نمایشگاهی که نرفته ام ...
کاش همه، قدر این روزهای پر کتاب را بدانند

نمایشگاهی که نرفته ام ...

نویسنده : مـی نـا

من آدم نمایشگاه برویی نیستم. سالی یک بار، محض دیدن کتاب‌های تازه با کتاب خوان‌های اطرافم می‌رویم نمایشگاه. معمولا هشت شب می رسیم نمایشگاه و بعد عجله‌ای دنبال کتاب‌هایی که می خواهیم می‌گردیم. آشنا می بینم، احوال پرسی می‌کنم و به پلاستیک‌های کتاب در دستشان نگاه می‌کنم که یعنی " چی خریدی ؟ " و پیشنهاد می‌گیرم.

نمایشگاه پارسال بن خانه‌ی زیست شناسی داشتیم. سه پلاستیک کتاب رفرنس زیست شناسی هم دستمان بود وقتی از سالن خارج می‌شدیم. سال پیش‌اش شالگردن دوست داشتنی‌ام در نمایشگاه گم شد. دوستم می‌گفت نامه‌های چاپلین بهترین خریدش بوده. سال دیگر دو شهر دیکنز گل سرسبد خرید بود. یک بار که همراه مادربزرگ دوستم شده بودیم، رمان های مختلف دیدیم و مادربزرگ برای خودش کلی رمان خرید که بعدها به ما رسید و ما هم غرق در داستان‌هایشان شدیم.

سال پیش غرفه‌ی جیم دیدیم، من به دوستان ِ عزیزم که از روزنامه خوانی خیلی خوششان نمی‌آید جیم را نشان دادم ، دنبال چهره های آشنا گشتم ولی کسی نبود. ما برگشتیم خانه. و همه‌ی این سال ها، سوز ِ سرد بادهای معروف مشهد هم بود که بین خاطره های نمایشگاه کتاب ما جا خوش کرد!

امسال، جیم هم درباره‌ی نمایشگاه نوشته. مثل همیشه. مثل همه‌ی نشریه هایی که حوالی این روزها می دانند من کتاب می‌خواهم. می دانند اردی بهشت ماه کتاب هاست و باید از کتاب بنویسند. می دانند با این که پاییز نیست و سوز سرد نمی آید تا نمایشگاه مشهد دایر باشد، ولی تهران ِ بزرگ رنگ کتاب گرفته. و من خاطره‌های نمایشگاه رفته ها را می خوانم و بیشتر از روزهای پیش، دلم کتاب جدید می‌خواهد و اردیبهشت ِ پر کتاب  را . کاش همه ، قدر این روزهای پر کتاب را بدانند...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
باران
باران
٩٣/٠٢/٢١
١
١
نمایشگاه مشهد که افتضاحه اصن با تهران قابل مقایسه نیس!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
سلام:انشاءا... میدانند.سپاسگزارم
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
کاش قدر کتاب رو بدونیم من خودمون ب شخصه نمیدونم متاسفانه!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
به نظر من ت خر عمرتونم سمت نمایشگاه نرین که با دیدن قیمت کتابا ممکنه هزینه بیمارستانتونم زیاد شه به دلیل سکته
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
تا اخر عمرتون درسته
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
هییییییییی چقد دلم میخاس برم نمایشگاه کتاب تهران...... یکی منو ببره وسط امتحانا..... چرا زود تر برگزار نمیکنن تا ما هم بریم؟؟
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
چشم قدر کتاب ها رو میدونیم ممنون
mahdieh.jahed
mahdieh.jahed
٩٣/٠٢/٢٢
٠
٠
متاسفانه کتاب شده یکی از عوامل من از بقیه بیشتر میدونم ها! کاشکی کتاب رو به ما هو کتاب بخونیم نه چیز دیگه
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/٢٤
٠
٠
بله.....فقر همان گردوخاکی ست که روی کتابهای فروش نرفته یک کتاب فروشی مینشیند.....توصيه من به بچه هايي كه مثل من حالاحالاها پول به كتاب نميدن اينه كه اي بوك ها رو از دست ندن...حداقل لطفي كه ميتونيم در حق خودمون بكنيم همينه :))) مرسي از شما. درست ميگي.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/٠٢/٢٤
٠
٠
بله.....فقر همان گردوخاکی ست که روی کتابهای فروش نرفته یک کتاب فروشی مینشیند.....توصيه من به بچه هايي كه مثل من حالاحالاها پول به كتاب نميدن اينه كه اي بوك ها رو از دست ندن...حداقل لطفي كه ميتونيم در حق خودمون بكنيم همينه :))) مرسي از شما. درست ميگي.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠