این‌جا نماز جا ندارد!
با عرض پوزش...

این‌جا نماز جا ندارد!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

صحنه اول//

دم غروب است! خیابان را بالا و پایین می‌روی به دنبال مسجد! می‌خواهی بروی و قول و قرارت را به جا بیاوری؛ در خیابانی که بالای شهر است و شلوغ! و همه به قرارهای‌شان رسیده‌اند وخیابان گز می‌کنند ولی کسی به قرارش با خدا فکر نمی‌کند.

 

صحنه دوم//

مجبور شده‌ای بروی دکتر و عکس و آزمایش. صدای اذان گوشی‌ات تو را به خود می‌آورد که اول وقت را فضیلتی است دیگر. از پرسنل آن‌جا می‌پرسی که نمازخانه کجاست! جواب منفی است، نمازخانه نداریم!

 

صحنه سوم//

از خیابان گردی و دنبال خانه خدا گشتن خسته شده‌ای! می‌رسی به یک مجتمع شیک. می‌گویی حتما این‌جا نمازخانه دارد. از مطلع می‌پرسی، راهنمایی‌ات می‌کند طبقه منهای دو. چشمت به آب نمای زیبای مجتمع می‌افتد که به اشکال مختلف فرو می‌ریزد. زیر لب تکرار می‌کنی منهای دو و می‌روی زیر زمین! هنوز هم موفق به یافتن نماز خانه نشده‌ای. از کسی سوال می‌کنی، راهنمایی‌ات می‌کند سمت پارکینگ.

چشمانت که پارکینگ را دور می‌زند، می‌بینی دو نفر در یک اتاق دو در سه یا سه در سه درحال نماز خواندن هستند. یک پرده هم وسطش گذاشته‌اند که نامحرم‌های نماز خوان همدیگر را نبینند. از طرفی خوشحالی که جایی در زیر زمین به ملاقات خدا رفته‌ای و ناراحتی که افسوس آب نمای مجموعه چه زیباتر است از عبودیتش.

 

با دوستت که چرتکه می‌اندازی، می‌بینی نمازمان به اندازه کسب‌مان نمی‌ارزد! به اندازه یک مغازه! نمازمان مثل همان انباری است که نمازخانه شده است! نمازمان را مدفون کرده‌ایم در پستوی دل‌مان در همان طبقه منهای دو!

ما که آخر در زیر ِزمین به ملاقات خدا می‌رویم در روی زمین زیرزمینی‌های دل‌مان را گذاشته‌ایم برای خدا!

خدا در دل‌مان غریب است مثل نمازخانه مجتمع تجاری که شده است جای پارک! یا شاید هم جای پارک‌مان شده است محل تجارت با خدا...

افسوس می‌خوری و واویلایی در دلت به راه می‌اندازی و یادی از کشورهای دوست و همسایه ترکیه، عربستان و... می‌کنی که مسجدشان رونق بازارشان است .

حساب می‌کنی که یک غیر ایرانی به دنبال مسجد برسد به این‌جا و خجالت می‌کشی.

دلت نمی‌خواهد این را بگویی ولی با عرض پوزش این‌جا نماز جا ندارد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
.................................///چی بگم.......افسوس می‌خوری و واویلایی در دلت به راه می‌اندازی و یادی از کشورهای دوست و همسایه ترکیه، عربستان و... می‌کنی که مسجدشان رونق بازارشان است .//// خیلی قشنگ مینویسی و تاثیر گذار..تشـــــــــــــــــکرات:)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
چه قدر بد.جای تاسف داردوممنون.
باران
باران
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
هوووم درسته
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١٣
٠
٠
سلام:بله متأسفانه در بعضی اماکن جای خالی نمازخانه خالیست.چون سازندگان آنجابیشتر از معنویات به فکر مادیات بوده اند.متشکرم از مطلب بجا وعالیتون.
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
جای تاسف داره.واقعا نمیدونم به کجا داریم میریم//موضوع خیلی خوبی بود دخترعمو.ممنون.
f_dehghan
f_dehghan
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
عالی بود....
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/٠٢/١٤
١
١
راستش از این متنتون واقعا خوشم امد
Niva
Niva
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
بعله متاسفانه از اين نمونه ها زياد داريم! همين که وقدت نماز ميری مسجد و ميبینی چقدر خلوته در صورتی که بازار پر از آدم هايى هست که بی هدف چرخ ميزنن هم تاسف باره!!! ممنون ياد بيلبوردی که چند روز پيش تو خيابون ديدم افتادم::( واجب فراموش شده ) البته منظورش نماز نبود!!!.
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
چقدر سخته بخوای احساستو از این تأسف بیان کنی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
بعله درست می فرمایید
گیسو
گیسو
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
خیلی عالی بود ممنون. دبیرستان ماهم که توسط خیرین بناشده بود.،نمازخونه نداشت....باوجود تمام امکانات در حد عالی.ازمایشگاه و سلف و.....
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
حرفتون درسته ولی کسی مه بخواد نماز بخونه به هیچ کدوم از اینا توجه نمیکنه چون ادم واسه خدا نماز میخونه نه واسه در و دیوار مسجد
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
اینکه چیزی نیس ما چند ماه اول دانشگاه مسجد نداشتیم...تو یک کلاس کوچیک نمازجماعت برگزار میشد
faeze
faeze
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
:(
u_razavi
u_razavi
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
مرسی از دخترعموی گرام............واقعا جای بسی تاسف................
moh_karimi
moh_karimi
٩٣/٠٢/١٤
١
٠
جز تاسف چی بگم
karen
karen
٩٣/٠٢/١٤
١
٠
واقعا جاي تاسف دارد.........ممنونم ازتون به نكته خوبي اشاره فرمودين
سهره
سهره
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
ببخشید...احیانا اون مجتع تجاریه کیان سنتر نیس؟؟؟؟!!!!!خخخخخ
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٥
٠
٠
قرارنشد ب مجتمع بابای من گیر بدین ها…خخخخخخخ
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
...:)))
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
خوش به حال خودم که توی شهرم(قوچان) سر هر 4راه یه مسجد هست
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٥
٠
٠
سر چهاراه شهید داودی مسجدش کجاست؟
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٣/٠٢/١٥
٠
٠
به طور میانگین گفتم سر هر 4راه
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٦
٠
٠
افرین میانگین
سهره
سهره
٩٣/٠٣/٠٧
٠
٠
الان خاستید بگید که قوجانی هستید عایا؟؟؟!!!خخخخ
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
به نظر منم جای تاسف داره که همه مسائل تو جامعه ما مطرح میشند اما دریغ از این کار که از همه این مسائل ممکنه مهمتر هم باشه.به خاطر مطلبتون ممنونم.
admincheh
admincheh
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
تقریبا مد شده نمازخانه ها طبقه منفی یک باشن !!پیشنهاد می کنم یه سر بری بازار گوهرشاد ؛نماز خونه اش یه شش ضلعی کوچیکه با چند تا پارتیشن که تا کمر هم نمی رسه در بین رنگ و لعاب مغازه های لوازم خانگی و جهیزیه !!!اندازه دونفر !
judy_abbott
judy_abbott
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
واقعا که...........نمیدونم چی بگم..... مرسی
علیرضا
علیرضا
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
البته همه جا اینطوری نیست... اما خیلی جاها هم همینطوره که شما گفتید... راه وقتی گم میشه دیگه چه انتظاری دارید!
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٣/٠٢/١٤
٠
٠
مهم.........انسان نباید مفرط باشد.....و نباید خود را محدود کند.....از طرفی زمینه باید برای همه فراهم شود......بودچه و بیت المال نباید سرخود صرف ساختن مسجد شوند.....باید مسیحی ها هم جای خوبی برای عبادتشان داشته باشند.....خلاصه که هیچی
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠٢/١٥
٠
٠
اره حرف شما درسته....و متاسفانه هم درسته!
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٥
٠
٠
واقعاجای تاسف داره…مثلا مملکت اسلامیه!!
bahareh22
bahareh22
٩٣/٠٢/١٥
٠
٠
موافقم باهات:)ممنون:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦