یک ساحل آرام ...
دل نوشته‌ای از خودم

یک ساحل آرام ...

نویسنده : sam.ariyaee

آرام آرام خشکی‌ها را رد می‌کنم، به جایی خواهم رسید که پر از صدای آرامش است، صدای آب، این‌جا دریاست موج دارد و بس. حس این صدا که می‌شنویم، حس دلتنگی را از درونم می‌شکند، بهتر می‌شود در ساحل بنشینم، نه بهتر است قدم بزنم.

کمی که راه می‌روم باد خنکی مرا از هر فکر و خیالی آزاد می‌کند، کمی ماسه‌ها مرا قلقلک می‌دهند من کفش‌هایم را فراموش کرده‌ام، صدایت مرا تا این‌جا کشانده است، هنوز به زبان نیاوردم که چقدر هوای باران زده به سرم، باران آمد و شروع به باریدن کرد.

باران سلام؛ بیا برویم برایت یک لیوان چای آورده‌ام! باران بنشین این‌جا کنار ساحل دریا با هم چای بخوریم! نه دیگر دیر وقت است بهتر است بروم خانه، از پشت شیشه اتاقم تو را نگاه می‌کنم، این نگاه من است که اشک می‌ریزد یا صورت توست که از پشت شیشه خیس شده است، فقط می‌دانم دلم باران می‌خواهد و یک ساحل آرام دریا که هرگز ندیده‌ام.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
faeze
faeze
٩٣/٠٣/٠٨
٠
١
:))
faeze
faeze
٩٣/٠٣/٠٨
٠
١
اول:)
faride
faride
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
آورین فامیل جان تو میتونی!خخخ
faride
faride
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
دو خط اول حس خوبی بهم داد...حس آرامش!ممنون خیلی زیبا بود
faeze
faeze
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
دوم شدی فریده:دیی
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
آه.....خیلی هم زیبا .. احسنت
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
سلام:خیلی قشنگ بود.متشکرم از شما.
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
به به خیلی هم عالی تشکر فراوان
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٣/٠٨
٠
٠
تا حالا شده در باران گریه کنید؟!یه تجربه میتونه باشه برای بازگشت به خاطرات گذشته.بسیار عالیــــــــــه.متشکرم :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
دل نوشته قشنگی بود ، تشکر
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
باران ...دريا...ساحل.....منم تاحالا نديدم ;)
a_zabbah
a_zabbah
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
فقط می‌دانم دلم باران می‌خواهد...زیبا ودلنشین ،ممنون(:
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
زیبا بود و کلی هم ایهام داشت!خوش خوراکم هستین ها،هم ساحل هم دریا هم بارون.... چندتا چندتا!
t_gh
t_gh
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
زیبا بود.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
بی هیچ تفسیری

رمضان یعنی رمضان!

٩٦/٠٣/٠٦
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

درد شادی

٩٦/٠٣/٠١
نوشته های خود خود من

به اسم صادق هدایت!

٩٦/٠٣/٠٦
تبلیغات
تبلیغات