حکایت طبیب و کله تاس...
سیرالمشایخ و تفحص حول الأمراض

حکایت طبیب و کله تاس...

نویسنده : گربه ی گریان

آورده‌اند که روزی در بطنز، مردی به سالن اپیلاسیون ویژه آقایان رفت، بهر زدودن زائده‌های کله طاسش. ایشان طبق شنودهایم همان درویش طوطی و بقال بوده، فقط جای ظاهر، باطنش ژنده پوش و وصله‌دار!

بیمار از نوع زائده‌ای، بدترین بیماری‌ها، «د.ر.غ» نام ویروس آن، واگیردار و بسیار خطرناک است. این بیماری در افرادی که  ظاهر و باطن‌شان یکی است، کمتر اثر دارد؛ و مهم‌ترین علائم این بیماری، رسوا شدن بین مردم است.

زائده داران بسیاری که زیر دست طبیب شهر و به زور، ظاهر آدمیان پیدا می‌کردند به مطب می‌آمدند.

منشی آن‌جا خانمی بود خاموش، که تا سکه در قلکش نمی‌انداختی روشن نمی‌شد! و ندارها هم میان صف  طویل مطب گدایی می‌کردند تا شاید با لقمه‌ای حلال بتوانند زائده‌های‌شان را بزدایند.

مرد که بهر پوشاندن عیبش روسری به سر داشت، در صف ایستاد و از آن‌جا که همه جا خانم‌ها مقدم ترند؛ راه‌های رسیدن به منشی برایش هموار شد. خلاصه بگویم که ساعت‌ها از برای زیر میزی سپری شد و مهم بقیه داستان است و ماندن زیر میز و شرح وقایع آن‌جا نه سودی برای من دارد و نه تو!

 

طبیب تازه از زوجیت در آمده بود و فرد و تنها پشت میز کارش منتظر سپید سوارکار ابرش سوار بود؛ و چون در چهره مرد نه مردانگی یافت، به کامش زیبای خفته آمد و تو بدان مردان حال، به عمل مردند، نه به ظاهر!

مرد بیچاره که صدایش از خرناس‌های خرس هم بدتر بود طبیب را از عالمش بیرون آورد.

از آخر مرد ترسان و لرزان روسری را از سرش برداشت و محل را به طبیب نشان داد. طبیب که خود را در آینه تمام نمای کله طاس مرد دید، مبهوت گفت که: «همانا تویی بهترین دوست و یاور که دوست نشده عیب‌هایم را نمایاندی! ای تو که در اخلاص به کمال رسیدی و باطن نشان می‌دهی، چگونه خال‌های سیاهم را بزدایم؟»

مرد که باورش شد و نفهمید طبیب زائده‌های سرش را خال‌های خودش دیده، گفت: «نصیحتی کنم آن چنان که خال‌های باطنت زداییده شوند و از سفیدی تو و دست شفاده من، تاریخ‌ها نویسند مریدان حلقه به گوشم؛ و آن این‌که چون سررشته به دست یک است، اگر دو دیدی بدان سه در میان است و اگر چهار، پنج»

و نفهم‌هایی چون من که گوششان به شنیدن نصیحت‌های این مرد و حکمت‌های اوستاکریم (که قربانش شوم)، کر است؛ بدانند راز این سخن را مفسری در کتاب «فیه الخدون» نوشته و آن اینست: «هر گامی، گام دیگری بایدش... و یک، آینه هزار شب زندگانیست، چرا که حال، معمار آینده است»

 

آمده که مرد این را بگفت و در دم به احتضار درآمد و نمرد؛ مگر آن‌که پس از سالی ازاغما درآمد، چند روزی خلوت گزید و راز و نیاز کرد؛ سپس، نه زائده‌ای در سرش زد، نه سمت بیماران زائده‌ای رفت.

در کتاب «مزید الخلقة، من یشاء»، از دست نوشته‌های طبیب آمده: « مرد که آن حکمت را به من گفت، در خود اثرش دید و فریاد زد: هیهات که عمری خود غافل بودم. در اغما، سالی نزد خدا توبه می‌کرد و چون خدا بخشاینده است، وی را بخشود و همه بهر هدایت من و کلام بلند پایه‌اش بود.»

 شیخا که طبیب دوا نمودی/ از جامه وی سیه زدودی

مژده که دلی تو را بخواند/ از قفّس تن تو را رهاند

کی شه نه زری به زرگرش داد؟/ الله که خدا فزون ترش داد       

واعظ به دهان، عمل نبودی/ در خلوت خود، دانه ربودی

جز ژاژ به کام  خود ندادی/ بر کرده خود دری نهادی

شد دلقک شه، هم خر زیور/ بهر زرخری هو برو اینور

در خیمه زر، نه زر فروشند/ جز رضای حق زری نجوشند

فر به که به فرخواهان بدادی/ فربه تو به مسکینان چه دادی؟

بس کن که سخن لایتناهیست/ هر حقی بر آن بی انتهاییست

شیخا که دمی ز حق چشیدی/ پس زائده‌ای به سر ندیدی

چون حق را به دیده‌ها نهادی/ در فعل یکی عقب نماندی

مژده که دلی تو را بخواند/ از قفّس تن تو را رهاند

کی شه نه زری به زرگرش داد؟/ الله که خدا فزون ترش داد  

جمله خلوت‌ها به سازت غلغله/ توبه فرمودی ملائک هلهله   

جمله ابلیسان به گردت آمدند/ بهر گمره کردنت نی آمدند

جمله ابلیسان به سازت کرده جفت/ تا که راز توبه‌ات را ساز گفت

در پیت ایمان و فعل فعل و فعل/ از برت ناقه بیامد آن إبل

هی تویی اندر میان، کی بر کیان/ کی به تن گشته، تو ای شیر ژیان

در شبی مه رو به پنهانی گرفت/ نور راه دل شدی، با مه جفت

چون که در گفتن بیامد، حکمتی/ شیخ ما، کرده عمل بی منتی

جمله حق گویم ز حق گو مولوی/ در نسوحی وی سخنگو مولوی

«بعد آن محنت که را بار دگر/ پا رود سوی خطرالا که خر؟»

جمله بدخواهان نه زر خواهند نه زور/ جز زر دنیا نبرّند وی به گور

چون که با حق فکر خود آمیختند/ جمله سرها را به دار آویختند

«چون بسی ابلیس آدم روی هست/ پس به هر دستی نشاید داد دست»

توبه کن واعظ، به ره آ غم مجو/ «همچو شیخ کردی» جز این چیزی مگو

چون که در اول، بیامدی به راه/ هم خدا خواندی نه این تن را تباه

مژده که دلی تو را بخواند/ از قفّس تن تو را رهاند  

 کی شه نه زری به زرگرش داد؟/ الله که خدا فزون ترش داد   

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
عاقا من حال نداشتم همه اینا رو بخونم هرکی خوند خلاصشو به من بگه!!!
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
ای آقا! شما دیگه چرا؟!
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
بله...آدم فقط حال داره اینو بخونه....هکرها پشت در خانه شما!
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
چرا دكتر جان؟؟؟؟ مگه چه فرقي دارم؟؟!!!
Mohammad JAVAD Ghandehari
Mohammad JAVAD Ghandehari
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
خخخخخخ ناراحت نشو " گربه گريان " ايشالا بعدا ميخونم!!
me_too
me_too
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
جلد دومش کی میاد؟!! خیلی طولانی بود.
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
حالا طولانیه ولی إن شاءالله با یک بار خوندنش عمرتون هدر نمیره
MILAD
MILAD
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
جالب بود :-)
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
آقایون و خانم هایی که خوندن.....نظر و مخصوصا انتقاد فراموش نشه...البته به گازانبر پشت سرشون هم موقع انتقاد یک نگاهی داشته باشند
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
سلام ... آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم.
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
سلام جناب.......یکم واضح تر انتقاد کنید
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
سلام ...
انتقاد نبود وقتي مطلب را خواندم ياد اين ضرب المثل افتادم
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/٠٩
١
٠
همینه دیگه......کلا وضوحش تو برداشتم معلوم بود.....خیلی متشکرم از نظرتون
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
بی زحمت خلاصشو به ما بگین...
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
بابا واقعا دمتون گرم....51 خط خوندن اینقد سخته؟؟؟......بابا سمپادیاش بخونن حداقل ناامید نشیم
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
من نخوندم هر کی خوند واسه من توضیح بده
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
بابا اصلا شعر آخرشو نخونید....ولی متنشو بخونید لااقل
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
من نخوندم!ولی سیو کردم.به جون مادرم!بیاین ببینین دیگه!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
سلام:خیلی جالب بود.ممنونم
ghazale
ghazale
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
بعله ! دستون درد نکنه :))))))) جالب بود :) فقد یکم ساده ترم نوشته بودین ، ..... نوشته بودین دیگه ! خخخ
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
آقا و خانم......شعرشو خودم سرودم.....البته از اولم واضح بود که خودم گفتم....و چوون خیلی از جناب مولانا خوشم میاد تو سبک ایشون نوشتم....یک خدا بیامرزی برای همه شاعرا بگید لطفا
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/٠٩
٠
٠
عاورین به دانش آموز ریاضی ک شعرم میگه.... مث شما... مث من!!!!
Niva
Niva
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
سلام گربه جان کم پیدایی خوبی،سلامتی؟ عجب متن سنگينی بود یاد ادبیات دبىرستان افتادم. ولی نکته آموزشیش جالب بود.ممنون
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام....خیلی ممنون از لطفتون....دیگه ما شهیدیم و شهیدان هم نزد خدا روزی میخورند.....لقمه نانی یا هر چیز پاک......شما خوب هستید؟
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
من خوندم عالی بود شعرشم خیلی خوب بود ممنون
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٠
٠
٠
من فعلا سه خط اول شعرو خوندم تا بعد
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
باریکلا گربه گریان ، باریکلا :))) آقا شعرتم خوب بود یکم رو وزن ها بیشتر کار کنی عالی میشه :)))
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
خیلی ممنون.....دارم کار میکنم تا بتونم جای استاد مولوی رو شاید إن شاءالله تو این زمون پر کنم
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
از کسانی که خوندن ممنونم........
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦