دلفین‌ها روپایی می‌زنند!
یک کتاب تخیلی برای تمام فصول

دلفین‌ها روپایی می‌زنند!

نویسنده : علیرضا خورسندی

در کتاب تخیلی «دلفین‌ها روپایی می‌زنند!» در صفحه 1393 از فصل کرامات رانندگی دلفین‌ها آمده است. در دلفین‌سیتی خیلی از چیزها جنبه‌ی دکوری داشته و دلفین‌های این شهر اصلا به آن‌ها توجه نمی‌کنند! به عنوان مثال اگر دلفینی سوار بر خودرویِ خود بخواهد از یک خیابان اصلی به سمت راست یا چپ بپیچد بدون هیچ دشواری با شونصد تا سرعت و بدون زدن راهنما، می‌زند روی ترمز و کار خودش را انجام می‌دهد و بقیه دلفین‌ها که با حرکت جامپینگ، دلفین مذکور را رد می‌کنند درجوابش با زدن کف و سوت رضایت خود را از این عمل شایسته نشان می‌دهند.

از دیگر کراماتی که از آن مثال زده شده استفاده از علائم راهنمایی و رانندگی برای زیباسازی شهر است به‌طوری که گفته شده در خیلی از خیابان‌های شهر با این‌که علامت «توقف مطلقا ممنوع» نصب شده اما دلفین‌ها نه‌تنها به مضمون علامت کاری ندارند بلکه به پارک در زیر این تابلوها علاقه شدیدی داشته و تا جایی که امکان دارد زیر همان تابلوها پارک می‌کنند مگر جا برای پارک درآن‌جا پیدا نکنند!

 

در قسمت دانستنی‌های این فصل آمده است که:

آیا می‌دانید دلفین‌ها اولین موجوداتی هستند که در بزرگراه دنده عقب می‌روند و به کسانی که این کار را انجام نمی‌دهند می‌گویند «باید بروی فرغون برانی»؟

آیا می‌دانید یکی دیگر از جاهایی که دلفین‌ها علاقه زیادی دارند روی آن پارک کنند خطوط زیگزاگ جلوی ایستگاه‌های اتوبوس و تاکسی است؟

آیا می‌دانید بعضی از دلفین‌ها ترجیه می‌دهند برای خریدن نان از نانوای سرکوچه‌ی‌شان هم که شده، ماشین‌شان را حرکت دهند نه خودشان؟

آیا می‌دانید دلفین‌ها خطوط عابر پیاده پشت چراغ راهنمایی را مانند خط شروع مسابقه فرض می‌کنند و تاجایی که می‌توانند روی آن می‌آیند و از آن رد می‌شوند تا شاید یک ثانیه زودتر از ماشین کناری به آن‌طرف چهارراه برسند؟

 

اگر می‌خواهید ادامه این دانستنی‌های جالب را بدانید پیشنهاد می‌کندم خودتان را خسته نکنید چون این کتاب تخیلی یک نسخه بیشتر ندارد و آن هم دست من است که در 69669032 صفحه، به بررسی زندگانی دلفین‌ها پرداخته و نکات نابی را از زندگی این موجود پرارزش بیان کرده‌است. در عوض می‌توانید خودتان تخیل‌تان را به کار بیاندازید و دانستنی‌هایی این‌چنینی از خودتان تراوش کنید!‌ البته درآینده قسمت‌های دیگری از فصل‌های این کتاب را (با اجازه مولف) برای شما بازگو می‌کنم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٠٣
١
٠
خیلی ممنون !!!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
خیلی خواهش میکنم :)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٣
١
٠
بابت مطلبتون ممنون یه نسخه بیشتر نداره چ جالب
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
بعله دیگه :) خواهش می شود
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٣/٠٣
٢
٠
چشم میخونیم کتابش رو
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٣
٢
٠
نه دیگه این کتاب یه نسخه داره اونم دست اقا علیرضاست الام متوجه میشیم شما اصلا مطلب نخوندی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٣/٠٣
١
٠
سلام
بعد از مطالعه مسواك يادتون نرود (جمله‌اي بود كه يك عمر شنيدم و گوش نكردم)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٠٣
٢
٠
من دیگه حرفی ندارم
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
آقا منظور بنده خدا این بوده که میاد از من این کتاب تخیلی رو میگیره و بعد میخونه :دی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٠٣
٢
٠
دلفین موجور به این خوبی آیا درست است که بعضی ها را به او تشبیه می کنید؟! نکنید لطفا، به این موجود بر میخورد! :دی راستی، ترجیح، نه ترجیه! :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٣/٠٣
١
٠
سلام
خيلي هم دلشان بخواهد كه مثل ما شده اند
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٠٣
١
٠
تعریف از خود نباشه!!!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٤
١
٠
تقصید این کتابست هم دلفین ها و هم غلط املاییش :دی
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
البته تقصیر* بوده اون تقصید :دی
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
اونم موجود بود نه موجور! :دی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٣/٠٣
٢
٠
سلام
چه همه فاميل داشتيم و خبر نداشتم
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
فامیل ؟!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
راستی سلام :)
م رحیمی
م رحیمی
٩٣/٠٣/٠٣
٢
٠
اندر باب دلفین سیتی عرض میکنم : بعضی وقتها وصف التخیل نصف الحقیقت یا ببخشید کل الحقیقت.ممنون از مطلبتون
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
بعله :) تشکر از شما
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٣/٠٣
٢
٠
اِ پس این موجودات دلفین هستند... قبلا به یک موجود دیگه نسبت داده می شدند. :دی دلفین های مادر مرده ی مظلوم. :(
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٢
٠
همین دلفین هم که میگیم به 60-70 درصدشون بر میخوره :دی
MILAD
MILAD
٩٣/٠٣/٠٣
١
٠
دلفین ها چه کارایی میکنن :-)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
دلفین ها خیلی کارشون درسته :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٠٤
١
٠
سلام:خیلی متشکرم از جنابعالی.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
سلام ، ممنونم از شما که خوندید :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
سلام: قربان شما آقا علیرضا
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/٠٤
١
٠
ممنون بابت معرفی کتاب.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
:دی شما هم هم...
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
من دیگه کلا حرفی ندارم!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٣/٠٤
١
٠
خخخخخخخ ایول علیرضا خیلی باحال بود
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
قربانت سید :)
m_sadeghiyan
m_sadeghiyan
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
سلام ممنونیم
maryam_f
maryam_f
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
دلفینا عالین .....ممنون
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠