کفتر های آزاد و  همیشه عاشق!
جسم من تجزیه شد ساده...

کفتر های آزاد و همیشه عاشق!

نویسنده : بهمن بهمنی

«آزادی، آزادی، آزادی...»  صدای موزیکش به گوش من هم می‌رسد، نمی‌دانم این‌ها کر نمی‌شوند، آن دو گوشی را چپانده‌اند در گوش خود و تا آخر صدایش را هم زیاد می‌کند! می‌خندم و می‌گویم: چه پسری! کار از ابرو برداشتن هم گذشته! صدایم را با نگاهش قطع می‌کند! اخمی کرد و با چشم به شخص کناری‌اش نگاهی انداخت، انگار که این مرد است! تشخیصش سخت بود اما حقیقت داشت! چند لحظه‌ای بیشتر طول نکشید که کفترهای عاشق دوباره جاده را در امتداد افق رکاب زدند .

جسم من تجزیه شد ساده

ولی ذرّاتم 

همه اندیشه کنان سخت در آن پندارند! (1)

================

1. حمید مصدق

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٢٩
١
٠
هنوز معنای ازادی را درک نکردیم! واقعا ممنون از شما بابت مطلب خوبتون
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٢٩
١
٠
اندکی شوخی:به بعضی از این پسرا باید گفت ما آخرش روز دختر رو بهتون تبریک بگیم یا نه!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
اگه خوستگارم سرغ داشتین بفرستین در خونشون خخخخخ
f_dehghan
f_dehghan
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
واقعا جاي تاسفه....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
سلام:مگه پسره؟؟!! متشکرم
t_tanin
t_tanin
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
بله
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
سلام:وا حیرتا و واغیرتا !!!! متشکرم
amin20
amin20
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
بهمنی جان حالا خوتو کنترل کن
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠٢/٢٩
٠
٠
هعییییییییییییییی چی بگم ..... خداروشکر از این جور اجناس ذکور اینجا نداریم ... نه گمون نکنم داشته باشیم .... ممنون ...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
آزاده نزادیـم کـه آزاد بمیریـم/با گریه بزادیم و به فریاد بمیریم/با جبر و جهالت به جهان پای نهادیم/تا عاقبت از این همه بیداد بمیریم ..چي ميشه گفت :(
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
هییی مهندس چی بگم وقتی خودشون نمی خوان که بفهمند!؟
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
با تفنگتون از خجالتش در می ومدید!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/٣٠
٠
٠
الان عکس این مطلب پسره طرف؟؟؟واقعا؟؟/من دیگه حرفی ندارم خدایی
hamid_f
hamid_f
٩٣/٠٣/٠١
١
٠
مورد داشتیم پسره بعلت فو اقوام تا 40 روز دست به ابروهاش نزده!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
همیشه تلخ

شروع یک پایان

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات