نان در چه کاریست؟!
یک شعر آموزنده

نان در چه کاریست؟!

نویسنده : s_gonah

راستی شنیدید که می‌گویند نان در فلان کار است، راستش هیچ شغلی (به غیر از چند شغل) نان داخلش نیست. بابا یکی نیست بگوید نان که در نانوایی است؛ آخر «نان در چه کاری است» هم شد اصطلاح؟ راستش شاعر می‌گوید:

یکی شغل شریفش شهردار است / یکی در مدرسه آموزگار است

یکی در شهر فرماندار باشد / یکی دکتر یکی بهیار باشد

نویسنده بود یک شغل دیگر / نویسد متن‌ها را جمله از بر

یکی هم در مغازه جوشکار است / یکی راننده بر ماشین سوار است 

یکی هم مکانیک با کار سنگین / سر و کارش بود تعمیر ماشین

یکی نانوا بود کارش فراوان / که با آرد و خمیرش می‌پزد نان

گروهی در پی کار خلافند / ز هر کار گهر باری معافند

چنین افراد فرجامی ندارند / به زندان تا ابد پا می‌گذارند

خدای ما رئوف و مهربان است / همیشه او به فکر بندگان است

بنابراین توکل برخدا کن / به راه دین و حق جان را فدا کن 

همه شغلی بجای خویش زیباست / که ایزد بر تمامش حکم فرماست

خداوندی که ما را داده نعمت / از اول شغل‌ها را کرده قسمت

بنا بر این همه از یک خداییم / به آن حرفه که داده آشناییم

خلاصه ما همه تا می‌توانیم / خدا و خلق را راضی نماییم 

سزاوار است تا خدمت نماییم / چرا که جمله در یک اجتماعیم

خداوندی که نعمت‌ها عطا کرد / نباید بند ه‌اش هرگز خطا کرد

چرا که اجر با دادار باشد / که هر جا ناظر هر کار باشد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
شاعرش کی بوده حالا؟ مرسی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
دو بیت آخرش خیلی قشنگ بودش..:)...با تشکر..:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
سلام:خیلی قشنگ بود،سپاسگزارم
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
منم همیشه میگم که خدای بزرگ به همه بنده ها نعمت میده که این نشونه لطف خداست.انشاءالله که شایسته این همه محبت خدا باشیم.ممنونم :)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
اون مکانیکه منم! :دی
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
شما ک باید توکار عسل و اینجور چیزا باشی ک……
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
مکانیک ماشینایی که عسل میبرن میارن
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
چطور نماینده های مجلس میتونن دو شغله باشن! من نمیتونم؟!
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
جالب بود، باشد که شاکر باشیم :) ممنونم.
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
جالب بود ممنونم
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
نون فقط تو شغل نانوایی است …٠_
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
نون تو چی کاری بود حالا؟
MILAD
MILAD
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
ممنون،جالب بود :-)
aftabgardoon
aftabgardoon
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
جالب بود ممنون. :)
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
خیلی ممنون
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
آقا این مطلب برای من نمی یاد!حالا اومند!ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات