«پنتیوم فور» قهرمان
اتاق از تیکه پاره‌های لپ تاپ پر شد!

«پنتیوم فور» قهرمان

نویسنده : اشکمهر آتشروان

نمی‌دانم چند سال است دارمش ! کامپیوتر قدیمی «پنتیوم فور»ام رو می‌گویم. به گمانم دوازده سالی باشد. هزارتا شعر برایم تایپ کرده ، یک عالمه قصه کوتاه، دو سه تا رمان و یک نمایش نامه !

خیلی وقت‌ها آب و نوشابه و چای که می‌خوردم، ریخته رویش! با کلی خاکسترِ سیگار؛ هیچ وقت خراب نشده !

نمی‌دانم چند ساعت با هم موسیقی سنتی گوش دادیم. شب‌های طولانی و درازی را با هم گذراندیم. با شوخی‌هایی که پسِ جدی‌ترین لحظه‌های‌مان بود.

 

من در عید یک لپ تاپ کادو گرفتم  می‌گویند نباید از زمدنه عقب بود! مگد نه؟!

به هر حال کامپیوتر زوار در رفته قدیمی‌ام حالا در طبقه پایین دارد دورانِ بازنشستگی‌اش را می‌گذراند !

ما با هم شب‌های دیوانه کننده‌ای را تجربه کرده بودیم، یک روزگاری همه با ماشین تحریر می‌نوشتند.

باید با زمان جلو رفت !

پس روی میزم برای لپ تاپ جا باز کردم و دوشاخه کامپیوتر قدیمی را از برق در آوردم. یک پارچه رویش کشیدم و  گوشه اتاق گذاشتمش. این بدترین بخشِ ماجرا بود !طوری گذاشتمش روی زمین که پنداری زنده است. تقریبا منتظر بودم حرف بزند.

مثل بیشتر وقت‌ها که با روشِ خودش با من حرف می‌زد !حس می‌کردم دارم یک حیوانِ خانگی را در سرمای خیابان ول می‌کنم !

بعدش برادرم ـ که کرمِ کامپیوتر است ـ آمد تا برایم آماده‌اش کند و چیزهای اولیه را یادم بدهد.

وقتی رفت، افتادم به ور رفتن با لپ تاپ. کارهای عجیب و غریبی می‌شد با هاش کرد. اما کم‌کم دستم آمد که یک جاهایی‌اش را دستم نیست !

بعضی کارها را آن طور که باید انجام نمی‌داد !فایده نداشت! یک دستی بهش زد ولی درست نشد . خاموشش کردیم و خوابیدیم ! فردایش که از سر کار برگشتم خانه برادرم گفت که کامپیوتر باید ویروسی چیزی داشته باشد !تمامِ بعد از ظهر باهاش ور رفته بود. هنوز درست کار نمی‌کرد !

کامپیوتر «پنتیوم فور» قدیمیم دوباره از گور آمد بیرون !حالا سمتِ چپم فنجون چای، سمتِ راستم بسته سیگار. قهرمانِ قدیمیِ من برگشته و دارد این حرف‌ها را بِرایم تایپ می‌کند !

تمامِ فرشِ اتاق از تیکه پاره‌های لپ تاپِ شکسته پوشانده شده؛ آره!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
بله...........ممنون. من که خیلی کامپیوتر رو دوست دارم. ماشالا در متن که (مگد نه؟) پیدا میشود! استاد غلط املایی هستم از دانشگاه آکسفورد.
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
ببخشید استاد این لفظ گمنام کرم کامپیوتر چیست؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام /در متن ویرایش شده که ارسال کردم دو غلط املای در آن خط صحیح هستند/نمیدونم چرا اینجا غلط تایپ شده/به هر حال شما ببخشید هم دانشگاهی عزیز/خ
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
از لفظ مشهور "کرم کتاب" گرفته شده است!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
خواهش مینمایم.نمره ها اعلام شد:سمیرا 16/5 و آقای آتشروان 17 خودم 20 خواهرم 20 با ارفاق.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
خیلیم ممنون ((: به من هم ارفاق میکردین خب (: خواهرتون که در این امتحان نبود/و من هم نمیشناسمشون
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
چرا من 16/5 اتشروان 17 مهلت اعتراض به نمره ها تا کی هست؟
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
تا دیروز!خخخخخخخخ.تازه من همه ی نمره هام درسته و اشکال ندارد.مگه شاگرد تو روی استادش وامیسته؟
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
اره ...
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
دقیقا.../اره............
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام...
آخه چرا اين چكاري است جوانها بايد خيلي صبور باشند در برابر ناملايمتيها بايد بردبار بود اصلا انتظار نداشتم همچين كاري بكنيد آخر سيگار چيست.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
١
٠
به قول شاعر چهره ام جوان است و دلم پیر!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
سلام ...
شما هنوز جوان هستيد
hasani_f
hasani_f
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام من هم با آقای roshnavand موافقم ،آخر چرا؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام/با کدوم قسمتش حرفاشون /قسمت اول یا آخرش؟
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام...من جزو آن دسته افرادی ام که قادر به درک آقا اشکمهر هستم...!!!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
شما لطف داری آقای نیچه/ولی من قادر به درک کردن شما نیستم!!!شوخی کردم!!!!( از قدیم گفتن دل به دل راه داره دیگه) اره دیگه اینجا کسی من رو زیاد درک نمیکنه و اینو خودم میدونم ):
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
شما از اون دسته افراد خاصی هستین که شوخی هاتون هم خاصه...خخخخخخخخخخخخخخخ
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٣
٠
١
به نظرم تو مطالب شما همیشه دست کم یه غم کوچیک بوده.بیشتر به خدا توکل کنید.مطمئن باشید که خدا در همه حال بهترینه.ببخشید اگه رک گفتم.ممنونم :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
شاید/چشم/رک بگین رک گفتن خوبه/خواهش :)
sorme
sorme
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
ترکید؟؟؟؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
نه نترکید/راستش پخش آخرش یک کم غلو بود/شاید بهتر بود فقط مینوشتم کف اتاق "از تکه های لپ تاپ پر شد و لفظ " تکه پاره و شکسته" رو به کار نمیبردم ؟؟؟؟ |: نمیدونم
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
کامپیوتر منم8 سالشه3ماه پیش پاورش سوخت یه هفته ای هست پاور دسته دوم خریدم پول لب تاب ندارم با همین زندگی مو سر می کنم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
اره اصلا چه کاریه /کار درست رو شما میکنید.
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
آقا منم این سیستم رو 12 سال هست که دارمش ولی هر سال محتویات داخلش رو ارتقا میدم منم مثل شما خیلی دوسش دارم گاهی اوقات حس میکنم با هام حرف میزنه آخه 12 سال از عمرتو با اون سر کنی چیز کمی نیست
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
خب خوبه شما حداقل ارتقا دادینش ولی من حتا یک پیچ هم بهش اضافه نکردم !!!!
ati
ati
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
یعنی فاتحه لپ تاپ و خوندین دیگه به سلامتی.عایا
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
بله دیگه خونده شد به سلامتی هر چه تمام تر!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام:خوشحالم که مثل قبل فعال شدید.درمورد مطلب هم من هم کامپیوتر قبل را که از فروشگاه اداره گرفته بودم را خیلی دوست داشتم،6سال باهم بودیم الان هم کار میکنه فقطگفتند دیگه قابل ارتقا نیست برای کارهای روزمره یامطالعه استفاده میشه.مطلب جالب بود بجز قسمت بستۀ ...... متشکرم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
ممنون/خواستم اون قسمت بسته رو سانسور کنم و مثلا چیز دیگه ای بنویسم مثلا بسته شکلات! ولی بعد گفتم رودرباسی که نداری/دروغ چرا.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام:البته صداقت عالیه اگه بار منفی نداشته باشد.بهرحال متشکرم
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام آقا اشکمهر...منم یه سیستم داغون تو خونه دارم...سیستمای دانشگاه هم که از مال خودم داغون تر...ولی خب کار کردن با سیستم داغون هم حال خودشو داره : )))
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام/بله آدم حس نوستالژیکی نسبت بهشون داره و از یه لحاظ کار کردن باهاشون راحتتره چون عادت داریم بهش
saiideh70
saiideh70
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
کامپیوتر منم یه زمانی برا خودش سالاری بود :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
معمولا کامپیوتر خانومها همیشه نو و تر تمیزه/اینطور نیست؟
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
منم الان 8 ساله این سیستمم رو دارم :) دکمه های مانیتور دیگه کلا کار نمیکنه! گاهی دلمان برای بی جان ها، عجیب تنگ می شود...
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
عالی بود
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
تشکر از شما
گیسو
گیسو
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
من با جامدادی سال ائپول دبیرستانم خو گرفتم....باورتون میشه بعد از 11 سال هنوزم ازش استفاده میکنم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
چه جالب و با مزه
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
اقا سلام من از میراث فرهنگی مزاحمتون میشم با روی خوش میگوییم این عتیقه را تا آخر هفنه بیارید تحویل دهید وگرنه خودمان می اییم میبریمش...خخخخخخ حاجی بدش موزه دیگه بابا خستس میفهمی؟ خستس
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
چشم /فکر خوبسه (:
m_bidmajnoon
m_bidmajnoon
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
خوب بود
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
تشکر
رادمهر
رادمهر
٩٣/٠٢/١٤
١
٠
میگن یه مرده به همسرش پیامک میزنه و میگه: من تو اداره از پله ها افتادم و دستم شکسته و خانوم جهاندار منو به بیمارستان رسوندن،نگرانم نباش،و در مقابل خانوم جواب میدن که:خانوم جهاندار کیه؟!!حالا قضیه ی این متنه فک کنم همه میگن اون بسته ی سیگار چیه...
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
اف عجب مثالی زدی !
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
واقعا /خ
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
کامپیوتر ما هم از دوران قلقل میرزاس....پشت مانیتورش 2 متر طول داره! وقتی خریدیمش من اول ابتدایی بودم!...مرسی
سایه
سایه
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
خيلى جالب بود ممنون:) كامپيوتر منم از بى كفنى زنده اس ! ولى خيلى دوسش دارم مثل يه دوست:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣