پنج کلید موفقیت شغلی
اگر به دنبال کار هستید حتما بخوانید

پنج کلید موفقیت شغلی

نویسنده : h_elnaz

دهه اول کار کردن، احتمالا مزخرف‌ترین دوران زندگی هر کسی‌ است. آدم مثل دونده‌ای کور به در و دیوار می‌خورد. نه می‌داند چه می‌خواهد و حتا اگر بداند، نمی‌داند چطور به آن برسد. من هم  تجربیات کار را به سخت‌ترین و پرهزینه‌ترین راه‌های ممکن کسب کردم. چهارده سال پیش هیچ‌کس نبود که این‌ها را بهم بگوید. شاید اگر بود هم به حرف‌هاش گوش نمی‌کردم. شاید هم زندگی‌م تغییر می‌کرد. این‌جا می‌نویسم‌شان به این امید که شما ناچار نباشید از راه سخت یادشان بگیرید.

 

1. کاری را انجام بدهید که ازش لذت می‌برید.

اگر لذت می‌برید معنیش این است که خوب انجامش می‌دهید. وقتی خوب انجامش می‌دهید معنیش این است که آدم «اون کاره» هستید (فحش نیست!) وقتی آدم اون‌کاره هستید، یعنی همیشه برای‌تان موقعیت کاری خوب وجود دارد.

یک نجار درجه یک از یک پزشک درجه سه می‌تواند بیشتر درآمد داشته باشد.

 

2. تا زمانی که به کاری برسید که ازش لذت می‌برید همین که کاری بکنید که آزارتان ندهد کافی‌ست.

قرار است هشت ساعت در روزتان را به ازای درآمد بدهید. نات ئه بیگل دیل. همه دنیا دارند این کار را می‌کنند. بعضی جاهای دنیا کارگران بیست ساعت از شبانه‌روزشان را در عوض یک وعده غذای گرم و جای خواب غیر مسقف می‌فروشند. پس زیاد سخت نگیرید.

من در دوران خدمت تایپیست بودم. دو سال تمام روزی هشت ساعت کارم این بود که نامه‌‌های اداری پر از غلط نگارشی را (که سرهنگ جان می‌نوشت) تایپ کنم. بعد مدتی فهمیدم می‌توانم هشت ساعت مغزم را به حالت اسلیپ ببرم و بگذارم دستم کار کند. می‌توانم نیمه پر لیوان را ببینم: بعد آن هشت ساعت مغزم با کلی انرژی ذخیره شده آماده نوشتن بود و الان در تایپ ده انگشتی می‌توانم با تایپیست‌های حرفه‌ای مسابقه بدهم.

 

3. اگر شغل‌تان آزارتان می‌دهد آن را رها کنید.

همین الان رهایش کنید. کسی بخاطر رها کردن شغلش از گرسنگی نمرده. ولی روان آدم‌های زیادی بخاطر شغل بد به کل نابود‌ شده‌ است. آدمیزاد برای زندگی بیش از از اجاره خانه به روانش نیاز دارد.

 

4. اگر تازه‌کار هستید بند پیش شامل حالتان نمی‌شود!

اگر تازه وارد دنیای کار شده‌اید از سختی‌ها استقبال کنید. شرایط دشوار برای آدم تازه‌کار موقعیت بی‌نظیری‌ست که می‌تواند طی مدت کوتاه بسیار به تجربیات و توانایی‌های شما بیافزاید. شما می‌توانید در این دشواری‌ها قسمت‌هایی از وجودتان را کشف کنید که اصلا نمی‌دانستید آن‌جاست. بنابراین سوسول‌بازی را بگذارید کنار و به شیوه آن بزرگمرد بگویید: «خرده شیشه بپاش! شن بریز!»

 

5. اگر شرایطی که پیشنهاد می‌دهند زیادی سخاوتمندانه است کار را قبول نکنید!

چرا؟! چون پول‌تان را می‌خورند. به همین سادگی. بازار کار پر از کهنه‌گرگ‌هایی‌ست که دنبال جوانک‌های ساده‌دل و بلندپرواز می‌گردند. کلاهبرداری شاخ و دم ندارد. از من می‌شنوید حتا ریسک نکنید. اگر مبلغی که کارفرما می‌گوید سنخیتی با مهارت، تجربه، شهرت شما ندارد از خودتان بپرسید: چرا من؟!

جواب: چون شما تازه کارید و راحت می‌شود سرتان کلاه گذاشت. اگر به کمک‌های الهی اعتقاد دارید شروع کنید به کندن زیر خانه‌تان. احتمال این‌که آنجا چاه نفت پیدا کنید بیش از این است که پروردگار از طریق یک پیشنهاد زیادی سخاوتمندانه کاری، وارد عمل شود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٩
١
٠
سلام: بسیارمفیدبود.متشکرم
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٠
١
٠
مشتی وقتی کلا کارنیست دیگه علاقه داشتن بهش یانداشتنش چه فرقی داره؟! شماکار نشون این جون های بیکار بده علاقه ش رو بی خیال…
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٠
١
٠
دوستان توجه داشته باشن این موارد فقط واسه اونایی هستش که تمکن مالی خوبی دارن بقیه هر کاری پیشنهاد شد رو هوا بزنن
neda_f
neda_f
٩٣/٠٢/١٠
١
٠
خخخخخخخخخخخ
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١٠
١
٠
بسیار عالی و خیلی ممنون بابت مطلبتون
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٠
١
٠
یه ضرب المثل هس ک میگه: من نیستم ک دنبال کار میدوم.. کاره ک دنبال من میدوه!! یه همچین استثناییم من!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٠
١
٠
خخخخخخخخخخخخ
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/١٠
١
٠
اخه اگه کار باشه چرا ولش کنیم؟؟؟؟؟
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١١
١
٠
دقیقا!
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١١
١
٠
ممنون.
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١١
١
٠
خیلی متشکر مفید بود :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٠٦
٠
٠
سلام..شرایطی درستی برای انتخاب شغل فرمودید..متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣