نه من زلیخا و نه تو یوسف گم گشته‌ای
با من بگو...

نه من زلیخا و نه تو یوسف گم گشته‌ای

نویسنده : sorme

با من بگو از سوختن بی‌منت پروانه و قطره قطره جان دادن شمع

با من بگو از کوه‌های صاف کرده فرهاد

بگو از زیبایی روی لیلی و بی‌تابی مجنون

بگو از عشق بی مثال ویس و رامین

بگو از عشق آتشین خسرو

بگو از عمق چاه بیژن و وفای منیژه

بگو از عشاق نامدار جهانی

بگو تا بدانم نه من زلیخا و نه تو یوسف گم گشته‌ای

بگو تا آسوده ببندم توشه رفتن را

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٢/٢٨
٠
٠
بگو ...
sorme
sorme
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
:)
r_riahi
r_riahi
٩٣/٠٢/٢٨
٠
٠
خیلی هم عالی، ممنونمــــــــ:ـــ)ـــ
sorme
sorme
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
ممنون از شما :)
h-saberi
h-saberi
٩٣/٠٢/٢٨
٠
٠
اگر دل کندن آسان بود فرهاد به جای کوه دل می کند...
amin20
amin20
٩٣/٠٢/٢٨
٠
٠
ممنون بسیلر زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/٢٨
٠
٠
آخرش می خواد بره یا می خواد عاشق بشه ؟ :دی | قشنگ بود ممنونم.
sorme
sorme
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
میخواد بره اما نمیتونه....
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
قشنگ بود
sorme
sorme
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
ممنون
F-jafari
F-jafari
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
ممنون.زیبا بود شعرتون.
sorme
sorme
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
:)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
تیتر مطلبتون خیلی زیبا بود تشکر فراوان از کس که این انتخاب کرده
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
و اما مطلبتون عالی بود ممنون ازشما
sorme
sorme
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
ممنون از شما که وقت گذاشتین :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
مازهرصاحب دلي يك رشته فن آموختيم/ عشق از ليلي وصبر از كوه كن/آموختيم گريه از مرغ سحر، خودسوزي از پروانه ها / صدسراويرانه شد تا ساختن آموختيم :) خيلـــــــــــي هم قشنــــگ (^_^) مرسي از شما
sorme
sorme
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
:)
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
عالی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤