به یاد پدر گریه نکن «اشکی»؛ بخند
داستان ماهی قرمزها...

به یاد پدر گریه نکن «اشکی»؛ بخند

نویسنده : اشکمهر آتشروان

ما چند تا ماهی قرمز داشتیم و آن‌ها در کاسه روی میز، کنار پرده‌ای که پنجره را می‌پوشوند، می‌چرخیدند و می‌چرخیدند.

پدرم همیشه لبخند می‌زد و از ما می‌خواست که شاد باشیم. به من می‌گفت: خوشحال باش «اشکی»!

او راست می‌گفت: اگر می‌توانید، بهتر است که شاد باشید. اما مادرم همیشه سر جنگ و دعوا را چند بار در هفته با پدرم باز می‌کرد، وقتی که داد و فریاد می‌کرد و با خشم به جوش می‌آمد، ولی او نمی‌توانست بفهمد آن چیست که از درون دارد بهش حمله می‌کند.

باز فراموش کرده بود خوردن قرص‌های اعصابش را و من باید برایش می‌آوردم.

 

ماهی‌های بیچاره؛ پدرم می‌خواست که شاد باشد، دو یا سه بار در هفته مادرم با او دعوا می‌کرد و به من می‌گفت که شاد باشم: «اشکی، بخند! تو چرا هیچ وقت نمی‌خندی؟» بعد خودش لبخند می‌زد تا به من نشان بدهد چطوری بخندم، و آن لبخند غمگین‌ترین لبخندی بود که تا آن موقع دیده بودم.

یک روز ماهی‌های قرمز مردند، هر دو تای‌شان مردند. همه آمدن روی آب و از پهلو شناور شدند. هنوز چشم‌های‌شان باز بود و وقتی مادرم به خانه برگشت. آنا را پرت کرد طرف گربه، روی کف حیاط.

ما داشتیم تماشا می‌کردیم و پدرم لبخند می‌زد و می‌گفت: فردا یک جفت ماهی دیگر برایت می‌خرم؛ گریه نکن «اشکی» بخند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
خدا پدرتونو حفظ کنه همچنین مادرتونو .... بخندین ....پدرتونم شاد میشه ... نمیدونم چرا این روزا هروقت اسم پدر رو میشنوم تنم میلرزه ... میترسم .... ممنون ...
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣٠
٢
٠
از شما و کسانی که از متن خوششون امده پیشنهاد میکنم این آهنگ که قبلا در چند رسانه ای سایت فرستادم و در مورد پدر و مادرهاست دانلود کنن و گوش بدن/ زیباست/ آدرس: http://jeem.ir/files/video/archive/1377988440.flv
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
نمیدونم چرا یاد اون دیالوگ معروف جوکر افتادم:پدر من همیشه بهم می گفت تو چرا نمی خندی؟و همیشه اینو تکرار می کرد و یه روز که کاملا مست بود رو به من کرد و گفت:تو چرا نمی خندی؟و اونوقت بلند شد و با چاقو برام یه لبخند درست کرد...!به یاد هیث لجر...خیلی متن زیبایی بود اشکی:)
A_K
A_K
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
واااااااااای
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
متن که شما هم تعریف کردین خیلی جالب بود برام.مرسی از شما
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٢/٣١
١
٠
میخوام اصن نخنده اییش بچه بد بخت!
faeze
faeze
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
چه وحشتناک :)
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
ینی هیچکدوم بتمن رو ندیدین؟
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
اههه!!!......چقده فیلم باحالیه و من ندیدم!!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
واقعا قشنگ بود ببخشید سوال میپرسم پدرتون در قید حیات هستند یا نه؟اگه دوست دارین جواب بدین
A_K
A_K
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
خخخخخ...چ همه حیـا..خخخخخخخخخخخخ
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
ممنون/اره خوشبختانه...
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
حالا یه جاهم میام درست حرف بزنم شوووماها نزارین. خخخخ.ممنون اقای اتشروان متن خیلی قشنگی بود جدی میگم خیلی غمگین بود واسه همین اون سوالو پرسیدم
ati
ati
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
چقدر خوشگل بود
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
تشکر از شما که امدین و خوندین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
سلام:پدر پشتیبانی در راه زندگی است.خدا حفظشون کنه.متشکرم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
سلام/ممنونم
A_K
A_K
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
:(ممنون:-)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
قابل نداشت
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣٠
١
٠
البته تیتر اصلی مطلب چیز دیگه ای بود "خنده ای پدرم که هرگز فراموش نمیشود" منظورم اینه قرار نبود روم ماهی ها بیشتر زوم باشه و در اصل منظورم بیشتر از همه روی اختلاف بین پدر مادرها و اثراتشون روی فرزندانشونه (خنده های پدرم و اخمهای مادرم و خب اشکهای خودم بود) |:
faeze
faeze
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
ولی تیتر مطلبتون واقعا قشنگ بود :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
ممون که پسندیدید
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
یک جایی می خوندم هرچی بین پدر و مادر مهربونی و خوشی باشه فرزندانشون هم به همون اندازه هم سرزنده تر هستند و هم خیلی از نظر روحی و روانی شادترند... امیدوارم همیشه بین پدر و مادرها خوبی باشه تا بچها هم یاد بگیرند خوبی کردن و مهربونی رو.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
بله دقیقا همینطور هست که گفتین
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٣١
١
٠
وای مطلبتون خیلی زیبا بود! امیدوارم مطلب تون به عنوان مطلب برتر انتخاب بشه! از نظر من خیلی عالی بیان کردید تشکر فراوان
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
١
٠
نظر لطفتونه/تشکر/منم امیدوارم که بشه
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
اگه بچه ها بخندن مامان باباهاهم خوشحال میشن ممنون ازمطلبتون!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
بله خب.اما کاش هم پدرها خنده رو باشن هم (مادرها)
v-qavam
v-qavam
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
پسر خوبی باش و به حرف پدرت گوش کن و بخند اشکی:)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
چشم (:
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
چشم (:
m_sajjadi
m_sajjadi
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
خیلی خیلی زیبا بود.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
تشکر.کم پیداین چرا شما
m_sajjadi
m_sajjadi
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
اها اشکی مخفف اشکمهره تازه متوجه شدم.خخخخخخخ
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
بعله دیگه.خ
m_sajjadi
m_sajjadi
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
راستش فعال نیستم فقط مطالب بچه هارو میخونم .و همچنین مال شما رو
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
ok.ممنون
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
ok.ممنون
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
وای خیلی قشنگ بود :)) خیلی خوشم اومد :))
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
خوشحالم خوشتون امد/ممنون
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
شما همیشه مطلباتون خیلی بازدید کننده داره ماشالا :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
١
نظر لطفتونه...مال شما هم همینطوره
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
نمیگم کاملا ولی کمی درکتون میکنم :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
کمی هم درک کردین باعث خوشحالیمه
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
کمی هم خوبه و باعث خوشحالی
ف-گ
ف-گ
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
سلام. مطلب خیلی تاثیرگذاری بود. شاید بی دفاع ترین و هراسان ترین موجود روز زمین، کودکیه که شاهد دعوای پدر و مادرشه.... یک حس ناامنی عمیق و دلهره آور...خیلی سخته... :|
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
بله / و من متاسفانه زیاد این حس رو در دوران کودکی تجربه کردم |:
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
بدون شک بهترین مطلب این هفته هم همین مطلب بود اشکمهر.تو این سه تا متن برگزیده،برگزیده تر هست.همیشه خوب می نویسی و امیدوارم همیشه بهنر از قبل بشی:)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٣١
٠
٠
لطف دارین جناب رادمهر/ممنون
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/٠١
٠
٠
خدا صبر بده ایشالا
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣