مریم و مزاحمت تلفنی برای پیرمرد
سه پرده از عواقب یک سهل‌انگاری

مریم و مزاحمت تلفنی برای پیرمرد

نویسنده : زهرا خنداندل

پرده اول //

خانه یکی از اقوام‌مان بودیم، که زنگ در به صدا درآمد، با یک سوال و جواب مختصر گفت که پستچی دم در است و از ما عذر خواهی کرد و رفت پایین دم در (خانه شان طبقه چهارم است). وقتی که آمد بالا دیدیم که قیافه‌اش شده است رنگ گچ دیوار! و نفسش بالا نمی‌آید (که البته بخشی از این حالتش به خاطر طی کردن 53 پله راهروهای‌شان بود!)

پرسیدیم: چی شدی مریم جان؟

گفت برایم احضاریه دادگاه آمده است اگر فردا نروم جلبم می‌کنند! 

گفتیم: چی؟ چرا؟

گفت: توی این برگه که چیزی ننوشته.

شوهرش گفت: پس آن دفعه هم تشابه اسمی نبوده است! ما که داشتیم از شدت فضولی می‌مردیم و اصلا کنترل‌مان دست خودمان نبود، بی‌اختیار پرسیدیم کدام دفعه؟ (درهمین لحظه با اخم شوهرجان‌مان مواجه شدیم که فهوای اخمش این بود که خوب شاید نخواهند به تو بگویند دلبند فضولکم).

گفتند: در ایام عید یک مامور آمده بود دم در خانه‌مان دنبال خانمم. ما بعد از این‌که از سفر برگشتیم از زبان همسایه‌ها شنیدیم و چون دیگر خبری از مامور نشد، گفتیم که شاید تشابه فامیلی بوده و اصلا ما از کجا باید برویم این مامور را دوباره پیدا کنیم؟

اما انگار تشابه نبوده و قضیه کاملا جدی است. کلی نشستم کنار مریم و بالا و پایین کردیم که چه امکان‌هایی برای این‌که به دادگاه احضار شود وجود داشته است؟ اما در کل به هیچ نتیجه‌ای نرسیدیم .

و خلاصه این‌که دست از پا درازتر در حالی که مهمانی آن شب حسابی کوفت‌مان شده و از دماغ‌مان بیرون زده بود، به سمت خانه‌مان مراجعت نمودیم.  

 

پرده دوم//

صبح زنگ زدیم مریم گوشی‌اش خاموش بود، دو زاری‌مان افتاد که داد سراست و از آن‌جایی که فضولی خون‌مان اجازه نمی‌داد، بعد از ظهر دوباره با او تماس گرفتیم و موضوع را جویا شدیم.

جریان از این قرار بود که دوست ما یک خط اعتباری داشته است و آن را گم می‌کند، دیگر پی‌گیر این موضوع نمی‌شود و نمی‌رود خط را بسوزاند. غافل از این‌که با خط او برای یک پیرمرد کشاورز مزاحمت ایجاد می‌کرده‌اند و فحش و فحش کاری راه انداخته‌اند، مزاحم پیرمرد با او تماس می‌گرفته و یک جورهایی کرم ذاتی خودش را می‌ریخته است! 

مریم گفت: اگر وصیغه نمی‌گذاشتم باید امشب را می‌رفتم زندان چون پیرمرد شاکی من روستایی است و تا بیاید مشهد و رضایت بدهد طول می‌کشد. گفت: الان دارم می‌روم خطم را بسوزانم. تا بعدش هم آن بنده خدا را راضی کنم که شکایتش را پس بگیرد.

 

پرده سوم//

و اما نتیجه می‌گیریم که:

1. حتما اگر خط تلفن همراه‌تان را گم کرده‌اید خط‌تان را بسوزانید و یا اگر فروخته‌اید حتما سند بزنید به نام خریدار.

2. کارت ملی و شناسنامه هم همین حکم را دارد اگر آن‌ها را گم کردید سریعا به مقامات ذی ربط اطلاع دهید و در روزنامه‌های کثیر الانتشار نشر دهید تا کسی نتواند از مدارک‌تان سوء استفاده کند. 

نکته مهم: یک نسخه از روزنامه را نیز پیش خودتان نگهدارید تا اگر اتفاقی افتاد شما بتوانید به عنوان مدرکی برای اطلاع رسانی در دادگاه استفاده کنید.

3. به این فکر کنید که شاید اگر این اتفاق برای شما بیافتد، وصیغه ای در آن لحظه در کار نباشد، آن وقت می‌خواهید چه کار کنید؟ (ما هم خودمان رفتیم و سیم کارت‌های اعتباری‌مان را که از آن‌ها استفاده نمی‌کردیم سوزاندیم. تا یک وقت به عاقبت دوست‌مان دچار نشویم.)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_dehnavi
m_dehnavi
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
خیلی ممنون. تلفیقی از داستان یا نمایشنامه با اطلاع رسانی دقیق و مفید.
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
ممنونم که خوندینش...
amin20
amin20
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
عجب بابا مردم از کجا ها بلا سرشون میاد
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
از جایی که فکرشم نمی کنن!!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
سلام:خدا به همۀ ما رحم کند.ممنون از شما
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
آمین...خواهش می کنم...
faride
faride
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
جالب بود هم داستان هم اطلاع رسانی به قول دوستمون...ممنون:)
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
خواهش می کنم...داستان نبودها واقعیت بود...
faride
faride
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
میدونم یعنی میگم حالت داستان گونه بود:)
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
ok
Niva
Niva
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
واسه ما هم همچین اتفاقی افتاد.. البته سیم کارت مفقوده در یه گوچی سرقتی روچن چده بود و طرف به علت سرقت به دادگاه احضار چد که بخیر گذچت.. باید واقعا مراقب بود.. ممنون
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
قابلی نداشت...
ati
ati
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
شاید این اتفاق برای شماهم بیفتد...کلید اسرار...مرسی ازتون..جالب بود
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
خواهش می شود...بله شاید برای شما هم اتفاق بی افتد...
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠٢/٣٠
٤
٠
خیلی ببخشیدآآآآآ...... ولی وثیقه درسته نه وصیغه!!!!!!! فحوا نه فهوا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
١
٠
ممنون که غلط های املاییم رو گرفتین اگرچه که فهوابه همین شکل گرفته میشه چون از فهم میاد، اما بهتر نبود جای غلط گرفتن یکم فکر می کردین که چی دارین می خونین؟...
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
این که غلط املایی گرفتم دلیل بر این نمیشه که متن و نخونده باشم یا متوجه نشده باشم چی گفتین.... خوب هم خوندم... خوب هم متوجه منظورش شدم...... حتما که نباید بگم متشکرم که اطلاع رسانی کردین تا بفهمانم که این مطلب رو خوندم... این که غلط املایی رو گرفتم خودش دلیل خوبیه بر اینکه با دقت مطالعه کردم......... علی ای حال بابت مطلبتون تشکر....
taba_sa
taba_sa
٩٣/٠٣/٠١
٠
٠
فحوا از فهم نمیاد... اسمی عربی است که از فحوی جمع فحاوی گرفته شده به معنای مفهوم، مضمون.....
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
بهله :)‌ در رزو به صورت ميانگين بين 5 تا 8 سيمكارت رو ميسوزونيم يا به صورت موقت قطع ميكينم...اكثر ارباب رجوع ها هم بين 10تا24ساعت بعد از مفقود شدن سيمكارت هاشون به دفاتر مراجع ميكنن...اكثرا هم ميگن اينروزا اينقد كلاهبرداري هاي تلفني زياد شده كه اگه سيمكارتو جايي گذاشته باشيمم يادمون نياد بلافاصله برا تعويض سيمكارت مراجعه ميكنيم...مبادا مشكلي پيش بياد....هميشه بايد اين احتمالات رو در نظر گرفت....حتي مورد داشتيم چند ساعت سيمش گم شده بود...مدام ميپرسيد ميشه ريز مكالمه گرفت...يه وقت باهاش به كسي زنگ نزده باشن بدبخت شم....هي هم اسرار ميكرد زود سيم كارتش رو بسوزونيم..... به هرجهت : عقل میگوید که باشد شرط هرکار احتياط...منم توصيم به دوستان اين هست كه حتما حتما سيمكارت هاي مفقودي و بدون استفاده رو يا بسوزانند يا قطع كنند :) مرسي از شما ....عبرت گرفتيم :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
شما توی این زمینه بودید فعالیت دارید انگار؛ یک سوال: من اگر بخوام سیمکارتم رو به نام خودم بزنم (همراه اول) باید خود اون شخص مالک سیم کارت هم باشه؟ چون کپی شناسنامش رو دارم اما خودشو نمیدونم از کجا پیدا کنم!
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
ممنون...بچه ها این نظر رو بادقت بخونین به کارتون میاد...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٣/٠١
٠
٠
خواهش ميشه :) بستگي داره سيمكارت شما دائمي باشه يا اعتباري؟ شرايط كلي درخصوص سيمكارتهاي دائمي رو ميتوني اينجا بخونين http://mci.ir/web/guest/mobile-transportation و سيمكارتهاي اعتباري رو هم http://mci.ir/web/guest/credit-card-owner-chang اينجا ..... بازم بسته به اينكه مالك اصلي در دسترس باشه يا نباشه با يه فرم تعهد قضيه حله :)
maede
maede
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
آره واقعن نکته مهمیه که من خودم اصلن بهش توجه نمیکردم!
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
آره...دقت کنین تا دچار مشکل نشین...
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
وای خدا... سپاس از اطلاع رسانیتون
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
خواهش می کنم عزیزم...
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
منم برم پس بسوزونمش !! دستتون درد نکنه :) ممنون :)
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
خواهش می کنم...هرچقدر زودتر هم برای سوزوندنش اقدام کنین به نفعتونه...
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
بسیار مطلب اموزنده و خبی بود تشکر فراوان
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
خواهش می کنم...دوست دارم همه کاربرها بخوننش چون چیزیه که واقعا به دردشون می خوره...
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
ممنون عزیزم من تا حالا به این نکته فکر نکرده بودم خوب شد گفتی
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
خواهش میشه...می دونی این نکات اینقدر کوچیک هستن که به چشم نمیان و حتی فکرشم نمی تونی بکنی...اما خیلی مهم هستن...
octopus
octopus
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
چه تراژدی دل خراشی، کسی چسب خراشیدگی داره؟
octopus
octopus
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
به راستی فهوا از فهم میاد :دی یعنی هم خانواده هستند؟؟ هم معنی هستند؟
octopus
octopus
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
فحوا به معنی مفهوم و معنی هست :دی از فهم هم نمیاد مگر اینکه شما چنین صرف فعلی رو متصور باشید... من می فهوم، تو می فهوی، او می فهود :دی
octopus
octopus
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
من از این متن نتیجه گرفتم که همه ی مشکلات مملکت حل شده و پلیس افتاده دنبال مزاحمین تلفنی :دی
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
چه آدمای سواستفاده گری پیدا میشن! یکی از دوستای من همه ی مدارکشو از کارت ملی و شناسنامه و کارت ورود به جلسه ی همه ی آزمونها و امحاناشو و خلاصه همه مدارکشو تو اتوبوس ازش زدن! حالا حتما بهش میگم که این کارو بکنه! مرسی از اطلاع رسونیتون :) فقط یه سوال : این قضیه واقعی بوده؟
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
بله عزیزم...صد در صد واقعیه...
neyosha
neyosha
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
اوه...اوه..../////..تشکرات بابت اطلاع رسانیت...:)
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
خواهش میشه...
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/٠١
٠
٠
من کل مدارکم المثنی میباشد ولی اقدامی جهت باطل کردن قبلی ها نکردم هنوز!خوب شد گفتین!
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/٠٣/٠٢
٠
٠
خواهش میشه...
s_sali
s_sali
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
زیبا... روان... با ادبیات دلنشین... من کارت ملی م همینه داستانش... واقعا ممنون
maryam_f
maryam_f
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
خیلی زیاد ممنون مطلب واقعامفیدی بودش
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣