در کودکی ممتاز بود و در درس جدی، سید علی آقا قاضی به فاضل بودنش شهادت داده بود. 
آرام بود و سر به زیر، عزت و سربلندی‌اش از افتادگی و متانتش نمی‌کاست.
سالخورده بود، اما از نورانیت و معصومیتش نکاسته بود .
هرگز... هرگز در طول عمرش کسی را به خود نخواند .
از عطایای الهی‌اش که می‌پرسیدی می‌گفت: اگر خداوند عطیه‌ای داد، گفتنی نیست .در اوج بود ولی خود را هیچ می‌دانست، فقط طلبه بود. جلسات درسش را مباحثه می‌نامید و شاگردانش را هم مباحثه‌ای می‌خواند .
 117بار رساله اش چاپ شد، هفت مرتبه که حتی نام خود را ننوشت. بعد هم با اصرار قبول کرد که بنویسند: «العبد محمد تقی بهجت». آثار علمی فراوانی داشت اما اجازه نشر نمی‌داد. می‌گفت: آثار علمای گذشته و بزرگان، هنوز بر زمین مانده است. 
 یک ساعت و نیم، پیش از فجر بیدار می‌شد، به استغفار و مناجات می‌پرداخت، به خواندن قرآن و تدبر در آن و نماز شب. معتقد بود عبادت ممد مطالعات هستند. می‌گفت عبادت زمان لازم برای مطالعه را به یک پنجم تقلیل می‌دهد .عباداتش در شبانه روز جمعا یازده یا دوازده ساعت طول می‌کشید. روزهای پنجشنبه و جمعه و روزهای مخصوص بیشتر هم می‌شد .
 در تمام عمر از ساده‌ترین و کم هزینه‌ترین غذاها استفاده می‌کرد. دو، سوم غذایش نان و چای بود .خواب و استراحتش در شبانه روز به چهار ساعت هم نمی‌رسید که یک سوم آن هم نشسته بود .
سخندان بود، بسیار کوتاه و خلاصه سخن می‌گفت. عصاره‌گو و اشاره‌گو بود نه سخنران. به هیچ کرامتی از خود اعتراف نکرد و در تمام عمر آن‌ها را پوشاند .کرامات خود را پوشاند که تا زنده است به او نچسبانند و رازش با خدا فاش نشود.
برای لحظاتش هم برنامه داشت، دائم در کار و تلاش بود .از حرم رفتن‌های هر روزش چنان قوت می‌گرفت که برای همه مشهود بود و با قبل از حرم رفتنش تفاوت قابل ملاحظه‌ای داشت.
 با همه مسلمانان مهربان بود، بیشتر از آن‌چه برای خودش بود می‌گفت : اگر برای مسلمانان چین دعا نکنیم، مسلمان نیستیم، گرفتاری مسلمانان، گرفتاری او بود .
 از شهر گریزان بود، در کتاب یا مجله‌ای هم نمی‌خواست اسمش را بیاورند چه به رسانه‌های تصویری. مراقبه را شرط ترقی می‌دانست و ساعت به ساعت، لحظه به لحظه به آن توصیه می‌کرد و خود تا آخرین ساعات زندگی مادّی‌اش، این مراقبت دائم و لحظه به لحظه‌اش را داشت و لحظه‌ای رها نکرد .
چند توصیه از آیت ا... بهجت :
 برای دوری از ریا، لاحول و لا قوه الا بالله را زیاد بگویید.
برای درمان عصبانیت، صلوات زیاد بفرستید .
 برای تمرکز فکر، لا اله الا الله  زیاد بگویید .
 برای رفع اختلاف زوجین، صدقه متعدد به افراد متعدد بدهید.
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٠/١٢
٢
٠
خيلي ادم باحالي بود سنگ قبرشم باحاله
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٠/١٢
٢
٢
ولي قبول كنين مورده پرستيم برا خودم اين جوري بوده بعد فوتش تعريفايي كه شنيدم
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/١٢
٣
١
کلن ذات ما ایرانیا مرده پرستیه
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٠/١٢
٢
٠
روحش شاد و یادش گرامی...
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/١٣
٠
٠
معلم دین وزندگیمون می گفت چشم برزخی داشته نمازخوندنشو دیدم قابل ستایشه روحش قرین شادی
mahshid
mahshid
٩١/١٠/١٣
٠
٠
خدا رحمتش کنه...........
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
آیت الله بهجت یکی بود و بس حیف که دیر شناختیمشان
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠