کرد و آن هم کف زدن و مسخره کردن دوستان منتقد و اهالی رسانه در سالن برج میلاد هنگام پخش بعضی از فیلم‌های کارگردان‌های صاحب نام سینما ایران بود. چند روز پیش تصمیم گرفتم طبق روال سایت جیم برای دیدن و معرفی فیلم «متروپل» ساخته مسعود کیمیایی به سینما بروم، انصافا بعد از پایان فیلم حسرت خوردم که چرا در سالن برج میلاد نبودم تا در کنار دوستان برای ساخته استاد کیمیایی کف بزنم. حسرت خوردم که چرا در جلسه نقد فیلم نبودم تا بلند بگویم جناب آقای کیمیایی این دیگه چیه که شما ساختید؟

کیمیایی کارگردان بزرگی است که پدران ما او را با «قیصر» و «داش آکل» می‌شناسند و ما هم از او فیلم‌هایی مثل «جرم»، «اعتراض» و «سربازهای جمعه» را در خاطر داریم. مطمئنا اگر کارگردان فیلم متروپل کسی جز کیمیایی بود، این فیلم به مرحله مسابقه جشنواره فجر راه پیدا نمی‌کرد. هنوز هم در شوک دیدن فیلم هستم، بارها در طول فیلم و با دیدن سکانس‌های طولانی، دکوپاژهای (نحوه حرکت اجزا صحنه و دوربین) ضعیف، دیالوگ‌های بی‌ارتباط و ... به دیگر افراد سالن سینما نگاه کردم که در حال خنده و یا تکان دادن سر بودند.

 

 

متروپل داستان زنی (مهناز افشار) است که همسر دوم یک مرد پولدار شده و پس از فوت شوهر، زن اول (با بازی شقایق فراهانی) تصمیم به پس گرفتن ارث از او می‌گیرد. در طول فیلم با هیچ یک از شخصیت‌ها ارتباط برقرار نمی‌کنیم، به خاطر همین وقتی مهناز افشار در حال کتک خوردن یا زمین خوردن است، دل‌مان برایش نمی‌سوزد.

فیلم پر از سکانس‌ها و دقایق اضافه است که تماشاگر خسته را مجبور می‌کند بارها به ساعتش نگاه کند، سکانس مرخص کردن نوچه‌های شقایق فراهانی و جر و بحث تلفنی او با دکتر بیمارستان نمونه بارز یک سکانس فوق العاده ضعیف است. به قول یکی از دوستان قدرت بازی گرفتن اصغر فرهادی با بازی زیبا بچه 6 ،7 ساله در جدایی نادر از سیمین مشخص شد. کاری که کیمیایی نه تنها با کودک فیلم متروپل نتوانست انجام دهد، بلکه مهناز افشار که بازی زیبایش در سعادت آباد را در خاطر داشتیم یکی از بازی‌های ضعیفش را در این فیلم به نمایش گذاشت.

 

 

دنیای کیمیایی دیگر قصه ندارد یا بهتر بگویم کیمیایی دیگر توان تعریف داستان سرزنده در این دنیا را ندارد. اگر اصغر فرهادی دارای سبک شده و مردم آن را دوست دارند، علتش فیلم‌نامه و داستان زنده و شخصیت‌هایی است که مردم با آن‌ها هم زاد پنداری می‌کنند. کاری که کمترین نشانه‌هایش را در فیلم‌ها و سبک کیمیایی نمی‌بینیم تا دل‌مان را به آن خوش کنیم. حالا تنها می‌توانیم یک جمله بگوییم؛ «دورانت دیگر تمام شده مربی»*

=========

* به یاد آژانس شیشه‌ای

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠٣/٠٤
١
٠
سینمای کیمیایی رو هم فقط طرفداران خودش می فهمند. البته شما که از بازی اون بچه تو جدایی انقد تعریف می کنن پس بازی گرفتن کیارستمی از بچه های "خانه ی دوست کجاست" براتون در حد اسکار باید باشه!...البته حق با شماست کیمیایی خیلی افت کرده.کیمیایی فیلم به فیلم بیشتر از قبل افت می کنه البته افتی که بین محاکمه در خیابان و جرم بود خیلی زیاد بود و همینطور افت بین جرم و متروپل.محاکمه در خیابان جز فیلمای خوب اخیر کیمیایی بود(که فیلمنامه ش رو هم فرهادی نوشته) ولی در کل بازم میگم سینمای کیمیایی رو فقط طرفداراش میفهمن.شاید واسه ما بد باشه اما اونا خوششون میاد
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
بابت مطلبتون ممنون
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام.مرسی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
آقا توهین نباشه ولی گاهی اوقا انتقادا به جاست
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام.بعله بر منکرش...:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام: بسیار سپاسگزارم
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
من که ندیدیم شاید رفتم ممنون
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
فیلمشو ندیدم هنوز. .و از خیلیا شنیدم که ضعیف بوده و به شدت مورد نقد قرار گرفته. و تماشاگرها هو کشیدن و اینا... ولی خب آقای کیمیایی درموردش چیزی نگفتن؟
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام.ن کلا آقای کیمیایی زیاد مصاحبه و حرف نمی زنند
admin
admin
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
فکر کنم ایندفعه یک قدم به نوشتن بهتر نزدیک شدی؛ می تونم بهت از 10 توی این نقد 6 بدم؛ هنوز 4 واحد دیگه باید تلاش کنی
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام.مرسی
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون :) نمیبینمش پس :)
علیرضا گران پایه
علیرضا گران پایه
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام.نبینید پس
sm.asadi
sm.asadi
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
گل گفتي عليرضا جان
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
ممنون.
maryam_f
maryam_f
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
هیییییییی میخواستم برم ببینمشا ممنون دیگه نمیرم:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤