اشتباهات یک روز از زندگی آقا و خانم ایکس
اگر من کارشناس خانواده می‌شدم؛ چی می‌شد!

اشتباهات یک روز از زندگی آقا و خانم ایکس

نویسنده : سیدمهدی خاتمی

سلام؛ ما یعنی آقا و خانم ایکس چند روز قبل و در منزل پدر خانم ایکس دعوا کردیم و حالا در صدد آن هستیم که متوجه اشتباهات خود شده و دنبال راهکاری باشیم برای تکرار نشدن آن.

دعوا از دید آقای ایکس: خانم ایکس دیگر شورش را در آورده است. هر روز و هر ساعت و هر لحظه در حال غر زدن و ایراد گرفتن است که چرا مادرت فرزند مرا دوست ندارد؟ چرا پدر و مادرت ما را تحویل نمی‌گیرند؟ چرا فلان نوه را بیشتر از این نوه دوست دارند و...

دعوا از دید خانم ایکس: من یک خانم شاغل هستم و دیگر خسته شده‌ام از این همه تلاش و زحمت بی‌پاسخ. دیگر خسته شده‌ام از این‌که تا صبح بیدار باشم و به فرزندن‌مان برسم و صبح سرکار بروم. مادر آقای ایکس هیچ‌گونه محبتی به فرزند من ندارد و در زمانی که مادرم به مسافرت رفته بود اصلا تعارف نکرد تا فرزندم را نگه دارد و من به مدرسه بروم، برای همین مجبور به گرفتن مرخصی شدم.

دعوا از دید ناظر سوم شخص: آقای ایکس از منزل پدر زنش تلفنی با مادرش برقرار می‌کند و به او می‌گوید چرا فزرند مرا نگهداری نمی‌کنی؟ آن‌گاه شروع می‌کند به داد و فریاد کشیدن و ناسزا گفتن. در این هنگام پدر خانم ایکس وارد می‌شود و به آقای ایکس می‌گوید بار آخرت باشد این‌جا داد می‌زنی و ناسزا می‌گویی و...

اشتباهات آقا و خانم ایکس از دید یک کارشناس :

اولین و بزرگترین اشتباه را در این دعوا خانم ایکس مرتکب شده است که با وجود به دنیا آمدن فرزندشان همچنان سرکار می‌رود و فشار مضاعفی را به خود تحمیل می‌کند.

خانم ایکس به هر علتی اگر اشتغال بیرون از منزل را خواستار است باید روی کمک  کردن دیگران حساب نکند و تنها به توانایی‌های خویش اتکا کند و با بررسی شرایط ببیند آیا کار در منزل اولویت دارد یا کار در بیرون از منزل؟!

آقای ایکس به هیچ عنوان حق نداشته، ندارد و نخواهد داشت که در منزل دیگران دعوا و درگیری ایجاد کند و بهتر بود که مشکلات شخصی زندگی خویش را در منزل خویش با خانم ایکس حل و فصل می‌کرد.

آقای ایکس به هیچ عنوان حق ندارد ناسزا بگوید و به کسی دشنام بدهد، مرد واقعی کسی است که بدون به کار بردن ناسزا سخن خویش را بیان کند.

پدر خانم ایکس ابتدا به ساکن کار بسیار شایسته‌ای انجام داده است که از حریم خانه و کاشانه خویش محافظت و نگهبانی کرده است اما بعد از فروکش کردن دعوا و درگیری شایسته بود آقای ایکس را با لگد از منزل خویش بیرون می‌کرد تا دیگر در مکانی به جز خانه خویش با همسرش دعوا نکند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/١١
٠
٠
ومن هم به عنوان نفر پنجم میگم من با نظر شخص چهارم موافقم (ممنون از مطلبتون)امیدوارم همیشه شاد باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/١١
٠
٠
سلام:بسیار آموزنده وهشدارآمیز بود متشکرم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٣/١١
٠
٠
آها!!!!!!!!!!!
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٣/١١
١
٣
تانژانت خانه ی پدر خانم ایکس رو در سینوس نوه ضرب کن ، حاصل رو از رادیکال دعوا کم کن ، شاید به جواب برسی ، شاید ...
سیدمهدی خاتمی
سیدمهدی خاتمی
٩٣/٠٣/١١
٣
١
مخرج نظرتو بذار جلوی آفتاب شاید یکم بامزه شد
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
گذاشتم جلو آفتاب ، راه رفت ! بامزه نشد !!!
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
خخخخخخخخخخ
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/١١
٠
٠
شایدم مثل اقا و خانوم اسمیت از کار واقعی هم خبر ندارن... فک کن!!!!!!!!!!!!!!!!!
Negar_k
Negar_k
٩٣/٠٣/١٢
٠
٠
من با خانوم ايكس موافقم دگ حرفى نباشه كه حسسسسساس ميشم !!!
بهمن بهمنی !
بهمن بهمنی !
٩٣/٠٣/١٢
١
٠
ما که زن ندرم :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/١٣
٠
٠
بله...مام با كارشناس مربوطه موافقيم :))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣