این شعر را شب یلدا سروده بودم...
خیلی دوست داشتم بین مجموعه شعرهايم، یك شعر هم در مورد این شب داشته باشم...
اما نمی‌دانستم چطوری شروع کنم؟ چطوری تمام کنم؟ از چه بگويم؟...
خدا را شکر، توانستم این شعر را بنویسم، و البته خودم خیلی دوستش داشتم...
خواستم که شما را هم در این موفقیت شریک کنم...
این شعر را تقدیم می‌کنم به همه عاشق‌های واقعی...


مجنون شب یلدا را در وادی لیلی بود / در آن سیهِ شب، مه، پیشانی لیلی بود
مستت شدم و مستی در دایره جرم است / مست ارچه نشد مجنون، او ساقی لیلی بود
غمگین ز غمت اما لبخند به لب دارم / شادی دلِ مجنون در شادی لیلی بود
از لعل لبان تو در بند سکوتم من / زندان شدن مجنون آزادی لیلی بود
من خیره به روی تو تا در نگری در من / مجنون همه مات از رخ، در بازی لیلی بود
امشب شب یلدا و من رانده ز کوی تو / مجنون نشدم چون او شب راهی لیلی بود 


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar.s
sahar.s
٩١/١٠/٠٩
٠
٠
ممممممم ! عالی بود !
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩١/١٠/١٠
٠
٠
عالي بود ولي كاش زود تر منتشر ميشد
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٠/١٠
٠
٠
به به...چه زیبا بود
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٠/١٠
٠
٠
مرسی
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
سپاس فراوان
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
زیبا بود ...
پربازدیدتریـــن ها