واژه‌هایم بوی خون می‌دهند!
یک دلنوشته ادبی

واژه‌هایم بوی خون می‌دهند!

نویسنده : s_mohsen

واژه‌هایم بوی خون می‌دهند. دیشب میان دعای شبانه‌ام کلماتم را به گلوله بستند!

آن هنگام که از مرزهای انتظار دفاع می‌کردم و حال با کلماتی خونین و مالین انتظار را بر سر در قلبم حک می‌کنم و چشم در چشم ظلمت خیره می‌شوم و مردانه می‌ایستم. هر چند که زهر شک میان شریان رگ‌هایم بازی‌اش گرفته و گاه گداری نیش هَوَس بر تنم بوسه می‌زند.

ولی من به آیه‌های وجودت ایمان دارم. تو را که می‌خوانم قلبم آرام می‌گیرد.

الا بذکر ا... تطمئن القلوب

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سايه
سايه
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
بسيار زيبا نوشتين :)
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
تشکر میشود:)))
samira_h
samira_h
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
من این ایه رو خیلی دوست دارم.زیبا بود
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
منم:)))))))))))) ممنون از شما:)
amin20
amin20
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
بسیار زیبا الا بذکر ا... تطمئن القلوب !!
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
تشکر از شما:)
neyosha
neyosha
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
الا بذکر ا... تطمئن القلوب...خیلی خوووووب بود...خیلی...تشکرات:))
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی هم ممنون:)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
خیلی عالی بودش..:)..ممنونم..:)
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون بانوی مغربی:)
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
ممنون از مطلب زیبات محسن جانــــ:ـــ)ــــ
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
مرسی رضا جان:)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
احسنت اصلا ما به شما افتخار میکنیم چقدر زیبا و دلنشین
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
شما به ما لطف فراوان دارید! ممنون:))))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
کوله بارم بر دوش سفری می باید، سفری تا ته تنهایی محض /هر کجا لرزیدی، از سفر ترسیدی، فقط آهسته بگو: من خدا را دارم.... خيلـــــــــــــــــي هم زيـــــــبا (^_^) مرسي از شما.
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون از شعر زیباتون:))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
سلام: بسیار عالی متشکرم. دل آرام گیرد به یاد خدا
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون جناب استاد:)
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
خیلی زیبا بود این ایه واقعا به ادم ارامش میده
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون از لطف شما:)
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
از"عالی" دو متر اونورتر بود ...... خجالت میکشم ..... هَووووو ... یه چیزی بگم ؟؟؟ ("_")
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
برادر این چه وضع کامنت گذاشتنه ؟؟؟ جواب من اون پایینه !!! حالا ما به جود و کرممون میبخشیم .... اشکال نداره ...میشه برش دارم ؟؟؟ ( عرق شرمه که میریزه !!! )
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
دیگه ببخشید!سعی میکنم دوباره تکرار نشه!...شرم چرااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ضمنا زین پس شما اختیار تام دارین میتونین هر کاری دوس داشتین بکنین!سوالم لازم نیست:)))
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٣/٠٩
٠
٠
ممنون... من بازم میپرسم .... زشته خب .... :)))
a_tayebii
a_tayebii
٩٣/٠٣/٠٤
٠
٠
آری آرامش
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
بله ...ممنون
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون شما لطف دارین:) بفرمایین...
neyosha
neyosha
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
نمدونم چرا فکر میکنم کامنت دوم مال جانبر کف بود.....!
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
اره اشتباه شد!
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
سلام،بسیار زیبا و تاثیر گذار.
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنون از لطفتون:)
مـــــدال
مـــــدال
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
عالی. خوب با کلمات عمارت می سازید معمار. :)
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
شما لطف دارین:)ممنون
f_etemadi
f_etemadi
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
اگاه باشيد كه با ياد خدا دلها آرام ميگيرند... خيلي خوب بود
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
بعله...ممنون:)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٣/٠٣/٠٥
٠
٠
خوبه که آروم میگیرید.........ایشالا با کمکش زندگی آرومی داشته باشین:)
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
ایشالا:) ممنون
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٣/٠٦
٠
٠
عالـــــــــــــــیه.جدا امکان نداره که با یاد خدا دلها آرام نگیره.متشکرم :)
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
ممنون:))))))
admincheh
admincheh
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
واژه هایم را کشته اند؛ دستانم بوی خون می دهند حتی !:)
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
بلیا!!!!!!!بانوی ارغوانی:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات