خیال می کردم که قرار است اتفاق مهمی در زندگیم بیفتد...
حسابی به این اتفاقات دل بسته بودم...
وقتی پیامک را خواندم به نظرم بی‌ربط آمد؛ آخر با خودم فکر کردم الان که یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های زندگی‌ام را دارم پشت سر می‌گذارم، که وقت صبر نیست.
پیامک روز اول
«یا ایها الذین استعینو بالصبر و الصلاة ان الله مع الصابرین» (البقره -156)
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید از صبر و نماز کمک بگیرید که همانا خدا با صابران است.»
راستش برایم قابل پیش‌بینی نبود که همه آن اتفاقات که قرار بود برایم دلخوشی به ارمغان بیاورند، موجب یاس و ناامیدی من شوند...
با خودم غر می‌زدم که خدایا، چرا چنین اتفاقاتی برایم می‌افتند. چرا من چنین وضعیتی دارم و خیلی چیزهای دیگر ...
راستش پیامکی که فردای آن روز دریافت کردم بیشتر من را متعجب کرد و به من آرامش خاطر بیشتری داد:
«انا کل شی‌ء خلقناه بقدر» (القمر ایه 49)
«ما هر چیز را به اندازه آفریدیم»
این برای من به این معنی بود که خدا هر چه حقم بوده به اندازه‌اش به من داده. پس دیگر جای شکایت از زمین و زمان برای من باقی نگذاشت...
........................................
اگر دوست دارید بدانید چه کسی برایم پیامک فرستاده بود یکی از سرویس‌های همراه اول است که هر روز یک آیه قران را با ترجمه برای درخواست کننده سرویس می‌فرستد.


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nas
m-nas
٩١/١٠/٠٨
٠
٣
اقای مدیر اینا دارن تبلیغ می کنند
اسمانه
اسمانه
٩١/١٠/٠٨
١
٠
تبلیغ نیست برادر شما ایرانسل بخر... حرف دل بود...
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/٠٨
٢
٠
پس باید بابت همه چیز از خدا تشکر کنیم خدایا شکرت.
اسمانه
اسمانه
٩١/١٠/٠٨
١
٠
بله چون اون بهترین کسی که می دونه اندازه ما چه قدر است و چه چیزهایی به مصلحت ماست...
مجید
مجید
٩١/١٠/٠٩
٠
٢
تبلیغه............................
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٨
٠
٠
مرسی
khashme shab
khashme shab
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
ممنون استفاده کردیم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
سلام ... خوب كه چي
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات