پول وَدِ! پول زور وَدِ!
گزارشی اندر باب انعام دادن و گرفتن

پول وَدِ! پول زور وَدِ!

نویسنده : محمد امین شرکت اول

صحنه‌ای کاملا عاطفی! با خنده که بر لب دارد کلماتی را بریده بریده می‌گوید و شاید دستی هم دراز کند؛ در همین‌جا است که آدم در رودربایستی‌ای شدید قرار می‌گیرد و ناخودآگاه پولی در کف دستش می‌گذارد.

حتما برای تک‌تک‌تان چنین صحنه اتفاق افتاده است؛ صحنه‌ای که فردی که کاری برای‌تان انجام داده علاوه بر حق‌الزحمه‌ای که می‌گیرد، مقداری پول هم به عنوان انعام طلب می‌کند.

انعامی که در بیشتر مواقع با حقوق ماهانه آن‌ها برابری می‌کند و یا حتی بیش‌تر هم می‌شود!

برای فهمیدن دلیل انعام دادن مردم به سراغ یکی از کارواش‌های سطح شهر رفتیم که پس از هزار خواهش و التماس حاضر شدند برای چند ساعت ما برای‌شان به صورتی کاملا مجانی(!) کار کنیم و فقط از مشتریان انعام بگیریم.

 

من که هیچ از شستن ماشین نمی‌دانستم تحت آموزش ضمن خدمتی(!) در چند دقیقه قرار گرفتم و بعد از آن آموزش‌ها برای خود استادی شدم!

 

اولین ماشین پراید بود که صاحبش مردی مسن بود. من و یکی‌دیگر از کارکنان کارواش مشغول شستن آن شدیم. دفعه‌ی اولی بود که به صورتی حرفه‌ای ماشین می‌شستم ولی بالاخره به مدد و یاری همکار گرام کار را به پایان رساندم.

وقتی تمام شد به سمت پیرمرد رفتم و از اتمام کار با خبرش کردم، می‌خواست برای حساب کردن هزینه به سمت دفتر برود که با حالتی معصومانه و ترحم برانگیز(!)، گفتم: «اگه لطف کنید مزد دست من و دوستم رو هم بدین... !»

پیرمرد که با شنیدن حرف من مستأصل شده بود، زیر لب کلمات نامفهومی می‌گفت و بعد سرش را چرخاند و انگار که دنبال راه فراری است به این طرف و آن طرف نگاهی کرد و بعد از آن نیز شروع کرد در جیب‌هایش به دنبال چیزی گشتن که از یکی از آن‌ جیب‌ها دو اسکناس دوهزار تومانی در آورد و به من داد و به سمت دفتر رفت.

بیرون که آمد به سمت‌اش رفتم و خودم را معرفی کردم که خبرنگار هستم. اول باور نمی‌کرد تا این‌که مدارک تقدیمش کردم. کمی ناراحت شد ولی وقتی موضوع را فهمید، خندید.

می‌گفت معمولا اهل انعام دادن نیست و این بار چون اصلا آمادگی نداشته؛ یک‌دفعه هول شده و پول داده.

 

چند دقیقه بعد مردی چاق با ماشین خوشگل(!) خودش آمد و آن را به ما سپرد، این ماشین را هم تمیز شستیم و وقتی زمان تحویل کار که فرا رسید من به سراغ مشتری رفتم و حرف‌هایم را تکرار کردم که ناگهان مرد با آن هیکل عظیمش عصبانی شد و گفت: «این‌جا کار می‌کنی بهت حقوق می‌دن! منم پول مفت ندارم که بخوام به کسی صدقه بدم!»

من که مثل بستنی‌ای در حرارت خورشید صدای آن مرد آب شده بودم، منتظر ماندم تا برگردد و ماجرا را برایش تعریف کنم.

برگشت و ماجرا را گفتم و بعد پرسیدم چرا به من پول ندادید؟

او گفت: «برای چی باید پول می‌دادم؛ تو داری این‌جا کار می‌کنی و وظیفه‌ات همین است و در قبال انجام‌اش حقوق می‌گیری! پس معنی ندارد که من علاوه بر پولی که در عوض خدمات شما می‌پردازم، پول دیگری را هم جداگانه به خود شما بدهم!»

 

نفر بعد یک خانم است که خودروی خود را به آب و کف و دستمال ما می‌سپرد، ماشین همین طور نَشُسته هم تمیز بود ولی باز ما یک دستی به سر و رویش می‌کشیم و خیلی سریع کارش را تمام می‌کنیم.

به سمت خانم می‌روم و به محضی که خبر اتمام کار را می‌دهم یک اسکناس پنج‌هزار تومانی بدون آن‌که چیزی بگویم در دستم می‌گذارد و به سمت دفتر می‌رود. بیرون که می‌آید به سمتش می‌روم، کارت نشان می‌دهم، جریان را می‌گویم و از او دلیل این کارش را می‌پرسم که در جواب من می‌گوید: « خب شما هم زحمت می‌کشید دیگر، شغل‌تان سخت است و حقوق کمی هم می‌گیرید و من به خاطر خوب کار کردن‌تان خواستم چیزی به عنوانی مانند جایزه و یا تشکر به شما بدهم.»

 

روی صندلی نشسته بودم که مرد جوانی با ماشین خود داخل کارواش شد و به سمت ما آمد. به ظاهر خودش و ماشینش می‌خورد که آدم پول دار و ایضاً دست و دل بازی باشد و در دل خودم به خودم وعده انعامی خوب را داده بودم. با شوق و ذوق کار او را هم تمام کردم و با لب خندان به سمتش رفتم و باز هم همان جملات همیشگی که او در جواب می گفت: « شرمنده، پول نقد همراهم ندارم!»

من که دچار یأس فلسفی عجیبی شده بودم منتظر بازگشت‌اش شدم، وقتی آمد معرفی کردم و جریان را گفتم و پرسیدم: «اگر واقعاً پول همراهتان بود به من انعام می‌دادید؟»

گفت: «اگر واقعا پول همراهم بود، بستگی داشت به کار شما؛ اگر واقعاً خوب ماشینم را شسته بودید یک پولی به عنوان دست مریزاد بهتان می‌دادم و گرنه هم که نه!»

 

نفر بعد یک جوان به اصطلاح اتو کشیده‌ای بود که ماشین را بدست ما می‌سپرد، همان اول که از ماشین خارج شد با لبخندی رو به من کرد و گفت: «اگه خیلی سریع و تمیز بشورینش یه انعام خوب هم پیش من دارین.»

او رفت و گوشه‌ای مشغول به صحبت کردن با موبایلش شد و ما نیز به کارمان رسیدیم.

بعد از اتمام کار اول به سمت‌مان آمد و خسته نباشیدی گفت و به وعده‌اش عمل کرد. وقتی از دفتر خارج شد موضوع را گفتم و پرسیدم: «چرا به من وعده انعام دادید؟ من کارم شستن ماشین شماست و در قبال حقوق می‌گیرم!»

او گفت: «من عقیده دارم آدم یک مقدار پول بیشتر خرج کند ولی خدمات بهتر بگیرد! من به شما مقداری پول بیشتر می‌دهم و در عوضش شما با دقت و سرعت بیشتری ماشین من را می‌شویید!»

 

این نصفه روزی که در این کارواش کار کردم از افراد زیادی تقاضای انعام کردم و تقریباً ماجرای همگی‌شان شبیه یکی از این چند مثالی که آوردم بود. در آخر هم با آن حدود بیست‌هزار تومان انعامی که جمع کردم برای همکارانم(!) شیرینی‌ای خریدم تا کام‌شان شیرین شود. رییس کارواش می‌گفت هرکدام از کسانی که در این‌جا کار می‌کنند در ماه چیزی حدود چهارصد هزار تومان انعام جمع می‌کنند، البته هیچ‌کدام‌شان مثل شما به این واضحی از مشتری تقاضای انعام نمی‌کنند وگرنه مقدار انعام‌های‌شان خیلی بیشتر هم می‌شد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
rdsma
rdsma
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
جالب بود :))))
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
ممنون دوست عزیز!
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
همکاری؟؟؟شاگردی؟؟؟؟چیزی نمیخواستن؟؟؟ادرسش؟؟؟؟!!!!!........اینا که چیزی نیست.......یه پسره بود تهران رستوران سنتی کار میکرد(از اونهایی که جلو ورودی رستوران به مهمونا خوش امد میگن).....میگفت به من زیاد انعام نمیدن اما باقی بچه ها که سفارش میگیرن و غذا میبرن پنجاهی هم میگیرن.......!!!!!!حالا بیا درس بخون!!!!!!!
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
الان درس کجای ماجرا بود!
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
اگه شاگرد میخاستن که من الان اینجا نبودم !!!!! ولی چیزی که مهم در مقابل گرفتن پول چه چیزی میدی !!!!
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
منکه مطلبو نخوندم فقط عکسارو نگاه کردم! البته باید جالب باشه حالا بعدا میام میخونم! فقط یه سوال پیش اومد برام: اون ماشینی که دارین میشورین اون ماشین خودتونه؟؟؟؟؟؟؟؟
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
عکسا کلا عالی بودن خخ :))))
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
اول شما برید بخونید بعد بگین ماشین خودشونه
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
:| من الان باس چی بگم من ؟!؟! دوستان زحمت جوابو کشیدن :)
MONA-R
MONA-R
٩٣/٠٢/٠٥
٠
٠
نه آقا شرکت من میخام از زبون خودتون بشنوم!!!!خخخخ
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٥
٠
٠
آره :| تا این یکی از ماشینامه :| من برای راحتیم تو هر کشور یه ماشین با یه رارنده دارم :|||
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٣/٠٢/٠٤
١
٠
خیلی باحال بود پس برید تو کارواش کارکنید حقوقش از جیم بیشتره خخخخخخخخخ راستی اون مرد آخریه چقدر انعام داده چرا پس ندادید انعام هارو راستی ماشین مارو هم میشورید انعام خوبی میدیم ها آدرس بدید بیاریمش
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
شما اول انعامتو بده ببینم چقده بعد میگم ماشینو بیاری یا نع :دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
سلام:موضوع جالبی را انتخاب کرپید.متشکرم
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
سلام؛ ممنان:)
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
آقا من نمیدونم با انعام موافقم یا مخالف...
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
خود در گیری عایا ؟!؟!؟! :دی
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/٠٤
١
٠
شما که دست به شستنتون خوب شده اگه زحمتی نیست همین ماشینو بیارم یه دستی به سر و روش بکشین دیگه!!خخخخ انعام بده نیستما گفته باشم!!
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
باس به منشیم بگین براتون وخ بزارن :دی
fafa.tk
fafa.tk
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
خو میگفتین میومدیم کمک حالا ! ما هم یه انعامی میگرفتیم خخخ حالا شیرینی ما رو بدین فعلا خخخ // دست شما درد نکنه :) خسته نباوشین :)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
مگه میخاستم برم اونجا رو خراب کنم که میگفم بیاین کم؟!؟! :دی شیرینی رو که خودمم نخوردم؛ همشو خودشون خوردن !!!! ممنون:) نظر لطفتونه :)
faride
faride
٩٣/٠٢/٠٤
١
٠
یه نکته مهم این گزارش داشت که خانم ها همیشه تمیزند!خخخ
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
١
٠
:دی دمتون گرم که نکته رو گرفتینا :دی
m-ziya
m-ziya
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
فقط اومدم اطلاع بدم که تا تهش خوندم (آیکن چشمک به محمدامبن) :)))
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
-.0
آرش قلی زاده
آرش قلی زاده
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
چقدم بهت میاد
amin20
amin20
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
بله بسیار هم عالییییییی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
جناب محمد امین جان ولی فکر کنم ماشاله با قدی که شما دارین در شستن سقف ماشینها اونجا با هیچ مشکلی روبرو نشدین! و از بقه کارکنان اونجا این کار براتون راحتتر بوده (:
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ عاره والا !!!! اصن انگار واسه همین کار ساخته شده بودم :دی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
میتونیم به این نتیجه برسیم اگ خبرنگاری و ایضا نویسندگی رو کنار بزارین..میتونید برین کارواش خوب کار کنین پول بیشتری هم میگیرین..:دی..ولی جدا از شوخی...واقعن وقتی خوب کسی کار میکنه به نظر منم باید بهش انعامی داد دیگ...ولی کاروآش اتوماتیک دیگ انعام نمیخوآد بهترم میشوره اصن...:دی...با تچکر از گزارشتون...خیلی خوب بود..:)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
:دی هنو شما کوجای استعداد مارو دیدین :دی / ولی من خودم زیاد از انعام دادن خوشم نمیاد :) / ممنون از شما سهراب بانو :)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
:دی هنو شما کوجای استعداد مارو دیدین :دی / ولی من خودم زیاد از انعام دادن خوشم نمیاد :) / ممنون از شما سهراب بانو :)
shiezadeh
shiezadeh
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
مممم واقعا سوژه و گزارش خوبی بود :) // واکنش مردم هم در نوع خودش جالب بود، البته ب نظرم حتی اگر نمیخان انعام هم بدن حق ندارن با طرف مقابل این طوری صحبت کنن و از بالا ب پایین نگاه کنن! ... // جای مستر شرکت بودم همون جا یه کشیده نر و ماده تحویل صاحب ماشین خوشگل می دادم! خخخ // انعام تان مستدام! خخخ :) // سپاس فراوان!
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
مممم بسیار ممنون از این دید خوبتون:) // والا // خو اگه من میخاستم در برابر چنین رفتارایی چنین واکنشایی نشون بدم که اونجا نسل کشی میشد :دی // اعصابتان مستدام! خخخ :) // ممنان فراوان!
admincheh
admincheh
٩٣/٠٢/٠٤
١
٠
چه جالب !اما خب انعـام دادن تو جامعه ی ما به نوعی صدقه و اینا محسوب می کننش !هرچند خودم تا حالا تو این وضعیت قرار نگرفتم!!
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٤
٠
٠
همین دید باعث یه حس بدی تو آدم میشه /// ممنون از نظر لطفتون :)
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/٠٥
١
٠
الان چیزایی که من از این گزارش فهمیدم و باید بهشون عمل کنم.1:هیچوقت و تحت هیچ شرایطی با محمدامین کشتی نگیرم.تا حالا از این زاویه به محمدامین دقت نکرده بودم خخخ.2:اینکه برم تو کارواش کار کنم.3:اینکه یه کارتخوان سیم کارتی هم داشته باشم که هرکی پول تقد نداشت کارت بکشه.//دست گلت درد نکنه محمدامین جان.خیلی خوب بود :)
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٥
٠
٠
:دی فدایی داری داداش :)) براکس خودمم اینو به همکارام در کارواش پیشنهاد دادم :) // خواهش عاقا. ممنان :)
sherlok
sherlok
٩٣/٠٢/٠٥
٠
٠
مشتری اگه از طرف راضی باشه خودش انعام میده، احتیاجی به گفتن نیست.
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٥
٠
٠
بازم بستگی به مشتریش داره ...
s_didehban
s_didehban
٩٣/٠٢/٠٥
٠
٠
واقعا جالب بود البته خانم ها مسلما احساساتی ترن
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٥
٠
٠
اصلنم مسلم نیست !!!! // ممنان :)
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/٠٥
٠
٠
همچون بستنی در حرارت خورشید صدای .... من با این تشبیهتون خود درگیریه ذهنی مزمن پیدا کردم!! اگه میشه با عرض معذرت وجه شبه خودتونو با بستنی با رسم شکل توضیح دهید!
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
خخخ وجه شبه من و بستنی اینه که خیــــــــــــلیا دوسمون دارن و پرطرفداریم :دی
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
خخخ اعتماد ب نفس شما رو من داشتم با چنگال ب آمریکا حمله میکردم!!
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
هر موقع تونستین با قاشق حمله ور بشین خودتونو با من و بستنی مقایسه کنین :دی
A_K
A_K
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
چوطوری تونستین برین؟؟
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
طبیعتن از در ورودی رفتم !!!!!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
برادرا خسته نباشن بابت این مطلب مفرح (با ماشین خوشگل!)انعام خوبی پیش ما دارن
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
:) ممنان بسی زیاد!!!!! اگه میشه انعاممو پست کنین دفتر جیم روشم بنویسین ذخطر مرگ :دی
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
خخخخخخخخ
mahdi-h
mahdi-h
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
بسیار خوب بود :) نمیدونم این فلسفه انعامو کی راه انداخته اصن ؟ خخ
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
بسیار ممنان :) والـــــــــــآ خـــــــآهر !!!! :دی
ati
ati
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
شغل جدید مبارک//خخخخخخخخخخخخخخخخ
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
خواهش :)
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
خیلی جالب بود :))) منم یک سری خاطرات دارم :خخخخخخ | آقا انعام خیلی خوبه فقط همینو میدونم من :دی، شنیده بودم کار کارواش درامدش خوبه ولی دیگه نشنیده بودم که400 هزارتومن فقط انعام می گیرن...!
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
:) خواهش :) خو خاطراتتو در اختیار ما هم بگذار :دی ولی من زیاد خوشم نیومد از انعام گرفتن ... والا خوب پول میگیرنا !!!! اصن جم کن برین بزنیم تو کار انعام گیری ! یه دفتر میزنیم هی از مردم انعام میگیریم هی از مردم انعام میگیریم :دی
اسمانه
اسمانه
٩٣/٠٢/٠٦
٠
٠
ممنون که تجربه انعامی تون رو در اختیارمون گذاشتین .. خدا قوت..
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
خواهش که تجربه انعامی منو خوندین... شما هم همتر :)
ف-گ
ف-گ
٩٣/٠٢/٠٧
٠
٠
سلام. خییییییییییییلی جالب بود. عکسها هم بسیار گویا بودن! جناب شرکت خدا قوت! حسابی خسته شدید :) اون صاحب ماشین خوشگله هم خیلی بی تربیت و بی نزاکت بوده! یه آپارکات روش اجرا می کردین حالش جا بیاد!! :|:| والا! دی:
z_sadat salmani
z_sadat salmani
٩٣/٠٢/١١
٠
٠
ممنونم خیلی خوب بود
maryam_f
maryam_f
٩٣/٠٣/١٠
٠
٠
ممنون خوب بود
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠